تمجیدهای بیمعنی
چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم، استفادهى از مدحها و تمجيدهاى بىمعناست، كه گاهى هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل (سلاماللَّهعليه) صحبت مىشود؛ بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را ديدهايد و مىدانيد چشمش چگونه بوده؟! اينها سطح معارف دينى ما را پايين مىآورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست.
…ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اينكه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سختترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت 05/05/1384
به تازگی یک مغازهای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتریها در منطقه ما بیشتر میشود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، میخواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟
* مومنین در ایام عزای معصومین علیهمالسلام از یک سری کارها پرهیز میکنند: مثلا مجلس شادی ندارند؛ اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد. معمولا کارها را تعطیل میکنند که در این مراسمی که جزء شعائر مذهبی شناخته میشود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به اباعبدالله حسین علیهالسلام، بله این اشکال دارد. اما اگر یک مغازهای است که چند ساعتی باز میکنید که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را میبندید و هیچ از آن برداشت نشود که بیاحترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین علیهالسلام است، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر میکشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین علیهالسلام شرکت میکنند.
چرا به امام حسين ـ عليه السّلام ـ ثار الله ميگويند؟
«ثار» هم به معني خون و هم به معني انتقام گرفتن از خون كسي كه به دست ديگران كشته شده است.
ثار الله از دو واژه «ثار» و «الله» تشكيل يافته و يكي از القاب امام حسين -عليه السّلام- است. در زيارت عاشورا با اين لقب از آن حضرت یاد ميكنيم. ثارالله یعنی كسي كه طالب خون او خداست و انتقام او را خداوند از قاتلينش خواهد گرفت.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. منشور نينوا، مجيد حيدري.
2. حماسه سياسي تاريخي زيارت عاشورا، محمد رسول دريايي.
3. عبدالسلام محمد هارون، مقابيس اللغه، ج1.
4. ابن المنظور، لسان العرب، ج4، واژه ثار.
جون
بدنش بوی بد میداد و کسی تحویلش نمیگرفت. او غلام سیاه حسین علیه السلام بود. آمده بود کربلا تا اربابش تنها نماند. هنگام نبرد، اینگونه رجز خواند:
«کافران! ضربهی شمشیر این غلام سیاه را چگونه میبینید؟ ضربهای که با آن از خاندان محمد(ص) دفاع میکند! با دست و زبان از آنان دفاع میکنم و روز ورود به پیشگاه الهی بدین کار امید بهشت دارم.»
هنگامی که «جون» کشته شد، امام به بالین او آمد و در حق او دعا فرمودکه: «خدایا! بوی او را خوش کن و روی او سپید گردان او را با نیکو کاران برانگیزان و میان او محمد و آل محمد، آشنایی و معرفت بینداز»
بعد از شهادت او را پیدا کردند. دیدند بوی او خوش و رویش سپید گشته است.
پینوشت:
1. بحار الانوارج 45، 22.
2. مثیرلاحزان ص 64.
مرد صبر
صبر سه نوع است:
* صبر به خاطر مصیبت
* صبر به خاطر ترک معصیت
* صبر به خاطر طاعت
در زيارت ناحيه مقدّسه میفرماید: «از صبر تو ملائکه آسمانها شگفتزده شدند».1
صبر بر بلا، از صبر بر جراحات و آلام بدني به مراتب دشوارتر و طاقتفرساتر است. امّا امامحسين(ع)، كه صبر و شكيبايياش از كوههاي عالم بيشتر بود، در داغ مرگ جوانان و برادران و مصيبت بهترين اصحاب و ياران كه همه را با لب تـشنه در پـيش رويش به فجيعترين وضعيتي به شهادت ميرساندند و بدنشان را پارهپاره ميكردند، صبري كرد كه از آغاز عالم تابهحال، چنان صبري از كسي آشكار نشده است.
آغوش آن امام، قتلگاه طفل ششماههاش گرديد.
برادرزاده سيّد شهيدان كربلا در آغوش آن امام مظلوم به شهادت رسيد.
كودك خردسال ديگرش را كه لرزان از خيمه بيرون آمده بود با ضربت عمود، تشنهكام كشتند.
او در تمام اين مصيبات جانكاه، صبر كرد؛ حتّي كودكي را كه شمشير دشمن دستش را قطع كرده بود مانند مردان دنياديده امر به صبر ميكرد و ميفرمود:
«اي برادرزاده من! صبر كن بر آنچه كه بر تو (از بلاها و مصيبتها) وارد شده و اينها را خير حساب كن».2
امامحسين(علیهالسلام) اهلبيتش را در معرض اسيري ميديد و با اينكه اين مصيبت براي او كه مجسّمه غيرت و مردانگي بود، بسيار سخت و جانگداز مينمود، صبر فرمود و آنها را به صبر، وقار، خاموشي و خويشتنداري سفارش ميكرد و به رحمت خدا مژده داده و ميفرمود: «رحمت و ياري خدا در دنيا وآخرت از شما جدا نشود».3
پینوشت:
1. مجلسي، بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۴۰.
2. مفيد، الارشاد، ج۲، ص۱۱۰؛
3. سپهر، ناسخالتواریخ، ج۶، جزء۲، ص۳۶۰.
چشم اميد به هيأت انصار المهدي (عج)
…من فكر ميكنم كه اگر بنا باشد يك وقتي تشكيلات ما به خودش نگاه كند و ببيند كه كاري كرده است يا نه، بايد بررسي كند كه در بحث اين هيأتها چه كرده است. منظور من هم، هيأت به معناي واقعي كلمه است. مثلاً ميتوانيد خيمههاي معرفت را در قالب هيأت برگزار كنيد و چند خيمه با يكديگر جمع شوند و هيأت هفتگي تشكيل دهند. زيارت آل ياسين را برنامه خودشان قرار دهند و بعد هم بحثهاي معرفتي را داشته باشند. اگر بدانيد كه در اين صورت حضرت با دلهاي پاك شما جوانها و نوجوانهاي عزيز چه خواهد كرد و چگونه به شما لطف خواهد نمود! منتها بايد سليقه به خرج دهيد و هيأت را منظم، به اندازه، معتدل و متنوع برگزار نماييد.
سخنراني حجت الاسلام حاجعلیاکبری در جلسهي كادر معاونت فرهنگي اتحاديه (18/10/80)
قاسم بن الحسن
او مرگ را شیرینتر از عسل میدانست.1 حال وقت آن رسیده بود تا در آغوش مرگ آرام بگیرد. افتاد و دست و پای عمو را بوسه باران کرد. قاسم بن الحسن(ع) آنقدر گریست تا از عمو اجازهى ميدان گرفت.در مقابل دشمنان ايستاد، با اشك روان اين رجز را سرود، كه:
«اگر مرا نمىشناسيد من پسر حسن (ع) هستم ، عمو حسينم مانند اسيرى ضعيف شده در ميان شماست و شما از او آب را دريغ مىكنيد.»2
صدای یا عماه! یا عماه! قاسم که بلند شد حسین خود را به بدن نیمه جان پسر برادر رساند و گفت:پسر برادرم چقدر سخت است که عمویت را صدا بزنی و او نتواند پاسخی دهد. چقدر سخت است بر بالین تو باشم و کاری از دستم بر نیاید
پینوشت:
1. نفس المهموم/230
2. نفس المهموم عربى، ص 321