
معرفی و تبیین اقسام و انواع احسان و نیکوکاری
از نگاه متعجبانه و پرسشگرانه شاهدان معلوم بود که فکر و ذهنشان دنبال پاسخ این رفتار میگردد. تا اینکه بالاخره کسی جرئت کرد و دلیل این اقدام را از امام حسین (علیه السلام) پرسید.
ماجرا از این قرار بود که امام (علیه السلام) در حضور مردم، به شخصی که عبدالرحمن نام داشت، مبلغ هزار دینار به همراه مقدار بسیار زیادی وسائل زندگی و لباس بخشیده بودند.
فردی پرسید: این چه کاری بود شما انجام دادید؟ چرا به این شخص چنین هدایایی را بخشیدید؟ مگر او چه کرده بود؟
شاید ما کمی از جسارت سؤالکننده در حضور امام ناراحت شویم، ولی پاسخ امام (علیه السلام) به این پرسش جسورانه، برای ما در بسیاری از ابعاد زندگی، بهویژه در بُعد تربیتی و اخلاقی زندگی فردی و اجتماعیمان بسیار مؤثر خواهد بود.
امام حسین (علیه السلام) در پاسخ به این شخص فرمودند: معلوم نیست این میزان بخششی که من به این فرد داشتهام با کاری که او برای فرزندم انجام داده، برابری کند. او به فرزند من «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» را تعلیم داده است.۱
بهراستی، تعلیم این عبارت کوتاه و پرمعنا به یک نوجوان، مستحق چنین پاداشی است؟ این اقدام امام (علیه السلام) غیر از آنکه نشانگر فضیلت و اهمیت تعلیم و آموزش است، درس زیبا و لطیف دیگری هم برای ما به همراه دارد. این درس در بیان تفسیر آیه سه سوره مبارکه بقره۲ از سوی امام صادق (علیه السلام) چنین بیان شده است: منظور از «مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» در این آیه، این است که از آنچه خداوند به انسانهای پرهیزگار یاد داده است، آنها هم به ديگران یاد مىدهند، و از این طریق علم را گسترش ميدهند. درحقیقت آموزشهای خداوند به انسانهای پرهیزگار، رزقی است که آنها با تعلیم این آموزشها به دیگران، نوعی از انفاق را رقم میزنند.
- احسان و انفاق
انفاق به معنای دادن مال یا چیزی در راه خداست.۳ در بیان قرآن کریم، انفاق، یکی از راههای احسان به دیگران و خیر رساندن به آنها محسوب میشود. رابطة انفاق با «احسان»، رابطة جزء با کُل است. احسان، به معنای انجام با رغبت و میلِ هر عملِ نیک، برای رضای خداست. احسان، در جای مناسب و شایسته و متناسب با ضوابط دینی، در قالب فضل و بخشش به دیگران، صورت میپذیرد. بنابراین پایه و اساس هر نوع از انفاق، احسان است.۴
الف) بخشش از روزیها
انفاق میتواند مالی یا غیرمالی باشد.۵ بخشی از انفاقهای مالی، واجب و بخش دیگری از آنها مستحب، ولی بسیار سفارششده از سوی پیشوایان دینی، هستند.
پرداختهایی مانند زکات، خمس و کفّارة گناهان از نوع انفاقهای مالی واجب، و اعطای صدقات، بخششها و وقفها، جزء انفاقهای مالی مستحب به شمار میروند. البته در بعضی آیات قرآن، از واژه زکات در معنای صدقه مستحب استفاده شده است؛ مثل آیه شریفه 55 سوره مبارکه مائده، که به داستان خاتمبخشی امیرالمؤمنین (علیه السلام) در رکوع اشاره دارد: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ».
ب) انفاقهای غیرمالی
برخی از نمونههای انفاق غیرمالی عبارتند از:
- انفاق دانش، و آموزش قرائت قرآن:۶ این همان انفاق و احسانی است که امام حسین (علیه السلام)، پاداش فراوانی را به انفاقکننده آن هدیه دادند.
- انفاق جسم، نیرو و قوای بدنی: بخشی از آن باید در مسیر عبادت و بندگی باشد؛ مثل اقامه نماز، انجام روزه و سایر عبادات. بخش دیگری هم میتواند در مسیر رفع نیازها و تقاضاهای دیگران باشد.۷ پيغمبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله) میفرمایند: «كسى كه حاجتى از برادر دينى خود را برآورده سازد، انگار تمام عمرش را به بندگی خداوند مشغول بوده است».۸
- انفاق آبرو و جایگاه: منزلت و اعتبار افراد در پیش چشم یا در قلبهای دیگران، فرصت مغتنمی است که باید از آن در جهت هدايت و راهنمایی، امر معروف و نهى از منكر و سایر اموری شبیه به اینها استفاده شود. اگر شخصی آبرو و اعتباری را که پس از سالها مواجهه با مردم و زحمت، کسب کرده است، برای انجام یک کار خیر مثل ازدواج یا حل مشکلات مالی هزینه کند یا مانع تحقق یک منکر مثل قهر کردن دو دوست با هم شود، در واقع آبروی خود را انفاق کرده است.۹
اين انفاقات غيرمالى که بیان شد، نمونهای از مصادیق فراوان انفاق و احسان است؛ چراکه آيه «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»۱۰ عام است و شامل انفاق هر نعمتى كه قابل انفاق باشد، ميشود.۱۱
با توجه به تعریف احسان و مشخص شدن مرزهای آن با سایر بخششها از جمله انفاق، انواع دیگری از احسان هم وجود دارد که در ادامه به دو نوع دیگر از آن اشاره میکنیم:
- احسان در عبادت خدا
همة انسانهایی که به شکلی خداوند را عبادت میکنند، با هدف و مقصود خاصی است. این هدف، که همان نیت نام دارد، دارای درجات و مراتبی است. اگر کسی خداوند را از روی حیا و به خاطر اینکه خداوند شاهد و ناظر او در جمیع حالات است، عبادت کند، طبق بیان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جزء کسانی است که احسان در عبادت خداوند را رعایت کرده است. ایشان در پاسخ به پرسش یکی از صحابه در مورد احسان میفرمایند: «الإِحْسَانُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ».۱۲ احسان این است که تو خداوند را به گونهای عبادت کنی که انگار او را میبینی، اما اکنون که چنین نیست و تو او را نمیبینی، یقین داشته باش که او تو را میبیند. بنابراین احسان در عبادت خداوند این است که او را چنانکه شایسته است عبادت کنیم.
- احسان به دیگران
قرآن کریم در مورد احسان به دو گروه از افراد، سفارشهای ویژهای به ما داشته است. این دو گروه عبارتند از: 1. پدر و مادر 2. ارحام و خویشاوندان.
الف) احسان به پدر و مادر
خداوند در قرآن نه مرتبه به صورت مستقیم و غیرمستقیم درباره پدر و مادر، چگونگی رفتار، سخن گفتن و احسان به آنها سخنانی را بیان فرموده است.۱۳ در پنج مورد از این آیات قرآنی، احسان به پدر و مادر، همنشین موضوع توحید و دعوت به پرستش خدای یگانه بوده است. از این همنشینی و قرابت بهخوبی میتوان دریافت که احسان به پدر و مادر بعد از مسئله توحید، از واجبترین واجبات است.۱۴ خوب و کریمانه سخن گفتن، برآوردن نیازها قبل از بیان کردن، حرمت نگه داشتن و حفظ احترام، اطاعت از دستورها و سفارشهای آنان، توجه کردن و احوالپرسی به همراه بسیاری دیگر از دستورهای دینی در مورد پدر و مادر، همگی از مصادیق احسان به آنها قلمداد میشود.
- احسان به خویشاوندان
یکی از پرتکرارترین سفارشهای دینی خداوند و اهلبیت (علیهم السلام)، مسئلة خویشاوندان و احسان به آنهاست.۱۵ در برخی آیات قرآن، مثل آیه 36 سوره نساء، احسان به خویشاوندان، مقدّم بر احسان به یتیمان و مسکینان نیازمند بیان شده است: «…. وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ…».۱۶ با توجه به معنای گستردهای که از احسان بیان شد، احسان به خویشاوندان، به صله رحم و احوالپرسی منحصر نمیشود؛ بلکه مواردی نظیرِ برطرف کردن نیازها، هزینه کردن آبرو و اعتبار و هر نوع کمک معنوی دیگر، بخششهای مالی، هرنوع مشورت و راهنمایی، امربه معروف و نهی از منکر و نمونههای دیگری از این قبیل، همگی جزء مصادیق احسان نسبت به خویشاوندان خواهد بود.
پینوشت
[1]. سيدهاشم بحرانى، حلية الأبرار في أحوال محمّد و آله الأطهار (عليهم السلام)، ج4، ص183.
۲. «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ».
۳. قاموس قرآن، ج5، ص212.
۴. مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج3، ص303.
۵. ترجمه تفسير الميزان، ج1، ص74.
۶. امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» میفرمایند: «قَالَ مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ يُنْبِئُونَ وَ مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ مِنَ الْقُرْآنِ يَتْلُونَ». این همان نمونه انفاقی است.
۷. اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج1، ص237.
۸. «مَنْ قَضَى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً». بحارالأنوار، ج71، ص302.
۹. اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج1، ص241.
۱۰. بقره: 3.
۱۱. همان.
۱۲. بحارالأنوار، ج67، ص196.
۱۳. سورهها و آیات: بقره: 83؛ نساء: 36؛ انعام: 151؛ اسراء: 23؛ لقمان: 14؛ مریم: 14 و 32؛ عنکبوت: 8؛ احقاف: 15.
۱۴. ترجمه تفسير الميزان، ج13، ص109.
۱۵. سورهها و آیات: بقره: 83؛ نساء: 36؛ نحل: 90.
۱۶. «و خدا را بپرستيد، و چيزى شريك او مگيريد، و به پدر و مادر احسان كنيد، و همچنين به خويشاوندان، و يتيمان، و مسكينان و همسايه نزديك و همسايه دور، و رفيق مصاحب، و درراهمانده و بردگان كه مملوك شمايند، كه خدا افرادى را كه متبختر و خودبزرگبينند، و به ديگران فخر مىفروشند، دوست نمىدارد».