
الگوی شناختِ فرهنگ، مدیریت و روحیهی جهادی
مقدمه
بحث های زیادی در مورد ماهیت مدیریت (Management) در ادبیات این حوزه از آگاهی بشری وجود دارد. عده ای قائل به علم بودنِ مدیریت هستند. گروه زیادی از اندیشمندان، مدیریت را نوعی کاربرد علم در عمل می دانند و گروهی آن را تلفیقی از دانش و تکنولوژی می شمارند. دسته چهارمی هم وجود دارند که مدیریت را نوعی هنر(Art) به حساب می آورند.
قدر مسلم این است که شکل گیری تدریجی این حوزه از آگاهی بشری در طول یکصد سال اخیر در غرب، ملهم از فرهنگ، تاریخ و شرایط اجتماعی و اقتصادی مغرب زمین بوده است. این شرایط از بسیاری جهاتِ مهم با محیط جامعه ایرانی مشابهت ندارد. بنابراین اصول مدیریت به ویژه از نوع دولتی آن، به دلیل مجموعه مفروضات بنیادی آن، متناسب با شرایط و نیاز های جامعه غربی است. تجربه مدیریت دولتی در ایران نشان می دهد که آگاهی و حتی تسلط دیوانسالاران ایرانی بر این اصول، امکان کارکردی تر شدن نظام اداری در جامعه ایرانی را فراهم نکرده است. در این مقاله قصد پرداختن به مفروضات بنیادی و نیز اصول علم مدیریت را نداریم.[1]
به نظر می رسد در دوره آغازین فعالیت جهاد سازندگی، شاهد نوعی نظام اداری در این نهاد انقلابی بودیم که می توان آن را تحت عنوان ” مدیریت جهادی” نامگذاری کرد. در این مقاله الگویی برای شناخت این پدیده تاریخی معرفی شده است.
طرح مسأله
گذر انقلاب اسلامی از مرحله تخریب به مرحله سازندگی، لزوم گسترش و تعمیق فرهنگ اسلامی وانقلاب درروستاها، پاسخگوئی و رفع معضلات سیاسی، نظامی واجتماعی اوائل پیروزی انقلاب اسلامی درمناطق بحرانی كشور، ضرورت توجه جدی به تولید كننده ترین و محرومترین آحاد جامعه یعنی روستائیان، دگرگونی ارزش ها، آمادگی وجوشش عمومی مردم برای حضور و مشاركت جدی در امور كشور، عدم كفایت ادارات موجود و باقیمانده از قبل برای فعالیت سازنده، ضرورت دستیابی به خودكفایی و بالاخره وجود رهبری بی بدیل امام خمینی (ره) در رأس امور كشور انگیزه های تشكیل جهاد سازندگی بودند.
پیام امام خمینی (ره) كه در تاريخ 27 خرداد سال 1358منتشر شد، آغاز حركت شورانگیز جهادسازندگی است. برای شناخت ” مدیریت جهادی ” دقت وتعمق دراین پیام تاریخی ضرورت تام دارد. دراین پیام، آرمان ها، اصول و ارزشهای بنیادی جهادسازندگی ترسیم شده است. امام (ره) حضور و مشاركت مردم در جهاد را تضمین كننده سلامت آن می دانند ایشان در اولین سالگرد جهادسازندگی فرموده اند:
یكی از نهادهائی كه از خود ملت جوشید و متكفل آن خود ملت بود همین جهادسازندگی بود كمیته ها و پاسداران و همه اینها نهادهای تازه و جدید بدون اینكه یك سازمان در كار باشد، خود مردم درست كردند و مادامی كه این معنی باشد كه مردم خودشان رابرای ساختن موظف بدانند آسیب نخواهند دید… كاری بكنید كه این كلمه یدالله مع الجماعه ازدستتان نرود. اگر جماعتها با هم باشند وایده اسلامی باشد دست خدا همراه شماست (امام خميني (ره) به نقل از مقنی زاده، 1369).
از پیامهای امام (ره) و واقعیت وجودی جهاد سازندگی در سالهای اولیه متوجه می شویم كه كار جهاد سازندگی و مدیریت آن پدیده ای درونزا و شورانگيز است. جهادسازندگی تجربه ای حاكی از دنیا طلبی و آخرت جوئی همزمان است. همراهی تكنیك ومعنویت، دین وپیشرفت است.
جهادسازندگی نشان داد كه اولاً دو موضوع دنیا وآخرت وتوجه به مسائل تكنیكی و سازندگی باتوجه به مسائل دینی و اسلامی برخلاف نظرات مقابل آن، قابل جمع است؛ ثانیا” جوانان تحصیلكرده و دانشجو، مردم عادی، زنان ومردان، شهری ها و روستائیان جهان سوم، جرأت پرداختن به فعالیتهای بزرگ و بعضاً بسیار تكنیكی و فنی را دارند؛ ثالثاً سازماندهی این فعالیتهای مردمی به شكلی ساده امكانپذیراست.
فعالیت های پرشتاب مردم در جهاد سازندگی ومدیریت جهادی بزودی اثرات زیادی برجای گذاشت . مشكلاتی رابرطرف كرد، نفوذ گسترده و عمیقی بدست آورد، مشكلاتی ایجاد كردو باموانعی روبرو شد. جهادگران، سازمان های اداری، سیاستمداران، روحانیان، قانون گزاران وآحاد مردم درشرایط متغیرمحیط ودر گذرزمان واقعیت سیالِِ جهاد سازندگی ومدیریت آن راتحقق بخشیدهاند.
متأسفانه تاكنون فعالیتهای پژوهشی قابل توجهی، متناسب با بزرگی موضوع ” مدیریت جهادی ” صورت نگرفتهاست. فعالیتهای اندك پژوهشی انجام شده نیز در جارچوب نظريه هاي علم مديريت است. به نظر مي رسد چارچوب هاي نظري موجود و مشهور علم مديريت براي تحقيق پيرامون مديريت جهادي متناسب و پاسخگو نبوده!! و بايد به دنبال مباني نظري مناسب ديگري برويم. در اين مقاله تلاش شده است از چشم انداز ديگري براي فهم مديريت جهادي استفاده شود.
اخيرا در حوزه نظريه برنامه و ارزشيابي، مفهوم سازي هاي جديدي براي تدوين “نظريه برنامه ايمان محور” صورت گرفته است. رويكرد نظريه برنامه ايمان محور دلالت هاي مهمي براي اندازه گيري نقش ايمان و معنويت و سياست هاي دولتي و خصوصي براي حفظ حمايت از طرح هاي ايمان محور دارد. با تقليل تعداد متغير هاي مرتبط با ارزش ها و باورهاي مذهبي در منطق برنامه هاي هنجاري و الگوهاي زمينه اي ما قادر خواهيم بود تا چگونگي و زمان اثر گذاري ايمان و معنويت در مداخلات اجتماعي سازمان هاي ايمان محور را بسنجيم.[2]
جالب است بدانيم سرمايه گزاري هاي مادي و معنوي زيادي بر روي فعاليت ها و تحقيقات ايمان محور در حال حاضر در امريكا به عنوان يكي از اقدامات موكد دولت مركزي در دست انجام است. در سال هاي اخير دولت جرج بوش در امريكا در سطح ملي و ايالتي بودجه هاي كلاني به برنامه هاي ايمان محور اختصاص داده است. براي نمونه دو تن از پژوهشگران دانشگاه فلوريدا در مقاله اي تحت عنوان “ده درس از تجربه فلوريدا در فعاليت هاي اجتماع و ايمان محور” كه در مجله مرور ارزشيابي در آوريل 2007 برابر با ارديبهشت 1386 منتشر شده يه تشريح تجارب ايالت فلوريدا در اين زمينه كه با صرف بودجه اي سه ونيم ميليون دلاري به دست آمده پرداخته اند. كاركنان اين طرح ترويجي تحقيقي معتقدند”ايمان داراي قدرتي براي تغيير زندگي جوانان و جذبه اي براي كمك به آنان در اين راه است.[3]
بحث و بسط مسأله
فساد و ناكارآمدی نظام های اداری ازعوامل موجده انقلابها بوده است . انقلابها پس از پیروزی با نظامهای اداری بجای مانده ازرژیم پیشین باخشونت برخورد كرده وسعی در شكل دهی بوروكراسی جدید نموده اند. نحوه برخورد انقلاب اسلامی بانظام اداری بجای مانده از رژیم شاهی، منجر به فروپاشی آن نشده، بلكه به جز چند سازمان مخوف پلیسی وامنیتی كه منحل شدند مابقی نظام اداری صرفاً باتغییر مدیران ارشد مواجـه شدند. دركنار این نظام اداری درفضای مساعد انقلابی مجموعه های نسبتا خودجوشی تشكیل شد كه ” نهاد انقلابی ” نام گرفتند. اعضای موثر تر این نهادها همان اعضاي گروههای مبارزاتی قبل ازانقلاب بودند كه برای پیروزی وبه ثمر رساندن انقلاب تلاش كردند و اینك پس از پیروزی انقلاب خواهان تداوم آن از راه حفظ دستآوردهایش، سازندگی وخدمت به مردم بودند .
نظام اداری در بسیاری از موارد كارایی را بالا می برد و قانون را برقرارمی سازد. اگر بوروكراسی بدرستی در جائی اجرا شود تبعیض ازبین می رود و همه در برابر قانون مساوی خواهند بود. بنابراین یك بوروكراسی خوب نه تنها كارآمد ومؤثر است بلكه پایه و اساس جامعه مدنی است. بوروكراسی بر سلسله مراتب، رسمیت وتخصص استوار است اما بوروکراسی ها در بهترین شكل آن خشك وکم انعطاف، رسمی و بیروح بوده و اغلب توان انجام كارهای فوق العاده را ندارند.
در نهادهای انقلابی روابط صمیمی وانسانی جای روابط رسمی واداری راگرفت . روابطی كه از انگیزه های درونی انسانها سرچشمه می گیرد . بنابراین برخلاف بروكراسی كه براساس قانون و عقلانیت شكل می گیرد نهادها براساس ارزش ها و تعهدات تأسیس شدند. شناخت ” مدیریت جهادی ” مستلزم شناخت همین ارزش ها و تعهدات است . نهادها مثل هرسازمان دیگر كه برای پاسخ به نیاز جامعه تشكیل می شود به تدریج تغییر می كنند و خود را با محیط تطبیق می دهند این تطبیق به دو شكل امكانپذیر است:
1- تطبیق بدون قید وشرط نهاد با شرایط محیط
2- تطبیق براساس ارزشهای بنیادی نهاد با شرایط محیط
اگریك نهاد فقط بخواهد خودش راتطبیق دهد به دلیل از دست دادن تدریجی ارزش های بنیادی اش رو به فناست. نهاد باید بتواند محیط را دستكاری ودرآن تغییر ایجاد كند كه این یك رفتارفعال برای نهاد محسوب میشود . بنابراین ممكن است نام یك سازمان، نهاد انقلابی باشد ولی بدلیل از دست دادن ارزش های بنیادی اش ازنهاد فقط نام آن برایش باقیمانده باشد!
تجربه سالهای آغازین فعالیت جهاد سازندگی ومدیریت جهادی، رسیدن به سازندگی همزمان معنوی ومادی با انگیزه الهی ازطریق وسایل خاص است. ممكن است سازندگی وپیشرفت با انگیزه مادی و با استفاده ازوسایل دیگری حتی بنحو بالاتر تحقق یابد. بنابراین نمی توان ” مدیریت جهادی ” را صرفاً از راه معرفی نتایج وعملكرد فعالیت ها و كارآئی تبیین نمود؛ بلكه برای تبیین ” مدیریت جهادی ” باید در باره انگیزه ها و وسایل رسیدن به اهداف تحقیق كرد(مقنی زاده، 1377).
روش مطالعه
كسب هرگونه شناخت علمی از مدیریت جهادی مستلزم استفاده از روش تحقیق مناسب با این پدیده است. دراین مقاله سعی در معرفی یک روش پژوهشی مناسب برای شناخت ” مدیریت جهادی ” داریم . لذا لازم است با جهادسازندگی كه محیط فعالیت ” مدیریت جهادی ” است ؛ و همچنین انگیزه های تشكیل آن آشنا شویم؛تا بر اساس آن بتوانیم این الگو را شناسایی کنیم. “مديريت جهادي” متناسب باویژگی های فرهنگی و تاریخی ایران در شرایط ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بوده و کارکردی بودن خود را نشان داده است. باید ارزشهای بنیادی نهادِ جهاد سازندگی را شناخت. این ارزشها از مفهوم ” جهاد ” و بطور كلی ازدین اسلام نشأت گرفته است.
ماكس وبر دانشمند آلمانی درپی فهم تأثیر نظام ارزشی فكری مذهب پروتستان ازدین مسیحیت، بررفتارهای اخلاقی، اقتصادی، سیاسی پروتستانها، كتاب اخلاق پروتستان وروح سرمایه داری را نوشته است. اهمیت كار ماكس وبر در روش تحلیل نظامهای كنش اجتماعی است كه در درون آن ارزشها وباورها و نیز نیروهای اقتصادی بركنش ها تأثیر می گذارند.[4]
ماكس وبر که خود نظریه پرداز بوروکراسی (نظام اداری) نیز هست ؛ یك نظام یكطرفه تأثیر ذهن برعین و یا عین برذهن را ارائه نكرده است بلكه با تبیین دوطرفه، دیدگاهی جامع ارائه داده است. دریك كلام ماكس وبر به این نتیجه رسیده است كه ارزش های فرهنگی واعتقادات می تواند جهت گیری روانشناختی كنشگران را تغییر داده و الگوهای كنش اجتماعی جدیدی رابسازد.
روش تحقیقی كه ماكس وبر برای تبیین ارتباط نظام ارزشی فكری پروتستان با رشد نظام سرمایه داری به عنوان یك پدیده منحصر به فرد بكار برد را می توان ” روش تحقیق در شباهتهای ساختاری ” نامید. دراین روش پژوهشگری كه قصد تبیین پدیده منحصر به فرد را دارد به آشكاركردن رابطه منطقی میان نظام ارزشی و پدیدهای كه می خواهد تبیین كند می پردازد. فی المثل برای تبیین پدیده ” مدیریت جهادی ” بایستی بتوانیم رابطه این پدیده رابا مفهوم ” جهاد ” كه یك نظام ارزشی است بطور منطقی روشن كنیم .
ریمون بودون مؤلف كتاب روش های جامعه شناسی در توضیح ” روش تحقیق درشباهتهای ساختاری ” با اشاره به اینكه موضوعی كه ماكس وبر مطرح می كند یك رویداد تاریخی منحصربه فرد است و در هیچ جامعه و در هیچ زمان دیگر رشد سرمایه داری غربی دیده نشده است، براین نكته تأكید دارد كه ماكس وبر می خواهد بداند كه چرا رفتارهای تاریخی بی سابقهای كه مشخصه كارفرمای سرمایه دار است امكان رشد این چنینی یافته است ؟
” بودون ” پاسخ ” وبر ” به این سئوال رااین چنین بیان كرده است:
نظام هدف و وسیلهای كه كارفرمای سرمایه داری بر میگزیند شبیه نظام هدف و وسیلهای است كه مذهب پروتستان و مخصوصاً كالوینیسم به انسان القاء می كند. وبر سعی نمی كند كه مجموع علتهایی را كه ممكن است در تبیین رشد نظام سرمایه داری به كار آیند روشن كند. بلكه بیشتر همّ خود را صرف اثبات خویشاوندی ساختاری میان یك نظام رفتاری بی سابقه از لحاظ تاریخی یعنی رفتار كارفرمای غربی ویك نظام باز هم بیسابقه هدف و وسیله عرضه شده توسط كالوینیسم می كند.[5]
روش ماكس وبر هنگام تحلیل پدیده های اجتماعی پیچیدهای نظیر این دو پدیده، دارای دو مرحله اصلی است:
مرحله اول: ساختن انواع آرمانی (Ideal types)
مرحله دوم: جستجوی روابط منطقی ساختاری میان این انواع
نمونة آرمانی سرمایهداری جدید را برای مثال با صفات: انباشت سرمایه، محاسبه عقلانی و گردش ثروتها مورد توجه قرار می دهد. البته این نوع آرمانی با بذل توجه خاص به برخی ازصفات پدیده مورد بررسی و نادیده گرفتن برخی صفات دیگر بدست آمده است اما بهرحال اصالت سرمایه داری صنعتی را نسبت به سرمایه داری رباخواران یا تدارك كنندگان جنگ كه درهمه جامعه ها سابقه داشته است، کاملا آشكار می كند.[6]
به نظر میرسد این روش درتبیین ” مدیریت جهادی ” هم کارکرد دارد. با استفاده از روش ” شباهتهای ساختاری ” می توانیم ” مدیریت جهادی ” را نیز بشناسیم. برای تحصیل این شناخت ابتدا بایستی انواع آرمانی ” تفکرجهادی ” و ” مدیریت جهادی ” را بسازیم ونسبت های منطقی وشباهتهای ساختاری بین این دونوع را اثبات كنیم.
ازآنجا كه مدیریت نهاد جهاد سازندگی درگذر زمان و در تعامل با محیط تغییركرده است؛ می توانیم با مقایسه شباهتهای ساختاری نوع آرمانی ” مدیریت جهادی ” و نوع آرمانی ” مدیریت نهاد و وزارت جهاد سازندگی و یا مدیریت وزارت جهادکشاورزی ” در چند مقطع زمانی، در مورد وجود یا عدم وجود نسبت منطقی میان انواع آرمانی اخیر قضاوت كنیم.
از آنجا كه ممكن است در اذهان محققان و مدیران و دست اندر كاران معانی متفاوتی از “فرهنگ و مدیریت جهادی” وجود داشته باشد؛ با استفاده از نظریه “ماكس وبر” برای فهم “فرهنگ و مدیریت جهادی ” در این مقاله تلاش در ساختن نمونه آرمانی این پدیده شده است.
نمونه آرمانی
اصولا شناخت بدون طبقه بندی، شناخت علمی نیست. علم رابطه انواع را بیان می كند. نمونه آرمانی عبارت است از یك تجسمِ انگاره ای . این تجسمِ انگاره ای، از “فرهنگ، مدیریت و روحیه جهادی” به عنوان یك پدیده تاریخی با توجه به جنبه های خاصِ این انگاره و با استفاده از روش تحلیل تاریخی ساخته شده است. نمونه آرمانی معرفی شده در این مقاله “نمونه آرمانی تفریدی” است و نه “نمونه آرمانی تعمیمی”[7] در این نمونه آرمانی با استفاده از صفات ویژه و اصیل “فرهنگ و مدیریت جهادی” و با مجموعه ای از ابعاد و مولفه ها تلاش نموده ایم تا معنایی صریح ومنسجم از” فرهنگ و مدیریت جهادی ” را ارائه نماییم.
برای ساختن نوع آرمانی ” تفکر جهادی ” بایستی به متون دینی وعالمان آن حوزه و همچنین تجربیات بشر تحت این نام مراجعه كرد. جهاد به معنی كوشش الهی قدمتی به اندازه قدمت بشریت دارد. جهاد تلاشی اعتقادی، خود آگاهانه، همه جانبه، همگانی وهمیشگی است. جهاد درسطح خرد مبارزه با نفس و درسطح كلان پیكاری اجتماعی برای محو ظلم، فقر و بی عدالتی است. جهاد در هردو سطح ازانگیزه های درونی افراد سرچشمه گرفته و بدون آن، جامعه كامل نیست . جهاد حاوی دو جنبه، یكی سلبی ودیگری ایجابی است. وجه سلبی آن ازبین بردن ظلم چه برنفس و چه بر جامعه و وجه ایجابی آن سازندگی نفس و یا سازندگی جامعه است. نكاتی كه درمورد نوع آرمانی “تفکر جهادی ” توضیح داده شد مواردی ابتدائی است و برای ساختن نوع آرمانی “تفکر جهادی ” بایستی كار بیشتر پژوهشی انجام شود.
تجربه عضویت در جهاد سازندگی- تقریباً از ابتدای تشكیل آن تاكنون- مطالعه و دقت در پژوهش هایی كه در این حوزه صورت گرفته و در دسترس بوده و همچنین تحلیل محتوای اسناد وسخنان به جای مانده از بنیان گزاران جهاد سازندگی امكان پیشنهاد مؤلفه هایی برای ساختن نوع آرمانی ” مدیریت جهادی ” را به نگارنده می دهد. به نظر می رسد “مدیریت جهادی” دارای سه بُعد و تعدادی مؤلفه به شرح ذیل است: «آرمان بزرگ، وفاداری، رهبری»
الف: آرمان بزرگ
1- وجود انگیزه خدائی درفعالیت مادی، تبلیغ اسلام وانقلاب
2- خود باوری، اعتماد به نفس، جرئت دركار، نوآوری، خطرپذیری، پویائی وخلاقیت
3- اعتقاد به استقلال و لزوم خود كفائی روستا و کشور
ب: رهبری
1- توان كاردسته جمعی، مشاركتی، شورائی واعتقاد به عدم تمركز درتصمیم گیری های كلان
2- سادگی سازمانی، اعتماد به همكاران و مساعد نمودن محیط سازمان برای رشد اعضاء
3- همدلی بامردم و جهاد گران وتوان جلب مشاركت آنان واهمیت دادن به آنها
4- پذیرش صراحت لهجه، آزادگی و چالش گرایی
5- نشاط و سرزندگی دركار، وجود روحیه جوانی
6- داوطلبانه بودن فعالیت و همكاری مدیران و اعضای جهاد
پ: وفاداری
1- برقراری روابط عاطفی و غیررسمی درانجام فعالیت های رسمی
2- علاقه به كار ایثارگرانه برای محرومین
3- قناعت، ساده زیستی شخصی وسازمانی، صرفه جوئی، امانتداری و درنظر گرفتن منافع عمومی
4- وجود همّیت سازمانی قوی وعلاقه به جهاد سازندگی
5- احساس تعهد ومسئولیت شدید دررسیدن به هدف وسرعت دركار
به همین ترتیب می توان ابعاد و مؤلفه های نوع آرمانی ” نظام اداری جهاد سازندگی ” را در مقاطع بعدی با در نظر گرفتن تطبیق هائی كه نهاد جهاد سازندگی بامحیط درخود بوجود آورد، معرفی كرد. قضاوت درمورد اینكه آیانسبت منطقی بین ” مدیریت جهادی ” و ” مدیریت وزارت جهاد سازندگی ” در طول 20 سال گذشته و یا “مدیریت وزارت جهاد کشاورزی” در حال حاضر وجود دارد یا ندارد، بدون انجام پژوهش میسر نیست.
درهرصورت چنین پژوهشی اولاً می تواند به شناخت وجهی از وجوه انقلاب اسلامی و ثبت وضبط علمی تجربه جهاد سازندگی منجر شود كه به خودی خود از ضرورت واهمیت به سزای تاریخی برخوردار است. ثانیاً از این تجربه می توان در پیدا کردن “الگوی نظام اداری ” متناسب با شرایط تاریخی و فعلی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی کشور استفاده نمود.
نتیجه گیری و پیشنهاد
جهاد گران جهاد سازندگی در سال های آغازين فعاليت اين نهاد انقلابي شاخص های توسعه یافتگی سازمانی و روستایی را با میزان تجلی ارزش های اسلامی در سازمان و روستا اندازه می گرفتند. از پیامهای امام خمینی (ره) و واقعیت وجودی جهادسازندگی در سالهای اولیه فعالیت آن متوجه می شویم كه کارجهادسازندگی و مدیریت آن پدیده ای تاریخی و كم سابقه است. جهادسازندگی تجربه ای حاكی از دنیاطلبی وآخرت جوئی همزمان است . همراهی تكنیك ومعنویت، دین و پیشرفت است.
ارزش های مورد نظر جهادگران ابعادی معنوی و مادی داشت. این ارزشها از روحیه جهادی یا فرهنگ جهادی که جو سازمانی جهاد سازندگی در سال های اولیه فعالیت جهاد که مصادف با سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود؛ متاثر ومنبعث از روحیه جوانان بنیانگذار جهادسازندگی بود. “مدیریت جهادی” نیز در چارچوب همین فرهنگ سازمانی قابل درک است.
فرهنگ سازمانی جهاد سازندگی در این سالها، سرمایه اجتماعی این سازمان را به سرعت، انباشته ومتراکم کرد. انباشت اعتماد سازمانی و نگاه مثبت به نیروی انسانی منجر به گسترش فضای مشارکت برای ایفای رسالت”همه با هم جهاد سازندگی” شد. تسری روحیه جهادی و نیاز های مادی و معنوی جامعه روستایی و جامعه جهادگران که فصول مشترک زیادی هم داشت، خود به خود به یادگیری سازمانی دامن زده و سازمانی یادگیرنده ایجاد کرد.[8]
پیشنهاد می شود مدیران توسعه منابع انسانی کشور به همراه پژوهشگران این حوزه ها و صاحبنظران فرهنگ شناس و متخصصان علوم اجتماعی، علوم اداری و علوم تربیتی کشور، الگوی معرفی شده در این مقاله و نیز الگوی آموزشی جهاد سازندگی که در مقاله اخیرالذکر ارائه شده را به بوته نقد وبررسی جدی گذاشته و تدابیر لازم را برای استفاده بهینه از این ایده ها اتخاذ نمایند. انشاءالله.
کلید واژه ها: فرهنگ جهادی، مدیریت جهادی، روحیه جهادی، جهاد، تفكر جهادي، نوع آرمانی، نظام اداری، مدیریت، جهاد سازندگی، امام خمینی. انقلاب اسلامی، ایران، . الگو.
منابع
فارسي:
- الواني، سيد مهدي، 1370، مديريت عمومي، نشرني، چاپ چهارم.
- فروند، ژولین، 1362، جامعه شناسی ماکس وبر، عبدالحسین نیک گهر، نشر نیکان، چاپ اول.
- مقنی زاده، محمد حسن، 1369، آشنایی با جهاد سازندگی، گروه آموزش مدیریت، معاونت امور استانها، وزارت جهاد سازندگی.
- مقنی زاده، محمد حسن، 1377، مدیریت جهادی، خلاصه مقالات همایش علمی مشارکت کارکنان ونقش آن در پیشرفت امور سازمانی، جشنواره شهید رجائی، سازمان امور اداری و استخدامی كشور، صفحه43.
- محقق معین، محمد حسن، 1385، الگوی آموزشی جهاد سازندگی، جلد اول مجموعه مقالات اولین همایش علمی آموزش کشاورزی کشور، سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور، صفحات 416-405.
- مك لئود، تاس اچ، 1376، برنامه ريزي در ايران، علي اعظم محمد بيگي، نشرني.
- وبر، ماکس، 1371، اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، عبدالمعبود انصاری، انتشارات سمت.
انگليسي:
- Lane, Jodi & Kaduce, Lonn Lanza ;2007; Before You Open the Doors Ten Lessons From Florida’s Faith and Community-Based Delinquency Treatment Initiative ; Evaluation Review ,Volume 31 Number 2,April 2007, PP: 121-152.
- HARDEN, MARK G. ; 2006; Towards a Faith-Based Program Theory A Reconceptualization of Program Theory; Evaluation Review, Volume 30 Number 4, August 2006, PP: 481-504.
پی نوشتها:
[1]. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه به تكمله دكتر سيد مهدي الواني برچاپ چهارم كتاب مديريت عمومي تحت عنوان منطق عقلي جديدو نظريه هاي سازماني صفحات 395 تا 411 و نيز فصل چهارم كتاب برنامه ريزي در ايران نوشته تاس اچ مك لئود و ترجمه علي اعظم محمد بيگي تحت عنوان چارچوب اداري صفحات 111 تا 125 مراجعه فرمائيد.
[2]. HARDEN, 2006, 502
[3]. LANE & KADUCE, 2007, 121&126)
[4]. وبر، 1371
[5]. بودون، 1369
[6]. همان
[7]. نمونه آرماني تعميمي يا قانوني با توجه به جنبه هاي عام پديده مثلا تكرار پذيري با استفاده از واقعيت و تعقل ساخته مي شود؛در حاليكه ايده آل تايپ تفريدي يا تاريخي با توجه به جنبه هاي منفرد و خاص مثلا تكرار ناپذيري ساخته مي شود. برای آشنایی بیشتر با نمونه آرمانی و انواع آن به کتاب جامعه شناسی ماکس وبر تالیف فروند و ترجمه نیک گهر و نیز کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری تالیف وبر و ترجمه انصاری مراجعه کنید.
[8]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه به مقاله “الگوی آموزشی جهاد سازندگی” چاپ شده درجلد اول مجموعه مقالات اولین همایش علمی آموزش کشاورزی کشور، صفحات 416-405مراجعه فرمائید.