مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

 روش تربیتی خوی و عادت از دیدگاه امام علی (علیه‌السلام) و دانشمندان
عادت، یكی از ابتدایی‌ترین و شناخته شده‌ترین روش‌های تربیتی است كه مورد استفاده‌ی مربیان قرار گرفته و می‌گیرد. برای آشنایی بیش‌تر با این روش و نگرش امام علی‌(ع) در مورد آن، در ابتدا به تعریف و ویژگی‌های عادت اشاره می‌شود؛ آن‌گاه دیدگاه تنی چند از روان‌شناسان و فلاسفه را مطرح کرده، و سپس با استناد به روایات و حكمت‌ها، به طرح دیدگاه آن امام همام می‌پردازیم. در پایان نیز چند راهكار و پیشنهاد عملی در این زمینه ارایه می‌شود.

عادت در فرهنگ فارسی عمید به «خوی یا كاری كه انسان به آن خو بگیرد و در وقت معین انجام دهد» معنی شده است. «ابن سینا» آن را «تكرار زیاد یك عمل در زمان‌های نزدیك به هم كه در دراز مدت ادامه می‌یابد»، می‌داند و «ابن مسكویه» می‌گوید: «حالتی است در روان انسان كه او را به انجام عمل بدون نیاز به اندیشه و تأمل سوق می‌دهد.»

با این وجود، بعضی نیز تعاریف ارایه شده از عادت را دچار عادت زدگی دانسته‌اند: «عادت، عبارت است از تمام تظاهرات و فعل و انفعالاتی كه ابتدا به صورت اتفاقی یا غیر ارادی و یا ارادی به علتی خود به خود ظاهر، ولی پس از تكرار نوسانات تطبیقی، بالاخره تبدیل به عادت می‌شوند.»

با جمع‌بندی تعاریف بالا، می‌توان گفت كه عادت:

الف. نتیجه‌ی تكرار است و استمرار عمل موجب آن می‌شود؛

ب. امری تدریجی و غیر ناگهانی است؛

ج. برای انجام هر بار عمل، نیاز به تفكر ندارد.

روان‌شناسان و مكاتب روان‌شناسی نیز عادت را مورد توجه قرار داده‌اند.

روان‌شناسان رفتارگرا و پیوند گرایان نیز یادگیری را تشكیل عادت تلقی كرده و بر قانون تكرار و تمرین، به منظور ایجاد عادت نسبت به رفتارهای فرا گرفته شده تأكید می‌ورزند. نظریه‌ی میدان شناختی در یادگیری هم به عادت اشاره كرده و آن را عمل مؤثر و كارسازی می‌داند كه از كردار فرد بر پایه‌ی بینش او پدید می‌آید و معتقد است هنگامی كه در ساحت شناختی، به وسیله‌ی تعمیم و تفكیك و نوسازی تغییری حاصل شود، دلیل بر تغییر در ادراك و معناست و رویداد معنادار، دارای وضع روانی و مسیر مشخصی است، فرد می‌داند چه اعمالی و چه نتایجی را به دنبال دارد و این امر، اساس عادت است. عادت، انسان را قادر می‌سازد تا هوشمند عمل كند؛ زیرا در بسیاری از موارد، اندیشیدن وجود ندارد یا صرف وقت زیاد، زیان بخش است و لذا تعمیم عادت‌های سودمند، ضامن سلامت و سعادت افراد آدمی است.

در بین دانشمندان مسلمان، «غزالی» بیش از همه و با اختصاص بخش مهمی از كتاب «احیاء العلوم» با عنوان «العادات» به این موضوع، آن را به عنوان روش تعلیم و تربیت تلقی نموده است؛ اگر چه هیچ گاه نقش مكانیكی برای آن قایل نیست. توجه او به عادت، ناشی از نگرش او به اخلاق است كه آن را بر دو پایه استوار نموده است: نخست پایه‌ی فطری كه از طریق موهبت الهی و به طور طبیعی حاصل می‌شود، و دیگری كسبی كه از رهگذر عادات گوناگون فراهم می‌آید.

شهید مطهری نیز معتقد است که تعریف علمای قدیم از تربیت، همان تشكیل ملكات اخلاقی از فضایل انسانی است؛ به صورتی كه طبیعت ثانوی افراد شود؛ و نتیجه می‌گیرد كه: فن تربیت، همان فن تشكیل عادت است و این تعبیر از تربیت، یعنی ساختن به منزله‌ی ماده‌ای انعطاف‌پذیر، كه می‌توان او را با فضیلت‌های نیكو و یا رذایل قبیح شكل داد.(1)

دیدگاه‌های موافق و مخالف درباره‌ی نقش تربیتی عادت

شاید كم‌تر روش تربیتی مانند عادت را بتوان یافت كه دو دیدگاه كاملاً متضاد درباره‌ی آن ارایه شده باشد. برخی آن را دارای نقش تربیتی مطلوب و برخی آن را مذموم و ناپسند می‌دانند.

الف. كسانی مانند«غزالی» كه عادت را اساس و پایه‌ی خلق نیكو می‌داند و «ارسطو» كه آن را وسیله‌ی كمال طبیعت آدمی تلقی كرده است و «ابن سینا كه معتقد است كودك را باید با اخلاق نیكو و صفات پسندیده و عادات ستوده مواجه ساخت، به نقش تربیتی مطلوب عادت معتقدند.

دكتر خسرو باقری نیز به خصیصه‌ی «ظهور تدریجی شاكله» و اصل «مداومت و محافظت عمل» در تربیت اشاره كرده و معتقد است همراهی، مداومت و محافظت ضروری است، زیرا مداومت بدون محافظت، سازنده‌ی عادات سطحی و خشك است و محافظت بدون مداومت، اصلاً سازنده نیست؛ زیرا حالی است كه هر چند هم بسیار متعالی باشد، زایل خواهد شد. از دید وی، فرایض، ابزاری برای تداوم عمل هستند.(2)

ب. افرادی مانند «افلاطون»، «كانت»، «روسو» و «دیوئی» به مخالفت با عادت برخاسته‌اند. افلاطون آن را «فضیلتی دور از تعقل، بدون اساس و مشكوك و غیر قابل تعلیم به دیگران» می‌داند؛ «كانت» سعی در عادت دادن كودك به هر چیزی را مخاطره انگیز و آن را باعث سلب استقلال و آزادی دانسته و تنها كار لازم را بازداشتن بچه‌ها از تشكیل عادت می‌داند؛ و روسو در تربیت «امیل» می‌گوید: باید او را عادت دهیم كه به هیچ چیز عادت نكند.

«دیویی» هم از این منظر با عادت مخالف است و معتقد است که تشكیل عادت در كودكان، آن‌ها را برای تطبیق با شرایط متغیر محیطی و زمانی خویش عاجز ساخته و پایه‌ی شكست افراد را در روزگار خویش فراهم می‌سازد.

به این ترتیب، می‌توان دریافت افرادی كه به بیان نقش تربیتی عادت پرداخته‌اند، آن را مبنای فضایل و تشكیل ملكات اخلاقی می‌دانند و كسانی كه به مخالفت با آن پرداخته‌اند، تشكیل عادت را موجب انجام عمل بدون تفكر و تعقل، مكانیكی شدن اعمال انسانی و ضعف نیروی عاقله‌ی آدمی دانسته‌اند.

استاد شهید مطهری، با تقسیم عادات به دو نوع «فعلی» و «انفعالی»، به این تضاد پایان داده است. بر اساس دیدگاه استاد، عادات فعلی عاداتی است كه به عامل خارجی ارتباط نداشته، بلكه انسان ‌كاری را در اثر تكرار و ممارست فرا گرفته، بدون تأثیر یك عامل خارجی، عملی را انجام می‌دهد. در این نوع، انسان با عادت مذكور انس گرفته و اسیرش می‌شود.(3)

عادت از دیدگاه امام علی(ع)

قبل از بیان دیدگاه امام(ع) در مورد عادت، به فرازی از كلام آن حضرت در مورد عادت یافتن خود به اخلاق پیامبر(ص) اشاره می‌كنیم، كه می‌فرمایند: «من همواره با پیامبر بودم؛ چونان فرزند كه همواره با مادر است. پیامبر هر روز نشانه‌ای تازه از اخلاق نیكو را برایم آشكار می‌فرمود و به من فرمان می‌داد كه به او اقتدا نمایم.»(4)

از منظر امیر المؤمنین علی(ع)، عادت، طبیعت دوم آدمی است. این فرمایش حضرت را می‌توان ناظر بر دو موضوع دانست: اولاً، عادات جزئی از طبیعیت آدمی محسوب می‌شود و بنابراین عادات پسندیده، معرف بخشی از طبیعی و هویت انسان است و اگر آدمی بخواهد به خلق نیكو شناخته شود، باید بهترین خلق را انتخاب كند و درصدد برآید آن را عادت خویش سازد. امام می‌فرمایند: «تخیر لنفسك من كل خلق احسنه فان الخیر عاده». ثانیا، از آن‌جا كه طبیعت آدمی به سادگی قابل تغییر نیست، تغییر عادت هم كاری سخت است؛ بنابراین به موجب اصل تقدم پیش‌گیری بر درمان، باید در ابتدا سعی در جلوگیری از تشكیل عادات نامطلوب کرد و در غیر این صورت بر آن غلبه نمود. به همین دلیل، امام(ع) غلبه بر عادت را یك «فضیلت»(5) و بلكه «بالاترین عبادت» می‌داند.(6)؛ زیرا وجود انسان را اشغال نموده، مالك آن می‌شود و او را از كمال باز می‌دارد.

از دیدگاه حضرت، «عادت، دشمن اشغالگر است»(7) و انسان باید در جهت تكامل خویش، درصدد برآید تا دشمن خویش را دفع نماید. راه و وسیله‌ی غلبه بر خصم نیز از سوی امام ارایه شده است، آن‌جا كه می‌فرمایند: «در ترك عادت بر نفس‌ خود غلبه كرده و با خواسته‌ها‌ی نفس مبارزه كنید، تا نفس خویش را مالك شوید.»(8)

بنابراین، مبارزه با هوای نفس وسیله‌ی غلبه بر عادت است. طبیعی است با توجه به ویژگی‌های انسان، این مجاهده و مبارزه، امری بسیار سخت است كه خود امام نیز به آن اشاره فرموده‌اند: «سخت‌ترین سیاست‌ها، تغییر عادت است.»(9)

بنابراین، تسریع در این مبارزه، آدمی را زودتر به مقصد می‌رساند و درنگ در آن، عادت را ریشه دارتر و مبارزه با آن را مشكل‌تر می‌كند. به قول مولوی:

خار بن در قوت و برخاستن

خاركن در سستی و در كاستن

با مرور روایات، می‌توان دریافت که امام علی(ع) بر اساس نوع عادات، تشكیل عادت یا مقابله با آن را توصیه فرموده‌اند؛ زیرا بر هر چیز كه انسان به آن خوی می‌گیرد، نتایجی مترتب است. بر این اساس، امام(ع) عادات مطلوب برای نفس و اعضا و جوارح آدمی را، كه باعث تربیت و تكامل او می‌شود، تعریف و ارایه نموده‌اند.

از منظر آن حضرت، نفس و زبان و گوش، هر كدام باید به صفتی نیكو عادت نمایند. نفس آدمی نیازمند پاكی نیت و زیبایی آهنگ است، تا موفقیت در كار و كوشش او حاصل گردد.(10)

همچنین نفس باید به امور نیك عادت كند، تا در این رهگذر شرافت یابد و آخرتش آباد گردد و ستایش كنندگان او رو به فزونی گذارند. عادت به جوانمردی و اجتناب از اصرار نیز موجب شایستگی آدمی می‌شود. زبان آدمی نیز باید به حسن كلام، نرمی گفتن و سلام كردن عادت نماید، زیرا این امر موجب زیادی دوستان و كم شدن دشمنان او می‌گردد و او را در مقابل ملامت دیگران ایمن می‌كند. توصیه‌ی آن حضرت در مورد عادت گوش، شنیدن سخنان نیكو و دوری از استماع سخنانی است كه به شایستگی انسان چیزی نمی‌افزاید؛ زیرا این گونه سخنان باعث زنگار دل می‌گردد و مذمت دیگران را به دنبال می‌آورد.(11)

از سوی دیگر، امام علی(ع) هر عده از مردم را كه به صفتی متصف گشته‌اند، دارای عادت ویژه‌ای می‌دانند. مثلا از دیدگاه آن حضرت، عادت بزرگان بخشش است؛ و عادت اشرار، آزار دوستان(12)، كه اشاره به همه‌ی روایات نقل شده در این مورد، از حوصله‌ی بحث خارج است.

اقسام و مراحل عادت

بارزترین طبقه‌بندی عادت، تقسیم آن به عادات نیك و عادات بد است كه در فرمایش‌های امام علی(ع) به صورت بارزی به آن اشاره گردید. «غزالی» هم عادات را بر حسب حوزه‌ی نفوذ، طبقه‌بندی و بر خلاف بسیاری كه آن را صرفاً در محیط بیولوژیك یا یادگیری‌های عضلانی محدود می‌كنند، به چهار قسم تقسیم نموده است:

  1. حركات عضلانی(خوردن، پوشیدن، بازی، خطاطی، و …)؛
  2. جنبش‌های عقلانی(بینش دینی و فقهی و طرز تفكر)؛
  3. عادات وجدانی(مرتبط با عواطف انسان)؛
  4. عادات اخلاقی(زهد، صبر، اعتدال، شجاعت و …).(13)

استاد شهید مطهری نیز همان‌گونه كه ذكر شد، عادات را به دو نوع فعلی و انفعالی تقسیم نموده و نوع فعلی آن را ارزشمند می‌داند؛ زیرا تشكیل عادت در جهت ساختن انسان است، نه پرورش او. از نظر ایشان، پرورش، رشد استعداد موجود است و ساختن، شكل دادن انسان آن‌گونه كه مربی می‌خواهد و بنابراین تشكیل عادت از نوع فعلی آن را برای انسان سازی توصیه می‌فرماید.(14)

نویسنده‌ی كتاب «روش تربیتی عادت» هم عادات را به چهار نوع «روحی یا معنوی»، «عضوی یا عملی»، «فكری یا غریزی» و «حیاتی یا بیولوژیك» تقسیم‌بندی نموده است.

با توجه به تقسیم بندی‌های متعدد كه برخی از آن‌ها ذكر شد، باید گفت که وظیفه‌ی مربی، تشكیل عادات نیك در همه‌ی ابعاد علمی، روانی، معنوی و عاطفی است، تا فرد بتواند متربی خویش را در همه‌ی ابعاد وجودی‌اش تربیت كند.

طبیعی است برای تشكیل عادات نیك و از بین بردن عادات بد، طی كردن مراحلی لازم است، تا بتوان طبیعت ثانوی فرد را تشكیل یا تغییر داد. «غزالی» مراحل تشكیل عادت را دو مرحله‌ی تكوین و ثبات می‌داند. مرحله تكوین، مرحله‌ای است كه رفتار انسان به آسانی و روانی انجام نمی‌گیرد، بلكه با تحمل و دشواری‌هایی همراه است. مرحله‌ی ثبات به گونه‌ای است كه رفتار و اعمال به صورت ابزاری در می‌آید.

«ویلیام جیمز» هم معتقد است برای تشكیل عادت، باید هر كاری را در اولین فرصت و با شدت تمام آغاز كرد و به این منظور راه‌هایی را پیشنهاد می‌كند؛ از جمله این كه فرد، خود را در مقابل دیگران متعهد كند؛ آن‌گاه باید بر خود سخت‌گیری نماید تا عمل مورد نظر به صورت عادت درآید. برای این كار، هیچ استثنایی نباید قایل شد، زیرا پذیرش استثنا مانند پیچیدن گلوله نخی است كه ناگهان بر زمین افتد و نتیجه‌ی تلاش از بین برود. سرانجام این‌كه در روند تشكیل عادت، از ابتلا به سستی و رخوت پرهیز شود.

مرحوم محمد قطب می‌گوید: اسلام برای حذف عادات بد، دو وسیله اختیار كرده است: یا عادات را فوری و بدون معطلی قطع كرده و به دور انداخته و یا تدریجاً و به كندی ریشه‌ی آن‌ها را با تیشه بریده است. برای هر یك از عادات بد، به نسبت نوع و مقدار ریشه دوانیدن در جان، باید یكی از دو وسیله را انتخاب كرد.

ایشان معتقد است: آیاتی هم‌چون «بِأیّ ذَنب قُتِلَت»(تكویر، 9) و «وَیل لِلمُطَفِّفین» (مطففین، 1) و «ویل لِكُلّ هُمَزه لُمَزَه» (همزه، 1)، از جمله دستوراتی هستند كه لحن عتاب آلود آن، گویای ترك فوری این عادات مذموم است. اما آیاتی كه به تدریج برای ترك شراب‌خواری نازل گردیده، شیوه‌ی دوم اسلام است، كه ابتدا بین مستی و رزق نیكو تفاوت قایل شده است: «و من ثمرات النّخیل و الاعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً انّ فی ذلك لایه لقوم یعقلون» (نحل، 67) و آن‌گاه با نزول آیه: «یَسئلونَكَ عَن الخَمر و المَیسر قل فیهما اِثم كَبیر و منافع للنّاس و اثمهما اكبر من نفعهما…» (بقره، 219) عقل و وجدان انسان‌ها را نسبت به فزونی گناه شرب خمر از نفع‌ آن، بیدار ساخته و سپس آن‌ها را از اقامه‌ی نماز در حال مستی باز داشته است: «یا ایّها الّذین آمنوا لا تقربوا الصّلاه و انتم سكاری…» (نساء، 43) و سر انجام با آیه‌ی: «یا ایّها الّذین آمنوا انّما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشّیطان فاجتنبوه لعلّكم تعقلون» (مائده، 90)، دستور اجتناب از شرب خمر را صادر نموده و در صدد برآمد ریشه‌ی این عمل پلید را در جامعه‌ی مسلمین بخشكاند.(15)

شیوه‌ی برخورد مربی با عادات سوء، منوط به میزان نامطلوبی و مضرات ناشی از آن است؛ اگر این ضرر زیاد و جبران ناپذیر باشد، برخورد فوری مربی را می‌طلبد و در غیر این صورت، باید به تدریج و با راهبردی مناسب، آن عادات نامطلوب را زایل ساخت.

راهكارها و پیشنهادها

به منظور بهره‌وری بیش از پیش از این روش تربیتی و با توجه به آنچه ذكر شد، پیشنهاد‌ها‌ی زیر ارایه می‌شود:

  1. مربیان بیش از همه نیازمند شناخت مجموعه روش‌های تربیتی، به ویژه روش مغفول عادت هستند، تا بتوانند با استفاده از یافته‌های خویش، گام‌های عملی در این زمینه بردارند.
  2. داشتن ویژگی‌هایی برای كاربرد این روش ضروری است. مربیان علاوه بر كسب آگاهی درباره‌ی روش‌ها، باید بیش از هر چیز صبور و بردبار بوده و علاوه بر آن، خود نقش الگو داشته باشند، تا بتوانند رفتارهایی را كه قصد دارند دانش آموزان به آن عادت نمایند، با عمل خود معرفی نمایند.

دوركیمن می‌گوید: «تابعیت اخلاقی باید از دو وجه سرشت كودكان استفاده كند: تأثیر شدیدی كه عادت بر رفتار كودكان می‌گذارد و نتایجی كه می‌توان از طریق اعمال بزرگ‌ترها به دست آورد. عادات می‌توانند در قالب انضباط اخلاقی ریخته شوند، ولی معلم نیز باید خود را به عنوان نمونه‌ی اخلاق عرضه كند.»

  1. از جمله عادات مطلوب، با توجه به روایاتی كه از ائمه‌ی معصومین(علیهم السلام) نقل شده، عادت به انجام فرایض دینی است، كه از كودكی باید شروع شود تا با ایجاد روح معنوی در آن، تقیّد به فرایض در بزرگسالی امر دشواری نشود.
  2. از آن جا كه عادت، طبیعت ثانوی هر فرد است، در راه تشكیل عادات خوب یا از بین بردن عادات بد، باید از سخت‌گیری‌های بی‌مورد نسبت به دانش آموزان اجتناب شود، تا موجب به هم ریختگی ساختار روحی و روانی آنان نگردد.
  3. به موازات رشد قوای عقلانی، باید سهم ایجاد عادات را به نفع شیوه‌های تربیتی دیگر كاهش داد، تا تسلط بر رفتار و عقلانی رفتار كردن دانش آموزان دچار مخاطره نشود.
  4. از جمله عاداتی كه امروزه بیش‌تر از هر زمان دیگر و به دلیل تسلط رسانه‌های جمعی از سویی و حجم آموزش‌ها و تكالیف مدرسه‌ای از سوی دیگر، نیازمند آنیم؛ عادت به تفكر، پرسشگری، هدفمندی و نظم است. روش‌های ایجاد این عادت باید به موقع مورد شناسایی قرار گیرد و مربیان با تغییر ‌رویه‌های تعلیمی و تربیتی خود، نسبت به گسترش این عادات در دانش‌آموزان اقدام نمایند.
  5. كودكان، بسیاری از عادات نیك و بد خود را از خانه به مدرسه منتقل می‌نمایند. از جمله وظایف مربیان، شناخت عادات بد كودكان است، تا علاوه بر زایل ساختن آن در وجود خود دانش‌آموز، از اشاعه‌ی آن در بین دیگران جلوگیری شود. پیشنهاد عملی آن است كه مربیان در ارتباط تنگاتنگ با خانواده قرار گرفته و این عادات را شناسایی و با رعایت تفاوت‌های فردی، نسبت به از بین بردن آن اقدام كنند.
  6. همراهی روش‌های تربیتی دیگر از قبیل: پند و اندرز، الگوسازی و معرفی الگو و اسوه‌ی تربیتی، تشویق و ترغیب، گفتگوی مستدل و دیگر شیوه‌ها نیز برای ایجاد عادات، بسیار مناسب است.

* عضو هیأت علمی دانشكده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه اصفهان.

پی‌نوشت:

  1. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، صص 77 ـ 78.
  2. نگاهی به تربیت اسلامی، صص 93 ـ 97.
  3. تعلیم و تربیت در اسلام، صص 88 ـ 90.
  4. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 192.
  5. غررالحکم، ص 16.
  6. همان، ص 176.
  7. همان، ص 33.
  8. همان، ص 508.
  9. همان، ص 181.
  10. همان، ص 492.
  11. همان.
  12. همان، ص 493.
  13. سید محمد باقر حجتی، روان‌شناسی از دیدگاه غزالی، ص 108.
  14. تعلیم و تربیت در اسلام، صص 88 ـ 90.
  15. محمد قطب، روش تربیتی در اسلام، ص 279.

 

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی