
نگرشی به سیرۀ امام سجاد(ع) در هدایت شیعه
در روند رو به رشد فرهنگ و تمدن اسلامی، حضور نیروهای توانمند با تربیت صحیح، محور اصلی به شمار میرود. ائمه(ع) به منزلۀ رهبران دینی-سیاسی و معلمانی که وظیفۀ تربیت جامعه را بر عهده دارند، بنا بر اقتضای زمان، روش خاصی را برای تربیت نیروهای مناسب در پیش گرفتند. اصل تعلیم و تربیت دینی و عرضۀ نیروهای کارآمد برای پیشبرد اهداف جامعۀ توحیدی، از جمله اصولی است که به اندیشه و تفکرات آنان قوام بخشید.
از مهمترین نتایج این پژوهش، رهیافت به این نکته است که ائمه(ع)، برای پرداختن به این اصل مهم، از شیوههای مختلفی استفاده میکردند و با آموزش موضوعات مختلف علوم اسلامی و انسانی، اهداف تربیتی و آموزش را محور کار خود قرار داده، توانستند با توجه به شرایط خفقان عصر حاکمان بنیامیه و بنیعباس، به تربیت شاگردان برجستهای بپردازند.
در سیرۀ پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و حسنین(ع) نگرش پیشبرد اهداف الهی با تربیت صحابه و یارانِ دارای قابلیت، به روشنی قابل شناسایی و بررسی است؛ اشخاصی همانند عمار یاسر، مقداد، سلمان، اصبغ بن نباته، اویس قرنی، حجر بن عدی، کمیل بن زیاد، حبیب بن مظاهر و… .
اما پس از واقعۀ عاشورا و آغاز دورانی با شرایط خاص در میان محبان اهلبیت(ع) که حتی در تقسیمهای فکری و کلامی به عنوان نقطۀ عطفی در سیر تفکر و اندیشههای شیعه برشمرده شده است، شاهد تغییر روش و ملاکهای تربیتی و نیروسازی اهلبیت(ع) هستیم.
قیام فکری و حرکت معنوی خاص امام زینالعابدین(ع) در سیاهترین دوران بنیامیه، بستری مهیا میکند که از دل آن، عظیمترین حرکت شیعی که معرفی مرجعیت علمی اهلبیت(ع) است، پایهگذاری میشود.
وضعيت شيعه و نقش امام سجاد(ع)
کوفه که در زمان امام سجاد(ع) پايگاه شيعه شناخته میشد، به مرکزي جهت سرکوب شيعيان تبديل شده بود. شيعيان واقعي امام حسين(ع) در حادثۀ کربلا به شهادت رسیده بودند و امت اسلامی پس از واقعۀ کربلا و شهادت جمع زيادي از خاندان پيامبر(ص)، در وضعيت روحي و فکري سختي به سر ميبردند. دشمنان خيال مي کردند، پس از واقعۀ عاشورا، ديگر در هيچ زماني شيعه و رهبران آنها نميتوانند قدرت پيدا کنند؛ ولي اين خيال باطلي بود. امام سجاد(ع) موفق شد در سايۀ تلاشهاي فراوان، به شيعه حياتی تازه ببخشد و زمينه را براي تجديد حيات واقعي در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آماده سازد.
. دورنماي كلي عصر امامت آن بزرگوار را ميتوان به سه مرحله تقسيم كرد: الف. دروان اسارت، ب. دورۀ قيامها و شورشها و ج. دوران ثبات و سازندگي.
نوع رهبری امام سجاد(ع) بعد از جریان عاشورا، در تمام این دوران با تکیه بر حفظ کیان امامت و تربیت جامعه بر اساس مضامین عبادی و نفوذ در لایههای اجتماعی بود. امام با سنجش شرايط زماني و سياسي مدينه، به وسيلۀ دعا به پرورش فكري شيعيان پرداخته و صحيفۀ سجّاديه را -كه نمايانگر سيرۀ تربيت ديني و حتي سياسي و اعتقادي ايشان، در پرداختن به مباحث شناخت ذات و صفات خداوند، مقام و منزلت پيامبر و امامان شيعه(ع) است- بر جاي گذاشتهاند. در کنار این منبع الهامبخش توحیدی، مهمترین اقدام حضرت در آن دوران، کادرسازی به وسیلۀ نیروهایی بود که دستگاه بنیامیه کمترین توجهی به آنان نداشت.
جوّ سیاسی دوران امامت امام سجاد(ع)، به گونهای بود که نمىتوانستند به تأسیس مكتب و تربیت علنى بپردازند. ایشان برای احیای سنت از دست رفتۀ پیغمبر(ص) به تربیت بردگان پرداختند. بردگان به دلیل جایگاه اجتماعی، کمترین نگرانی را برای حکومت بنیامیه به همراه داشتند و عملاً حضور تعداد بیشمار بردگان و آزاد شدن آنها، موجب حساسیت حکومت نمیشد؛ اما در همان ایام، امام با تربیت این گروه، نیروهایی را جهت مبارزۀ خاموش و انقلاب فکری و اندیشهای تربیت کردند.
پی نوشت ها:
(1) كشف الغمّة فى معرفة الائمّة: ج3/85.
(2) رنجبر، محسن: «نقش امام سجاد(ع) در رهبرى شیعه»، به نقل از: سیّد الاهل، زینالعابدین على بن الحسین، ترجمۀ حسین وجدانى، ص49.
(3) جعفریان، رسول: «حیات امامان شیعه»، ص387.
(4) اختیار معرفة الرّجال: ج2/827.
(5) اثبات الوصیّة:204.