مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

باید حرکت کرد!

عنصر منطق و عقل در اين حركت، در بيانات آن بزرگوار متجلى است؛ قبل از شروع اين حركت، از هنگام حضور در مدينه تا روز شهادت. جمله، جمله‌ى اين بيانات نورانى، بيان‌كننده‌ى يك منطق مستحكم است. خلاصه‌ى اين منطق هم اين است كه وقتى شرايط وجود داشت و متناسب بود، وظيفه‌ى مسلمان، «اقدام» است؛ اين اقدام خطر داشته باشد در عالى‌ترين مراحل، يا نداشته باشد. خطرِ بالاترين، آن است كه انسان جان خود و عزيزان و نواميس نزديك خود – همسر، خواهر، فرزندان و دختران – را در طبق اخلاص بگذارد و به ميدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد. اينها چيزهايى است كه از بس تكرار شده، براى ما عادى شده، در حالى كه هر يك از اين كلمات، تكان‌دهنده است. بنابراين، حتى اگر خطر در اين حد هم وجود داشته باشد، وقتى شرايط براى اقدام متناسبِ با اين خطر وجود دارد، انسان بايد اقدام كند و دنيا نبايد جلوى انسان را بگيرد؛ ملاحظه‌كارى و محافظه‌كارى نبايد مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافيتِ جسمانى نبايد مانع راهِ انسان شود؛ انسان بايد حركت كند. اگر حركت نكرد، اركان ايمان و اسلام او بر جا نيست.2

بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانة ماه محرم، 5/11/84.

 

یک پرسش مهم

چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمود تا باران ببارد؟

1.‌ طبق روايات شيعه، دعاي حضرت نه تنها در مورد باران باريدن مستجاب مي‌گرديد؛ بلکه اگر حضرت براي پيروزي و نصرت خويش نيز دعا مي نمود، قطعا مستجاب مي شد؛ اما:

حضرت مي خواست در كربلا براي همه مسلمانان، تسليم در برابر حق را به نمايش گذارد و درس عملي تسليم را تا ابد به مردم بياموزد.

2.‌ بناي حضرت بر اين بود كه در ماجراي عاشورا اسباب غير عادي را به کار نگرفته تا اين خود نيز درس ديگري براي مسلمانان شود تا وظيفه آناني را كه قادر به استفاده از اسباب غير عادي نيستند، در برابر ظلم وستم مشخص كند.

3.‌ حضرت طبق روايات ، حضرت در ماجراي عاشورا ، در خواست فرشتگان و جنيان را براي ياري رد نموده و تمام آن ها را به مشيت الهي واگذار کردند. اين خود سبب نهايت مظلوميت براي حضرت شده و به همين جهت خبر شهادت آن حضرت در آن زمان که وسائل اخباري محدود بود، به سرعت پخش گرديد.

 

اشک با معرفت، حافظ دین

گریه مراتبی دارد و متناسب با هر رتبه، اجری در نظر گرفته می­شود:

*‌ ابتدا «وَجَع» قلب یعنی هیجانی که در مقدمة پیش از گریه پیش می­آید؛

*‌ رتبه بعدی حلقه زدن اشک در چشم؛

*‌ رتبه بعدی بیرون آمدن اشک که جاری نشود؛

*‌ مقام بعدی جاری شدن اشک بر گونه و محاسن؛

*‌ در رتبة بالاتر سرازیر شدن اشک بر سینه و دامن؛

*‌ و مقام بالاتر ریختن اشک همراه با ناله با صدای بلند. 1

امام صادق(ع) مى‏فرمايد:

«كسى كه به ياد امام حسين(ع) به مقدار بال مگسى اشك از چشمانش جارى شود، ثوابش بر خداوند است و خداوند به كمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود.»2

البته گریه و اشکی می­تواند انسان را به این درجات برساند که با شناخت همراه باشد؛ شناخت به مقام امام معصوم و اهداف آن حضرت، چرایی و چگونگی قیام حضرت سیدالشهداء(ع).

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم                          یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده                              به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است                          بریز قطره‌ی اشکی تو در عزای حسین3

پی‌نوشت:

  1. مرتضی زاهدی، اسرار عاشقان و مقامات عارفان زیارت عاشورا، ص320.
  2. بحارالانوار، ج۴۴، ص291.
  3. شاعر: رضا رسول زاده

 

شفا یافتن چشم از گل پای عزادارن

مرحوم آیت الله بروجردی نقل فرمودند که: در یکی از سال‌ها که در بروجرد بودم، مبتلا به درد چشم عجیبی شدم که بسیار مرا نگران ساخته بود. معالجه اطبّا هم مفید واقع نشد و درد چشم، هر روز بیشتر و ناراحتی من افزون‌تر می‌گردید؛ تا اینکه ماه محرم فرا رسید و دسته‌ی عزاداری گل گیرها (یعنی دسته ای که گل بر سر و پیشانی‌شان می‌مالیدند) که نوعاً سادات و اهل علم و محترمان شهر بروجردند و در روز عاشورا سر و سینه خود را گل آلوده کرده، با وضع رقت بار و مهیج و در عین حال، با سوز و گداز فراوان و ذکری جان سوز در آن روز، تا ظهر عزاداری می‌کنند، به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود آنان هیجان عجیبی به خود گرفت.

من نیز در گوشه‌ای نشسته و آهسته آهسته اشک می‌ریختم. در این بین یک مقدار گل همین توسل، چشم‌هایم خوب شد و تا امروز علاوه بر اینکه مبتلا به درد چشم نشده‌ام، از نعمت بینایی کامل برخوردارم و به برکت حضرت امام حسین‌(ع) به عینک هم نیازی ندارم.

ایشان با اینکه همه‌ی قوای جسمی‌شان تحلیل رفته بود، تا واپسین ساعت زندگانی، از بینایی کامل برخوردار بودند.

گفتنی است که مرحوم آیت الله بروجردی، پیش از آمدن به قم، همه ساله مجلس روضه خوانی مفصّلی را در ایام عاشورا در منزلشان در بروجرد برگزار می‌کردند و دسته‌های مختلف عزا از جمله دسته گل گیرها، در آن شرکت می‌کردند.

 

تقويت معرفت اعضا نسبت به امام زمان (عج)

اين هيأت انصارالمهدي (ع) را غنيمت بشمريد و خيلي به آن برسيد…. [و آن را] را جدي بگيريد و آن را فرصتي براي تقويت معرفت خودتان نسبت به ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ قرار دهيد. متأسفانه ما نسبت به ايشان خيلي كم توجهيم و از ايشان خيلي كم مي‌دانيم. بايد سعي كنيم كه مطالعه كنيم، بحث كنيم و جلسات را به ياد حضرت و به معرفت حضرت، احيا نماييم. مسأله ولايت فقيه هم يك شعبه از همين منبع نور است. از همين ولايت كبري است كه انسان مي‌تواند در آن‌جا ابعادش را ببيند، جمالش را ببيند، وجوه برهاني‌اش را ببيند و وجوه وجداني‌اش را ملاحظه كند و بهره‌مند بشود.

سخنراني حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری درباره‌ انجمن‌هاي اسلامي (25/4/80)

 

مسئول تنها

…شب که فرارسید، او مسئول تنهاست که باید فرزندان و کودکان را گرد آورد و به آنان آب و نان دهد و آنان را لباس بپوشاند…

صبح هنگام، سپاه عمر سعد مشغول دفن کشته شدگانشان شدند. بالطبع، کشته‌های آنان بسیار بود، یاران حسین ارزان کشته نشدند… و هنگامی که به اجساد حسین(ع) و اهل بیت و یارانش رسیدند، آنان را در صحرا‌‌ رها کردند و عزم کوفه کردند…

آنان تصمیم گرفتند که اهل بیت و زنان و کودکان را از مسیری ببرند که اجساد کشته شدگان و پدران خود را ببینند… کودکان خردسال و زنان را از کنار اجساد فرزندان و پدران و برادران و نزدیکانشان گذراندند. اجساد صورت عادی ندارند؛ …با این حال، آنان را واداشتند که جسدهای عزیزانشان را ببینند.

چه شد؟ من تنها یک صحنه را ذکر می‌کنم تا دریابید که مقصود از شهادت حسین(ع) چه بود و زینب چه نقشی در موفقیت و تحقق این مقصود داشت …او درصدد تکمیل رسالت حسین (ع) است.

رسالت حسین (ع) چگونه ادا می‌شود؟ با عزت و کرامت. حسین نمی‌پذیرد که خواهرش و زنانش ناله و جزع و فزع کنند، بلکه می‌خواهد آنان استوار باشند و سبب شماتت دشمنانشان نباشند. زینب آمد و دیگر زنان نیز همراهش بودند و بالطبع، کودکان نیز در پی او روان بودند. آمدند تا رسیدند به اجساد پاک، به مقتل. زینب به پیکر پاک حسین نزدیک شد. می‌دانیم که ده‌ها بلکه صد‌ها نفر در قتل حسین مشارکت داشتند. بی شک، پیکر حسین پاره پاره بود، پوشیده از تیر و نیزه و سنگ بود. زینب، خواهر حسین، بر سر پیکر پاک رسید و در برابر دیدگان شماتت کنندگان و دشمنان و همه، پیکر را به آسمان برد و گفت: «پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر».

بخشی از سخنرانی امام موسی صدر درباره حضرت زینب(س)

منبع: www.imam-sadr.com

 

مصیبت زیبا!

در مقابل همة اين مصائب، زينب به پروردگار عالم عرض نكرد: «ربّ نجّنى»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض كرد: پروردگارا! از ما قبول كن. بدن پاره پارة برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض ميكند: پروردگارا! اين قربانى را از ما قبول كن. وقتى از او سؤال مي‌شود كه چگونه ديدى؟ مي‌فرمايد: «ما رأيت الّا جميلا». اين همه مصيبت در چشم زينب كبرى زيباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى كلمه‌ى اوست. … كار براى خدا اينجور است. لذا نام زينب و كار زينب امروز الگوست و در دنيا ماندگار است. … همه‌ى اين ارزشهاى انسانى كه در مكاتب گوناگون، منطبق با وجدان بشرى است، ارزشهائى است كه از دين برخاسته است؛ اينها را دين تعليم داده است. كار براى خدا خاصيتش اين است.5

بيانات در ديدار فرمانده و پرسنل نيروى هوائى ارتش، 19/11/88.

 

 

 

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی