
آشنایی با روش تحلیل سیاسی (۲)
مراحل تحلیل سیاسی
فرایند ذهنی و تلاش فکری تحلیل سیاسی را میتوان در سه مرحلۀ کلی ذیل ارائه نمود، که هر یک از این مراحل خود دارای مراحل و روشهای جزئیتر هستند. در ادامۀ این نوشتار، به تبیین هر یک از این مراحل میپردازیم:
- دریافت تصویری از پدیدة سیاسی؛ 2. تحلیل محتوایی آن؛ 3. سنجش و ارزش یابی آن.
مرحلۀ اول: تصویر سازی پدیدة سیاسی
مرحلۀ اول و رکن ابتدایی در تحلیل هر پدیده، این است که با آن پدیده، ارتباط برقرار شود و پس از تحلیل مفهومی و شناخت جایگاه آن در میان معرفتهای بشری، نسبت به آن اطلاعات کافی صحیح به دست آورد. از اینرو این مرحله، خود دارای چهار مرحله است:
- طرح مسأله و ارتباط اولیه با موضوع
به این معنی که یک تحلیلگر سیاسی، ابتدا باید بتواند با یک مسأله ارتباط برقرار کند و این برقراری ارتباط، محصول حساسیت و توجه او به مسائل پیرامون خود است، و الا اگر کسی دارای این حساسیت و توجه خاطر نباشد، هیچگاه به مقولۀ تحلیل نخواهد پرداخت.
مقام معظم رهبری با اشاره به این خصوصیت مهم جوان، میفرمایند:
«آن جواني كه به سرنوشت كشور نينديشد و حوادث و خصومتهايي را كه نسبت به كشورش در دنيا سازماندهي ميشود، نبيند و نسبت به آنها نجوشد و نخروشد، آن جوان لايق اين نيست كه نام جوانِ شهروندِ يك ملت انقلابي را روي خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پر تپشي است كه در سختيها، به داد كشور و ملت رسيد و آنها را نجات داد.»[1]
- تحلیل مفهومی و تحدید موضوع و تشخیص جایگاه آن مسأله در میان معرفتهای بشری
پس از ارتباط با موضوع، باید آن پدیدۀ خاص شناخته شده و چیستی آن و جایگاه آن درک شود، تا ارتباط صحیح با آن برقرار گردد. از اینرو، باید با بازشناسی مفاد آن، از ابهامات و تیرگیهای صورت مسأله زدود، تا خود را واضح و متمایز به ما نشان دهد.
- کسب اطلاعات بیشتر از جوانب مختلف آن مسأله
براي هر تحلیلگر سياسي، دستيابي به اطلاعات صحيح مربوط به پدیدۀ سیاسی كه قصد تحليل آن را دارد، بسيار حائز اهميت است. بنابراين، قبل از هرگونه تجزيه و تحليل يك خبر، لازم است اطلاعات كامل و دقيقتري در مورد همان خبر بهدست آوريم. «اطلاعات، به مجموعۀ مفاهيم و يا دادههايي گفته میشود كه پيش از وقوع يك رويداد، توسط تحلیلگر سياسي مورد شناسايي، گردآوري، دستهبندي و ارزيابي قرارگرفتهاند، تا در متن تفسير يا تحليل در جاي مناسب مورد استفاده قرار گيرند.»
این اطلاعات به روشهای مختلفی بهدست میآید که از جملۀ آنها، مشاهدۀ پدیدههای سیاسی، اخبار و گزارشهای خبری، مصاحبه با سیاسیون و بررسی اسناد و مدارک سیاسی است. از اینرو، در جمعآوری این اطلاعات باید به شیوه و روش کسب آنها توجه نمود و با استفاده از شیوۀ صحیح به جمعآوری اطلاعات پرداخت.
- شناخت صدق و کذب اخبار و اطلاعات
پس از كسب اطلاعات از هر منبعي به هر وسيلهاي، تحلیلگر بايد شناخت دقيقي نسبت به ماهيت اطلاعات بهدست آمده، داشته باشد؛ يعني باید با معيارهاي شناخت و بهدست آوردن اطلاعات، آشنا باشد، تا زمينه براي تجزيه و تحليل آن اطلاعات فراهم شود. براي پي بردن به ماهيت اطلاعات و شناخت جزئيات آن، هر تحلیلگر سياسي لازم است به سؤالات اساسي ذيل پاسخ دهد:
سؤال اول: منشأ اطلاعات كدام است؟ يعني نحوۀ بهدست آوردن اطلاعات از چه طريق بوده است؟
سؤال دوم: منبع اطلاعات چيست يا كيست و تا چه حد معتبر است؟
سؤال سوم: وابستگي منبع اطلاعات به كدام جريان فكري يا جناح حاكمیت است؟
چون وقتي خبر يك تحليل سياسي غلط باشد، بدون شك تحليل آن خبر هم ناصحيح است، زیرا امكان ندارد پس از اثبات كذب بودن يك خبر، تحليل آن خبر درست باشد. قرآن کریم میفرماید:
«وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لايُغْنِي مِنْ الْحَقِّ شَيْئاً؛[2] و آنان را به این کار هیچ آگاهی و معرفت نیست. [آنان] فقط از گمان پیروی میکنند، و بی تردید گمان [انسان را] برای دریافت حق، هیچ سودی نمیدهد».
«يَا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنْ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلاتَجَسَّسُوا وَلايَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ؛[3] ای اهل ایمان! از بسیاری از گمانها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمانها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پی جویی نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ بی تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است».
علاوه بر اين، وقتي اطلاعات مربوط به يك رويداد، غلط ارائه شده باشد، بهطور قطع تحليل همان رويداد نيز اشتباه خواهد بود.
«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ و َيَتَّخِذَها هُزُواً أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ؛[4] و برخی از مردم اند که افسانههای بیهوده و سخنان یاوه و سرگرم کننده را میخرند تا از روی نادانی و بی دانشی [مردم را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره بگیرند؛ اینانند که برای آنان عذابی خوار کننده خواهد بود».
همچنان كه اگر يك تحلیلگر سياسي نتواند بين خبر و اطلاعات موجود دربارۀ آن رویداد در حافظه يا بايگاني شخصي خود ارتباط دقيقي با نقطهنظر خود برقرار كند، بدون شك تحليل او دچار مشكل اساسي میشود. دشوارترين بخش شناخت ماهيت اطلاعات، قضاوت دربارۀ اعتبار منبع اطلاعات بهدست آمده است. بنابراين، تحلیلگر سياسي سعي میكند در تحليل خود، اطلاعاتي را دربارۀ رويداد اتفاق افتاده ارائه كند كه در نهايت به اثبات ديدگاه تحلیلگر سياسي كمك نماید. این مهم از طریق شناسايي منشأ كسب اطلاعات، شناخت منبع اطلاعات و اعتبار آن و شناخت گرايشهای سياسي، اعتقادي، فرهنگي و اقتصادي منبع انتشار اطلاعات، حاصل میشود. در واقع، اگر این مراحل بهطور كامل انجام شده باشد، كار تحلیلگر در مرحلۀ ارزيابي اطلاعات، سادهتر خواهد بود.
«يَا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ؛[5] ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید».
- تطبیق اطلاعات و یافتن ارتباط میان اطلاعات یا پدیدههای همسو
در بسياري از موارد، اطلاعاتي كه بهدست آوردهايم، از طريق چند منبع مختلف بوده که ممكن است موجب تکمیل یا نقض یکدیگر شوند. از اینرو، تحلیلگر باید به طبقهبندی اطلاعات بر اساس ملاکهای منشأ كسب آن منبع اطلاعات و اعتبار آن و گرايشهای حاکم بر اطلاعات و تطبیق آنها با هم بپردازد. برقراري رابطه بين پدیدۀ مورد تحليل با معلومات و اطلاعات دیگر در مورد آن حادثه و يا ربط دادن امور مجهول دربارۀ يك خبر به اموري كه قطعي و معلوم هستند، به منظور رسيدن به تحليل يا تفسير همان پدیده یا خبر، میتواند نواقص هر یک را تکمیل کرده و جوانب مخفی مسأله را روشن کند.
ارتباط در يك تحليل سياسي از راههاي گوناگوني برقرار میشود كه مهم ترين آنها عبارتند از:
الف. ارتباط خبر با اطلاعات قبلي تحلیلگر (ارتباط نقلي)؛
ب. ارتباط بين معلومات قبلي تحلیلگر با مجهولات او (ارتباط عقلي)؛
ج. ارتباط بين يك خبر يا پديدۀ سياسي با ساير اخبار و پديدههای سياسي ديگر؛
د. ارتباط بين يك خبر با فرضيۀ موجود در ذهن تحلیلگر سياسي؛
ه. برقراري ارتباط بين يك خبر با نظرات شناختهشده در علم سياست.
براي برقراري يك ارتباط صحيح، بايد به عوامل مختلف از جمله وحدت موضوعي، تاريخي، منطقي و استدلال توجه كرد. علاوه بر اين، شناسايي نوع ارتباط میتواند به برقراري ارتباط صحيح بين دو يا چند پديدۀ سياسي در تحليل كمك كند. تحلیلگر سیاسی میتواند با توجه به تفاوتهايي كه بين ارتباط آشكار با پنهان وجود دارد. فرق ارتباط مستقيم با غير مستقيم را بشناسد و بداند كه چگونه میتوان با كشف اشتراكات عقيدتي و تاريخي در مكانها و زمانهای يكسان، به برقراري ارتباط صحيح بين دو يا چند پديدۀ سياسي رسيد. عوامل مؤثر در برقراري ارتباط عبارتند از: 1. وحدت موضوع؛ 2. اشتراك تاريخي؛ 3. اشتراك زماني؛ 4. اشتراك مكاني.[6]
مرحلۀ دوم: تحلیل محتوایی
بیشترین نقش را در تحلیل سیاسی، تحلیل محتوا داشته و اندیشۀ تحلیلگر نیز بیشترین نقش را در تحلیل محتوایی دارد. در تحلیل محتوا، تحلیلگر به دنبال تشریح عینی و توصیف ابعاد مختلف پدیدۀ سیاسی و برجسته ساختن محورها و خطوط اصلی آن است، تا با فرو رفتن در اعماق پدیدهها، به مشاهدۀ پیوستگی و همبستگیهای آن بپردازند.
در این مرحله است که تحلیلگر میکوشد با تجزیه و تحلیل و شناسایی و تقسیم اجزای درونی پدیده و تحلیل شرایط بیرونی تأثیرگذار بر آن، به اعماق پدیدۀ سیاسی یا رفتار کنشگر سیاسی راه یابد و در آن کندوکاو کرده و در نهایت، در ورای ظواهر، به زوایای درونی و علل وقوع آن پی ببرد.[7] باید توجه داشت هدف اصلی از تجزیۀ پدیدههای سیاسی، این است که دیدگاه تازهای دربارۀ آن پدیدهها و نیز جزئیات بیشتری دربارۀ آنها ارائه شود.
الف. تجزیه و تحلیل بر اساس اجزای درونی
در این روش، تحلیلگر سیاسی میکوشد با شناخت دقیق اجزای درونی و عوامل به وجود آورنده یا تشکیل دهندۀ یک پدیدۀ سیاسی، آنها را شناسایی کند.
- تحلیل ساختار منطقی و زبانی پدیده و اخبار مربوط
هر خبر و گزارهای، علاوه بر ساختار نحوی، ساختار منطقی هم دارد. اموری همچون «کلی یا جزئی»، «حملی یا شرطی و یا فصلی»، «موجبه یا سالبه»، نقش بسیار تعیینکنندهای در فهم و درک محتوای یک خبر دارد که عدم توجه به آنها، مسیر تحلیل را تغییر میدهد. همچنین ساختار زبانی همچون «توصیفی یا ارزشی»، «حقیقی یا استعاری و نمادین»، «تجربی یا فلسفی» نیز در فهم متکلم یا ایهام تناقض، تأثیرگذار است. از اینرو، در تحلیل سیاسی باید به نوع گفتار کنشگر سیاسی یا کیفیت گزارۀ خبری از این حیث توجه ویژه نمود، تا قلمرو گفتار یا پدیدۀ سیاسی شناخته شود.
- تحلیل مبانی معرفتی
رهیافت تحلیلی، علاوه بر ساختار منطقی و زبانی، به جزء سازندۀ دیگر یک پدیده نیز توجه میکند، که عبارت از توجه به مبانی نظری و معرفتی یک نظریه یا پدیدة سیاسی است. هر نظریه یا پدیدة سیاسی بر مقدمات و مبانی مختلفی استوار است. تحلیل مبادی و مبانی، یکی از راههای مهم و نقد یک پدیده است. رفتار سياسي يك نظام يا سياستمدار، برخاسته از نوع نگرش او به هستي، جامعه و انسان است و اين مباحث، تأثير مستقيم و مهمي بر انديشه و رفتار سياسي آنها بر جاي مینهد. بنابراین، براي شناخت و تحليل يك پدیدۀ سياسي و اجتماعي، شناخت زيرساختهای آن، نقشی اساسي و محوري را به خود اختصاص میدهد.
- تحلیل آثار و لوازم منطقی
هر پدیدۀ سیاسی، دارای آثار و لوازم آشکار و مخفی است. این آثار و لوازم گاه به سرعت خود را نشان میدهد و در جامعه تأثیر میگذارد و گاه تأثیر آن بلندمدت است و در آینده خود را نشان خواهد داد. از اینرو، تحلیلگر سیاسی در تحلیل یک پدیده باید به لوازم آشکار و مخفی آن توجه داشته باشد و آنها را شناسایی نماید.
ب. تجزیه و تحلیل براساس شرایط بیرونی
در این روش، تحلیلگر سیاسی به جای آن که به اجزا و عوامل تشکیل دهندۀ پدیدۀ سیاسی توجه کند، به شرایط مؤثر بر اجزای آن توجه مینماید؛ چون یک پدیدۀ سیاسی نمیتواند بیتأثیر از سایر پدیدههای سیاسی مرتبط با خود باشد. پدیدههای سیاسی مختلف بر یکدیگر اثر میگذارند و تجزیة مفاهیم مربوط به پدیدههای سیاسی، صرفاً در ذهن تحلیلگر سیاسی برای بیان و تشریح منطقی پدیدههای پیچیده انجام میشود. در این قسمت، تحلیلگر به کشف ارتباطات احتمالی بین عوامل بیرونی و درونی پدیدة سیاسی و میزان ارتباط و تأثیرگذاری سایر پدیدههای سیاسی بر اجزای تشکیل دهندۀ آن میپردازد.
- در تجزيۀ يك پديدۀ سياسي بر اثر عوامل موضوعي، میتوان متناسب با موضوع آن پديده، تجزيه را بر اساس مؤلفههای كلي چون شرایط و عوامل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، قومي، زباني، ملي، نظامي، امنيتي و تاريخي انجام داد.
- شرایط روحی و شخصیت کنشگر سیاسی در حین وقوع پدیدۀ سیاسی نیز از دیگر عوامل مؤثر بر شکلگیری یک پدیده است، که تحلیلگر سیاسی باید بدان توجه داشته باشد.
مرحلۀ سوم: سنجش و ارزشیابی
- احتمالپردازی و فرضیهسازی
براي آن كه بتوانيم تحليل صحيحي از تحولات جاري و يا آيندۀ يك پديدۀ سياسي ارائه دهيم، لازم است از تئوري احتمالات و فرضيهپردازي استفاده كنيم. احتمالپردازي يعني در نظر گرفتن همۀ احتمالهاي ممكنالوقوع در مورد تحولات مربوط به يك پديدۀ سياسي. به عبارت ديگر، در زماني كه تحلیلگر در ذهن خود تلاش میكند براي پرسشهای اصلي خود دربارۀ دلايل بهوجود آمدن يك رويداد و تأثيرات آن بر تحولات آتي و ميزان تأثيرپذيري همان رويداد از ساير تحولات جاري، پاسخهای مناسب را پيدا كند؛ به احتمالپردازي مبادرت مينماید. اما تحلیلگر سياسي به منظور ارائۀ احتمالات پردازش شده در تحليل سياسي خود براي مخاطبان، ناچار به فرضيهسازي بر اساس همان احتمالاتي است كه در ذهن خود پردازش كرده است. این احتمالات باید مبتنی بر بررسي تمام دلايلي كه منجر به وقوع يك رويداد شده و يا عواملي كه بر ايجاد و يا تداوم آن تأثير گذاشته و يا خواهد گذاشت، براي پيشبينيهاي آينده، مورد توجه قرار گيرند.
بنابراين، بايد توجه داشت شناخت نظريۀ احتمالات به تحلیلگر سياسي در دو جنبه كمك میكند: اوّل، براي احتمال پردازي در ارتباط با تمامي جوانب پديدۀ مورد نظر در ذهن تحلیلگر و دوم دربارۀ فرضيهسازي دربارۀ دلايل وقوع يك حادثه يا يك پديده و تأثيراتي كه ساير عوامل بر آن پديده داشته يا خواهند داشت. علاوه بر اين، شناخت قوانين احتمالات به تحلیلگر كمك میكند دربارۀ تأیيد يا تكذيب يك خبر و همچنين در ارتباط دادن يك خبر به اخبار مرتبط با آن با دقت بيشتري عمل كند.
در مرحلۀ بعد از احتمالپردازي، تحلیلگر بر اساس همان احتمالات پردازش شده، فرضيههای خود را خلق میكند و در قالب نوشته ويا بيان مطرح میسازد؛ یعنی بهطور كلي براي احتمالپردازي، يك تحلیلگر سياسي بايد تمام توان ذهني و عيني خود را بهكار بگيرد تا دربارۀ چرایيها و چگونگيهای يك رويداد و يا يك پديدۀ سياسي در ذهن خود پاسخهای مناسب را پيدا كند.
پس از آن كه پاسخهای مناسب به دست آمد، روند فرضيهسازي آغاز میشود؛ يعني میتوان احتمالهای گوناگوني را در ذهن تحلیلگر سياسي در نظر گرفت؛ اما همۀ آنها به فرضيهسازي تبديل نمیشوند، بلكه تنها آن دسته از احتمالاتي كه دلايل آنها در ذهن تحلیلگر متقن شده و يا پاسخ مناسب براي سئوالات احتمالي پيدا كرده است، به فرضيهسازي تبديل خواهند شد. احتمالپردازي و فرضیهسازی باید مبتنی بر این اصول باشد: واقعبيني، موضوعشناسي، تفكيك هدف از نتيجه، تشخيص صحيح علت و معلول و خالی بودن ذهن تحلیلگر از باورهاي غلط.
بنابراین، استفادۀ صحيح از نظريۀ احتمالات و قوانين عمومي منطق دربارۀ شيوههای استدلال صحيح، ما را قادر میسازد كه به دلايل وقوع يك رويداد بيشتر آگاه شويم و بتوانيم احتمالات و فرضيههای مختلف را در مورد چراييها و چگونگيهای مربوط به يك پديدۀ سياسي حدس بزنيم و احتمالاً پيشبينيهای صحيحي در مورد تحولات آتي همان پديده ارائه كنيم.
براي آن كه يك تحلیلگر سياسي بتواند از تئوري احتمالات استفاده كند، لازم است با قوانين عمومي «منطق» آشنا باشد. قوانين عمومي منطق به ما میآموزد كه چگونه صحيح فكر كنيم و از معلومات خود براي كشف مجهولاتمان استفاده نماییم. پيشبيني در تحليل سياسي، زماني علمي و دقيق است كه اولاً مبتني بر واقعيتهای موجود باشد و ثانياً از روشهای مناسب براي شناخت تحولات آينده استفاده شود.
براي آن كه بتوانيم فرضيههای صحيحي همراه با احتمالات مربوطه ارائه كنيم، بايد همۀ فرضها و احتمالهای ممكن را بررسي نمائیم و نیز به شرايط تاريخي و زماني و مكاني توجه كافي داشته باشيم. براي پيشبيني تحولات آتي، تحلیلگر سياسي يا بايد از تجربههای تاريخي گذشته كه تكرارپذير هستند، در تحليل خود استفاده كند، يا فرضيههای موجود در علوم سياسي در مورد شناخت روند تحولات يك پديدۀ سياسي را بهكار گيرد.[8] از اینرو، دانستن تاریخ و تحولات سیاسی ـ اجتماعی جوامع و اطلاع از مباحث علوم سیاسی در حد مقدور، امری لازم و اساسی است.
- استدلال
تحلیلگر سعی میکند بر اساس اطلاعات و معلومات خود به سؤالهای اساسی که دربارۀ هر پدیدۀ سیاسی مطرح میشود، پاسخ دهد. این سؤالها همان مجهولاتی است که باید تلاش کرد تا پاسخ آنها را از روشهای صحیح بهدست آورد. بهطور كلي در تحليل سياسي، هر تحلیلگر سعي دارد براي اثبات ديدگاههای خود دربارۀ يك رويداد، از طريق تنظيم و تأليف يك سلسله قضاياي منطقي به سؤالاتي كه در اذهان عمومي مطرح شده است، پاسخ دقيق ارائه كند و يا در مواردي با برقرار كردن ارتباط منطقي بين چند قضيۀ مرتبط با موضوع آن رويداد، نتيجۀ مورد نظر خود را به ذهن مخاطب القا نمايد.
در تحليل سياسي، سه نوع استدلال ـ یعنی استدلال قياسي، استدلال استقرائي و استدلال تمثيلي كاربرد وسيعي دارد که تحلیلگر سیاسی باید هر سه نوع آنها را با توجه به چگونگی اکتساب و میزان یقینآوری آنها از کتب منطقی بیاموزد، تا بتواند با استدلال به جمعبندی و ارزشیابی تحلیل خود از پدیدههای سیاسی دست پیدا کند.
خاتمه
در خاتمه با توجه به عنایت مقام معظم رهبري به مقولۀ آگاهی سياسي جامعه، نكات راهگشايي از سخنان ايشان بیان میکنیم. ایشان خطاب به جوانان ميفرمايند:
«براي حركت و قدم و خير بعدي، به فكر باشيد و زمينۀ ذهني آماده كنيد. اين انقلاب بايد دائماً حركت كند و حركتش هم، با اين مردم است.»[9]
«امروز شما جوانان وظيفه داريد انقلاب را با همۀ وجود، تا اعماق جانتان نفوذ و رسوخ بدهيد و مفهوم انقلاب و مباني فكري آن را از بن دندان درك كنيد و براي هنگامي كه اين ملت بدان احتياج دارد و در صحنه مبارزه ميكند، آن را در خود ذخيره كنيد. صحنۀ اول، صحنهاي است كه انقلاب را از لحاظ اقتصادي يا نظامي و يا سياسي تهديد ميكند، كه بايد آن ذخيره را براي دفاع از انقلاب و كشورتان – به هرگونه كه زمان و موقعيت اقتضا ميكند – بهكار ببنديد. صحنۀ دوم، صحنۀ سازندگي است. بهترين سازندگان، سازندگان انقلابياند.»[10]
«جوانان عزيز! شماها اميدهاي انقلاب و اسلاميد. رفتار شماها ميتواند اين مملكت را در جهت شكوفايي، با سرعت به پيش ببرد. وقتي جوان مملكت؛ هوشيارانه، با تدبير، با حلم، با توجه به موقعيتها حرف بزند و تصميم بگيرد و عمل كند، كشور گلستان خواهد شد. وقتي هيجانات كور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد كرد.»[11]
«جوان امروز اگر اهل دين، اهل معنويت، معرفت، انديشيدن و اهل تقوا به اين معنا بود – يعني با محاسبه، با دقت، با انديشه و با نظر فكر كردن و تصميم گرفتن و اقدام كردن- آيندۀ مملكت از آن اوست. به عكس اگر جوان مملكت با ولنگاري، با بياعتنايي به اصول و به شعارهاي حقيقي دين و انقلاب، با بيخبري، با نداشتن تحليل نسبت به مسائل گوناگون كشور و مسائل جهاني رشد كرد، اگر درس هم بخواند، به نفع كشور تمام نخواهد شد و آيندۀ كشور تضمين نخواهد شد.»[12]
«فرا گرفتن خصلتهايي كه ميتواند نسل كنوني را به اعتلا و عظمت برساند؛ مانند: دينداري و دانشپژوهي، وجدان كار و انضباط، شجاعت و پاكدامني و جوانمردي، آگاهي سياسي و خلوص انقلابي، امانت و محبت و برادري و استقلال و آزادمنشي.»[13]
«شما دانشجويان و دانشآموزان و جوانان، براي نسل آينده و دورۀ بعد ما پايههاي اصلي انقلابيد. امروز هم شما در انقلاب تأثير زيادي داريد، چون جوانيد. امروز هم شما در جبهههاي سياسي و نظامي و سازندگي و هر جاي ديگر كه بتوانيد حضور داشته باشيد، عنصر فعال انقلابيد؛ اما فردا شما پايههاي انقلاب هستيد. امروز عناصر مؤثريد؛ ولي فردا ستونهاي انقلاب هستيد. توجه كنيد انقلاب را با ريشهها و مباني فكري و منطقياش بهدرستي بشناسيد.»[14]
معرفی چند منبع دربارۀ روش تحلیل سیاسی:
- روش تحلیل سیاسی، امیر محمد حاجی یوسفی، قم، انتشارات پارسایان، 1382.
- متدلوژی تفسیر سیاسی، احمد جهان بزرگی، تهران، انتشارات مؤسسۀ فرهنگی دانش و اندیشۀ معاصر، 1379.
- شناخت و تحلیل سیاسی، جواد منصوری، تهران، انتشارات شرکت بهنشر، 1377.
- مبانی دانش تحلیل سیاسی یا متدولوژی پولتیک، علی اکبر مسعودپور، تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ـ ارتش جمهوری اسلامی ایران (دفتر سیاسی) تهران، 1384.
- مبانی روش تحلیل سیاسی، اسدالله بادامچیان، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.
پینوشت:
[1]. دانشگاه در كلام رهبري، 46.
[3]. حجرات، 12.
[4]. لقمان،6.
[5]. حجرات، 6.
[6]. حسن بهشتیپور، پیشین.
[7]. روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ج1، ص283.
[8]. بهشتیپور، پیشین.
[9]. حوزه و روحانيت،ج2، ص15.
[10]. دانشگاه در كلام رهبري، ص46.
[11]. كيهان، 9/8/77.
[12]. كيهان، 5/3/78.
[13]. حديث ولايت، ج9، ص185.
[14]. همان.