مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

تعابیر دقیق

مطلب ديگر اين است كه ما اين بزرگوار را با زبان‏هاى ناقصِ خودمان توصيف مى‏كنيم. امروز هم شعراى عزيز ما همين مضمون را بارها تكرار كردند، كه ما با اين بيان ناقص و با اين ديد قاصر، فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها) را توصيف مى‏كنيم. اين ديد، ناظر به آن مقامات معنوى نيست. چون به آنها دسترسى نداريم، آنها را نمى‏فهميم و درك نمى‏كنيم. گاهى تعبيراتى گفته مى‏شود كه خيلى هم دقيق نيست. مثلاً «عرش خدا زير پاى تو» يعنى چه؟ عرش خدا چيست؟ اينها خيلى روشن نيست؛ همين‏طور يك تعبيرى است. چون مى‏خواهند تكريم و تعظيم كنند، اما واقعيت مطلب در ذهن كوچك ما نمى‏گنجد، از چنين تعبيراتى استفاده مى‏شود؛ گاهى خوب است، گاهى هم خوب نيست؛ گاهى درست است، گاهى هم درست نيست.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت 05/05/1384

 

حربن یزید

دل زینب را شکست. گریه بچه‌های حسین را درآورد. اما به خاطر مادر پهلو شکسته سادات احترام ارباب را نگه داشت. آنگاه که حسین به او گفت مادرت به عزایت بنشیند سرش را به احترام زیر انداخت و عرق شرم بر پیشانیش روان شد. این کار او موجب شد تا بر سر دو راهى حق و باطل، راه حق را برگزيند و آزادگى و مردانگى خود را به اثبات برساند. در بيان بزرگوارى او همين بس كه در وقت شهادت، وقتى حضرت سر او را به زانو گرفت به او فرمود: تو حری(آزاده‌ای) همانطور که مادرت نام تو را حر نهاد.

راستی! بچه سیدها خیلی عزیزند. به حرمت مادرشان زهراسلام الله علیها به آنها احترام بگذاریم.

پی‌نوشت:

1نفس المهموم، ص 321.

 

روضه حر

حر خدمت امام حسين عليه‏السلام آمد و عرض کرد: چون اول کسي بودم که راه را بر تو گرفتم، اجازه فرمائيد اول کس باشم که در راه تو کشته شوم و فرداي قيامت اول کسي باشم که با جدت مصافحه کنم.

پيش قدم شد و به ميدان رفت و در مقابل لشکر ايستاد و رجز خواند و با آنها به مقاتله پرداخت، تا آنکه چهل نفر از ايشان را به جهنم فرستاد. و چون اسبش را پي کردند پياده مي‏جنگيد تا او را از پا درآوردند.

امام حسين عليه‏السلام به ميدان آمد، حر را برداشته نزد سپاه خود آورد، پياده شد و سر او را بر دامن گرفت و با آستين گرد از رخسار وي پاک مي‏کرد.

رمقي براي حر مانده بود، ديده باز کرد، سر خود را در دامن آن جناب ديد تبسمي کرد و گفت: يابن رسول‏الله از من راضي شديد؟ امام فرمودند: من از تو خشنودم، خدا از تو راضي باد. حر شاد شد و از دنيا رفت. و امام عليه‏السلام با اصحابش براي حر گريستند.1

در بعضی مقاتل آمده خضرت این جمله را نیز به او فرمودند:«تو حر هستي (يعني آزادمردي) همانطور که مادرت تو را حر ناميد و تو در دنيا حر هستي و در آخرت نيز آزادمرد خواهي بود».2

مرحوم سيد نعمت‏الله جزايري مي‏نويسد: جماعتي از ثقات برايم نقل نمودند که چون شاه اسماعيل صفوي بغداد را فتح کرد به قصد زيارت حضرت امام حسين عليه‏السلام به کربلا آمد، شنيد که عده‏اي از مردم به حر طعن مي‏زنند و بد مي‏گويند.

سر قبر او آمد و دستور داد که قبرش را شکافتند، ديدند که مانند مردي خفته در قبر خوابيده و گوئي تازه بخون غلطيده، به آن هيئت که شهيد شده بود، و دستمالي بر سرش بسته بود. شاه اسماعيل خواست آن دستمال را – که طبق نقل تواريخ امام حسين عليه‏السلام به سر او بسته بودند – برگيرد. چون دستمال را باز کردند خون روان شد تا قبر را پر کرد، و چون آن دستمال را بستند خون بند آمد، دوباره گشودند خون روان شد و هر چند خواستند به تدبيري خون را به دستمال ديگر بندآورند ميسر نگشت. لذا همان دستمال را به سر او بستند. و خوبي حال او بر آنها روشن شد.

سپس دستور داد بر قبر او بنائي ساختند و خادمي بر آن گماشت.3

پی‌نوشت:

1.‌ روضه الشهدا، 280

2.‌ بحارالانوار،ج45،ص13

3.‌ انوارالنعمانیه،3، 266

 

توبه

اگر راننده در مسیری به انحراف رفت، پس از توجه، از راهی که رفته باز می‌گردد، ولی اگر به مسیر خود ادامه دهد و فقط به زبان بگوید: منحرف شدم، منحرف شدم، ماشین به مسیر اصلی بر نمی‌گردد و هیچکدام از مسافران، عذر این راننده را نمی‌پذیرند.

هر انسان خطاکاری که در انصراف از گناه و خطا جدی باشد حتما خداوند متعال این پشیمانی را می‌پذیرد چرا که خداوند هم توبه را می‌پذیرد: «ان الله یقبل التوبه»1 و هم توبه کننده را دوست می‌دارد«ان الله یحب التوابین»2. اگر مال کسی را به ناحق خورده به صاحبش برگرداند، اگر کسی را آزرده، عذرخواهی کند. اگر نمازی را نخوانده، قضا کند. اگر حقی را ضایع کرده، جبران کند و…

توبه، رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداست که طبق فرمایش پیامبر اکرم(ص) حتی اگر یک لحظه قبل از مردن هم باشد، مورد پذیرش خداوند قرار می‌گیرد. امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی درونی، استغفار زبانی، استغفار عملی و تصمیم جدی بر عدم بازگشت به گناه»3

توبه از جرم و خطا، حال سحر مي خواهد                     خلوت نيمه ي شب اشك بصر مي خواهد

وادي طور همين هيئت هر هفته ي ماست                  ديدن نور خدا اهل نظر مي خواهد

سختي گردنه ي عشق زمينت نزند                             راه پر پيچ وخمش مرد سفر مي خواهد

صرف اين سينه زدن ها به مقامي نرسيم                     محرم راز شدن ديده ي تر مي خواهد4

پی نوشت:

  1. توبه/104
  2. بقره/222
  3. غررالحکم/651
  4. شاعر : وحید قاسمی

 

ايجاد صفاي معنوي و توجه به امام زمان (عج)

… اصلاً ما از اين هيأت چه مي‌خواهيم؟ ما يك هيأت قبراق، سرزنده، سينه‌زن، سرودخوان، متوسل و با توجه خاص به حضرت مهدي(عج) مي‌خواهيم. يعني به طور كلي دو نكته جدي را از اين هيأت‌ها توقع داريم. اولاً حال مناجاتي و دعا و صفاي معنوي بايد در جلسات ما مطرح باشد. ثانياً بايد اين هيأت رويكرد خاصي هم نسبت به حضرت حجت ـ عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف ـ داشته باشد… و بعد هم در ارتباط با … رهبر عزيزمان از منظر نيابت و شناخت آقا و انديشه‌هاي آقا.

….پس تلقي ما از هيأت انصارالمهدي (ع)، يك هيأت آراسته، حساب شده و قشنگ است.

سخنراني حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری در جلسه‌ي كادر معاونت فرهنگي اتحاديه (18/10/80)

 

گفت: چرا در غم از دست دادن دیگران گریه میکنیم مگر پیامبر اسلام از گریه برای مردگان نهی نفرموده است؟

گفتم: خود پیامبر در غم از دست دادن فامیل یا آشنایان به عزاداری و گریه می‌پرداخت.

مسلمانان در جنگ اُحد 70 شهيد دادند؛ در مدينه هر كسى براى بستگان شهيد خود گريه مى‌كرد. چشمان پيامبر(ص) با ديدن اين صحنه، پر از اشك شد و فرمودند: «اما عمويم، حمزه، گريه كننده ندارد»1 « جنازه‌ى حمزه را رو به قبله نهاد و ايستاد و با صداى بلند گريه كرد و صفات خوب حمزه را برشمرد.»2

اسماء همسر جعفر بن ابى طالب، كه از زن‌هاى با ايمان و وفادار صدر اسلام بوده است، مى‌گويد: «جعفر در جنگ موته به شهادت رسيد؛ بر رسول خدا(ص) وارد شدم، ايشان فرمودند: اى اسماء، فرزندان جعفر كجا هستند؟ آنان را پيش آن حضرت آوردم، آنان را در آغوش كشيد و گريه كرد و گفت: جعفر امروز به شهادت رسيد­.3

1. سيرة الحلبيه؛ ج 2، ص 206.

2. همان، ص 60.

3. ابن سعد، طبقات، ج 8، ص 282.

 

مهمان امام حسین(ع)

باید به اردوگاه می‌رفتیم. من و حسین با موتور بودیم. سوار شدیم و موتور را روشن کردم. به محض این که حرکت کردیم، گفت: حسین روضه بخون.

آخه الان؛ روی موتور؛ مگه میشه!!! مگه داریم!!!! هر چی بهونه آوردم؛ زیر بار نرفت.

گفت: حسین! من چند شب دیگه مهمون امام حسین(ع) هستم. می‌خوام به آقا بگم، همه جا برات گریه کردم. شب، روز، ظهر، خلوت، جلوت، توی سنگر، حسینیه، پشت خاکریز، پشت ماشین؛ فقط مونده روی موتور گریه کنم.

فایده‌ای نداشت؛ اصرار پشت اصرار. بالاخره قسمم داد که براش روضه بخونم.

همون‌جا، روی موتور، روضه شروع کردم. یه سلام دادم به امام حسین(ع) و یه خط شعر برای حضرت علی اکبر(ع) خوندم.

روضه من تموم شده بود ولی حسین هنوز داشت گریه می‌کرد. رسیدیم به اردوگاه شهدای تخریب؛ اما هنوز گریه‌اش تموم نشده بود. چند دقیقه ایستادیم تا گریه‌اش بند اومد….

گذشت و گذشت تا اینکه چند شب بعد مهمون امام حسین(ع) شد، همونطور که گفته بود.

 

خاطره شهید حسین نیکو صحبت، گردان تخریب لشگر17علی بن ابی طالب(ع)، بر اساس روایت حاج حسین کاجی از گردان تخریب لشکر17علی بن ابی طالب(ع)

نام پدر:رضا

تولد:1349-قم

شهادت:4/10/1365-کربلای4 شلمچه

محل دفن:گلزار شهدای علی بن جعفر قم

قطعه12ردیف8شماره73

 

 

 

 

 

 

 

 

 

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی