مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

موضوعاتی كه در قرآن طرح شده، زياد است و نمی‏توان آن‌ها را به طور جزئی بر شمرد، ولی در يك نگاه اجمالی اين مسایل به چشم می‏خورد:

  1. خدا، ذات، صفات و يگانگی او و آنچه بايد خدا را از آن‌ها منزه بدانيم و آنچه بايد خدا را به آن‌ها متصف بدانيم(صفات سلبيه و ثبوتيه).
  2. معاد، رستاخيز و حشر اموات، مراحل بين مرگ تا قيامت(برزخ).
  3. ملائكه، وسایط فيض و نيروهای آگاه به خود و به آفريننده‌ی خود و مجری اوامر الهی.
  4. پيامبران، يا انسان‌هايی كه وحی الهی را در ضمير خود دريافت كرده و به انسان‌های ديگر ابلاغ كرده‏اند.
  5. ترغيب و تحريض برای ايمان به خدا، به معاد، به ملائكه و پيامبران و كتب آسمانی.
  6. خلقت آسمان‌ها، زمين، كوه‌ها، درياها، گياهان، حيوانات، ابر، باد، باران، تگرگ، شهاب‌ها و غيره.
  7. دعوت به پرستش خدای يگانه و اخلاص ورزيدن در پرستش، كسی و چيزی را در عبادت شريك خدا قرار ندادن، منع شديد از پرستش غير خدا، اعم از انسان يا فرشته يا خورشيد يا ستاره يا بت.
  8. يادآوری نعمت‌های خدا در اين جهان.
  9. نعمت‌های جاويدان آن جهان برای صالحان و نيكوكاران، عذاب‌های سخت و احياناً جاويدان آن جهان برای بدكاران.
  10. احتجاجات و استدلالات در مورد خدا، قيامت، پيامبران و غيره، و پاره‏ای خبرهای غيبی ضمن اين احتجاجات.
  11. تاريخ و قصص به عنوان آزمايشگاهی انسانی و لابراتواری كه صدق دعوت پيامبران را روشن می‏كند، و عواقب نيك مردمی كه بر سنن انبيا رفته‏اند و عاقبت بد تكذيب كنندگان آن‌ها.
  12. تقوا، پارسايی و تزكيه‌ی نفس.
  13. توجه به نفس اماره و خطر وساوس و تسويلات نفسانی و شيطانی.
  14. اخلاق خوب فردی از قبيل شجاعت، استقامت، صبر، عدالت، احسان، محبت، ذكر خدا، محبت‏خدا، شكر خدا، ترس از خدا، توكل به خدا، رضا به رضای خدا و تسليم در مقابل فرمان خدا، تعقل و تفكر، علم و آگاهی، نورانيت قلب به واسطه‌ی تقوا، صدق، امانت.
  15. اخلاق اجتماعی از قبيل اتحاد، تواصی(توصيه‌ی متقابل) بر حق، تواصی بر صبر، تعاون بر برّ و تقوا، ترك بغضاء، امر به معروف و نهی از منكر، جهاد به مال و نفس در راه خدا.
  16. احكام از قبيل نماز، روزه، زكات، خمس، حج، جهاد، نذر، يمين، بيع، رهن، اجاره، هبه، نكاح، حقوق زوجين، حقوق والدين و فرزندان، طلاق، لعان، ظهار، وصيت، ارث، قصاص، حدود، دين، قضا، شهادت، حلف(قسم)، ثروت، مالكيت، حكومت، شورا، حق فقرا، حق اجتماع و غيره.
  17. حوادث و وقايع دوران بيست و سه ساله‌ی بعثت رسول اكرم.
  18. خصایص و احوال رسول اكرم، صفات حميده‌ی آن حضرت، عتاب‌ها نسبت به آن حضرت.
  19. توصيف كلی از سه گروه در همه‌ی اعصار: مؤمنين، كافرين، منافقين.
  20. اوصاف مؤمنين و كافران و منافقان دوره‌ی بعثت.
  21. مخلوقات نامرئی ديگر غير از فرشتگان، جن و شيطان.
  22. تسبيح و تحميد موجودات جهان و نوع آگاهی در درون همه‌ی موجودات نسبت به خالق و آفريننده‏شان.
  23. توصيف خود قرآن(در حدود پنجاه وصف).
  24. جهان و سنن جهان، ناپايداری زندگانی دنيا و عدم صلاحيت آن برای اين كه ايده‏آل و كمال مطلوب انسان قرار گيرد، و

اين‌كه خدا و آخرت و بالاخره جهان جاويدان شايسته‌ی اين است كه مطلوب نهايی انسان قرار گيرد.

  1. معجزات و خوارق عادات انبيا.
  2. تأييد كتب آسمانی پيشين،

خصوصاً تورات و انجيل، و تصحيح اغلاط و تحريف‌های اين دو كتاب.

گستردگی معانی

اين‌ها كه گفته شد، اجمالی بود از آنچه در قرآن آمده است و البته حتی نمی‏توان ادعا كرد كه از لحاظ اجمالی نيز كافی است. اگر تنها همين موضوعات متنوع را درباره‌ی انسان و خدا و جهان، و وظايف انسان در نظر بگيريم و آن را با هر كتاب بشری درباره‌ی انسان بسنجيم، می‏بينيم هيچ كتابی طرف قياس با قرآن نيست، خصوصاً با توجه به اين‌كه قرآن به وسيله‌ی فردی نازل شده كه «امی‏» و درس ناخوانده بوده و با افكار هيچ دانشمندی آشنا نبوده است، و بالاخص اگر در نظر بگيريم كه محيط ظهور چنين فردی از بدوی‏ترين و جاهلی‏ترين محيط‌های بشری بوده است و مردم آن محيط عموماً با تمدن و فرهنگ بيگانه بوده‏اند.

قرآن، مطالب و معانی گسترده‏ای آورد و به طوری طرح كرد كه بعدها منبع الهام شد؛ هم برای فلاسفه و هم برای علمای حقوق و فقه و اخلاق و تاريخ و غيرهم. محال و ممتنع است كه يك فرد بشر، هر

اندازه نابغه باشد، بتواند از پيش خود اين‌ همه معانی در سطحی كه افكار انديشمندان بزرگ جهان را جلب كند، بياورد. اين در صورتی است كه آنچه را قرآن آورده است، همسطح با آورده‏های علمای بشر فرض كنيم، ولی عمده اين است كه قرآن در اغلب اين مسایل، افق‌های جديدی گشوده است.

خدا در قرآن

در اين‌جا فقط به يك موضوع از موضوعات بالا اشاره می‏كنيم و آن موضوع، خدا و رابطه‌ی او با جهان و با انسان است. ما اگر تنها كيفيت طرح همين يك مسأله را در نظر بگيريم و آن را با انديشه‏های بشری مقايسه كنيم، فوق العادگی و معجزه بودن قرآن روشن می‏شود.

قرآن، خدا را توصيف كرده است و در توصيف خود از طرفی او را تنزيه كرده است، يعنی صفاتی را كه شايسته‌ی او نيست، از او سلب كرده و او را منزه از آن صفات دانسته؛ و از طرف ديگر، صفات كمال و اسماء حسنی را برای ذات حق اثبات كرده است. در حدود پانزده آيه در تنزيه خداوند آمده است و در حدود بيش از پنجاه آيه در توصيف خداوند به صفات عليا و

اسماء حسنی آمده است. قرآن در اين توصيفات خود آن‌چنان دقيق است كه ژرف انديش‏ترين علمای الهی را به حيرت انداخته است، و اين خود روشن‏ترين معجزه از يك فرد «امی‏» درس نخوانده است.

قرآن در ارایهی راه‌های خداشناسی، از همه‌ی راه‌های موجود استفاده كرده است: راه مطالعه‌ی آيات آفاقی و انفسی، راه تزكيه و تصفيه‌ی نفس، راه تعمق و تفكر در هستی و وجود به طور كلی. زبده‏ترين فيلسوفان اسلامی، محكم‏ترين برهان های خويش را به اقرار و اعتراف خود از قرآن مجيد الهام گرفته‏اند. قرآن، رابطه‌ی خدا را با جهان و مخلوقات، بر توحيد صرف قرار داده است؛ يعنی خداوند در فاعليت و نفوذ مشيت و اراده‏اش رقيب و معارض ندارد؛ همه‌ی فاعليت‌ها و همه‌ی اراده‏ها و اختيارها به حكم خدا و قضا و قدر خداست.

پيوند انسان با خدا

قرآن در پيوند انسان با خدا زيباترين بيان‌ها را آورده است. خدای قرآن بر خلاف خدای فلاسفه، يك موجود خشك و بی‏روح و بيگانه با بشر نيست. خدای قرآن از رگ گردن انسان به انسان نزديك‌تر است، با انسان در داد و ستد اخود جذب می‏كند و مايه‌ی آرامش دل اوست:

«الا بذكر الله تطمئنّ  القلوب‏».(1)

بلكه همه‌ی اشيا او را می‏خواهند و او را می‏خوانند. تمام موجودات از عمق و ژرفای وجود خود با او سر و سرّ دارند، او را ثنا می‏گويند و تسبيح می‏كنند:

«ان من شی‏ء الّا يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم‏». (2)

خدای فلاسفه كه او را صرفاً به نام محرك اول يا واجب الوجود می‏شناسند و بس، موجودی است بيگانه با بشر و فقط او را آفريده است و به اين جهان آورده است؛ اما خدای قرآن يك «مطلوب‏» است، مايه‌ی دلبستگی بشر است، بشر را مشتعل و آماده‌ی فداكاری می‏كند، احياناً خواب شب و آرامش روز او را می‏گيرد، زيرا به صورت يك «ايده ی‏» فوق العاده مقدس در می‏آيد. فلاسفه‌ی اسلامی در اثر آشنايی با قرآن و وارد كردن مفاهيم قرآنی، الهيات را به اوج عالی خود رساندند. آيا ممكن است‏ يك فرد «امی‏» درس ناخوانده، معلم ناديده، مكتب نارفته، از پيش خود تا اين حد در الهيات پيش برود كه هزارها سال از افكار فلاسفه‏ای مانند افلاطون و ارسطو پيش‌تر باشد؟!

 

پی‌نوشت:

  1. رعد،28.
  2. اسراء،44.

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی