
فرم مراحل طرح بحث جلسات قرارگاه
* مرحله اول: مسئلهيابي *
موضوع: هدف مورد انتظار:
| مخاطب: نوجوان و جوان دبيرستاني پسر þ دختر þ | ||
| الف) دلايل بروز مشکل در مخاطب (ريشهها و زمينهها) |
عدم توجه به ارزش و اهمیت زمان و عمر عدم اطلاع از مهارتهای برنامهریزی ناتوانی در اجرای برنامهریزی و ضعف در تطبیق خود با برنامه عدم آموزش علمی و عملی برنامهریزی در خانوادهها رسانههای اجتماعی و نقش منفی آنها در وقتکشی |
|
| ب) نگرش مخاطب به موضوع | معمولاً در این سن حالت سکر و مستی نسبت به مفهوم زمان وجود دارد؛ زیرا دغدغهای برای بهرهگیری بیشتر از زمان نیست و اگر هم هست در موضوعاتی غیرمرتبط با مهارتهای زندگی است؛ مثلاً یکی از مهمترین تجربههای دم غنیمتشمردن در این سن، مسئله کنکور است. خوب است با استفاده از این مثال و تجربههاي دیگر، نگرش جوان به مسئله زمان تبیین شود.
|
|
| ج) فرصتها و نقاط مثبت شخصيت مخاطب | فرصت زماني: مناسبتها، ماه رمضان، محرم، ايام امتحان و… .
فرصت مکاني: مسجد يا نمازخانه، حياط مدرسه، باغ و… . نقاط مثبت شخصيت مخاطب: 1. دوست دارد مقتدر و قوي باشد. 2. دوست دارد محبوب باشد. 3. ميل به آرامش دارد. 4. ميل به نشاط و شادابي دارد. 5. عواطف و احساسات قوي دارد. 6. لذتطلب است. 7. کمالطلب است. 8. علاقه به هيجانات دارد. 9. دوست دارد ديگران به او اعتماد کنند. 10. دوست دارد ديگران به او توجه کنند و شخصيت دهند. 11. زيباييها را دوست دارد. 12. دوست دارد پاک باشد. 13. نوگرا است. 14. گذشت و ايثار خوبي دارد. 15. ميل کمک به ديگران دارد. 16. بهشدت تحت تأثير رفيق است. 17. زودرنج و حساس است. 18. ممتازشدن برايش خيلي مهم است. 19. خانوادهدوست است. 20. پست و مقام و مدرک برايش خيلي مهم است.
|
|
| د) آثار مثبت و منفي موضوع | آثار مثبت:
توجه به عمر و مدتی که برای این امتحان به او داده شده است. دوری از تنبلی و بیکاری بهرهگیری از ساعتهای مرده ایجاد زمینه برای یادگیری مهارت برنامهریزی و مدیریت زمان فهم اولویتها و دقت در انجام کارها برای دوری از دوبارهکاری
|
آثار منفي:
ناامیدی به دليل از دست رفتن فرصتها
|
| ه) آسيبشناسي بحث (شبهات ـ موانع و مشکلات) |
ورود در مباحث تخصصی و جزئیات برنامهریزی، یکی از مهمترین آفتهای این بحث است؛ در حالی این گفتگو بیشترین تأکید را بر دغدغه بهرهمندی از زمان ميكند و صرفاً برای دوری از تئوریزدگی به کلیات برنامهریزی اشاره میکند. مخاطب باید خودش به دنبال برنامهریزی بر اساس شرایط خود باشد. |
|
| و) اولويتبندي و اصول حاکم بر بحث و منابع تکمليلي |
ضرورت: یکی از مهمترین موانع رشد و موفقیت افراد عدم بهرهگیری درست از فرصتها است.
اصول حاکم: قرآن و روایت تمثیل و حکایت اندیشه و تفکر
|
|
| ز) انتخاب زاويه ديد |
محتوايي : استدلالي ¨ علمي ¨ تعبدي ¨ عاطفي ¨ تلفيقي §
روشي : ارايه ادبي ¨ محاورهاي ¨ خطابي ¨ تمايلي ¨ تلفيقي § القاء مستقيم § غير مستقيم§ توضيحات:
|
|
فرم مراحل طرح بحث جلسات قرارگاه
* مرحله دوم: ارائه بحث *
| مقدمه | موضوع | توضيح چگونگي ارتباط با مسئلهيابي و مطالب قبل و بعد و علت انتخاب قالبها | |
|
شروعها و ايجاد انگيزه قصهگويي خاطره شعر نثر ادبي دعا طنز ابهام سؤال تعريف مطلب ضرورت مطلب
|
روی مبل نشسته بودم و فارغ از زمین و زمان، به دیوار روبهرو نگاه میکردم. این روشی است که معمولاً اوقات فراغتم را میگذارنم. گاه سه یا چهار ساعت طول میکشد. کتابهای زیادی در این سکوتها متولد شدهاند، نوشتههای پراکندهای نیز، کلاسها و دورهها و… ؛ اما این بار، اتفاق متفاوتی افتاد. ساعت روی دیوار توجهم را جلب کرد؛ تیکتاکی که برای اولین بار طی چند سال گذشته میشنیدم و چه وحشتناک بود. پیام مشخصی داشت: چشمت را باز نگهداری یا ببندی، به ساعت رو کنی یا پشت آن بایستی، زمان از حرکت نمیایستد. صدای تیکتاک ساعت هر لحظه بلندتر میشد، طوری که هیچ صدای دیگری به گوش نمیرسید، برخلاف تمام این سالها که صدای این تیکتاک در هیاهوی صدای شهر گم شده بود. وقتی تیکتاک ساعت در گوشت میپیچد و بیرون نمیرود، صدای تلخی است؛ اما پیامش حقیقت دارد. زمان میگذرد، چه با من، چه بی من. چه ایده بدی بوده گردساختن ساعت. احساس میکنی همیشه فرصت تکرار هست: قرار بوده ۸ صبح بیدار شوی و میبینی شده ۸ و ربع. میگویی اشکال ندارد تا ۹ میخوابم و بعد بیدار میشوم! قرار بوده امشب ساعت ۹، یک ساعتی را صرف مطالعه کتاب کنی؛ اما میبینی کتاب نخوانده، ساعت ۱۰ شده است. میگویی اشکال ندارد؛ فردا شب ساعت ۹ میخوانم. ساعت دروغ میگوید. دروغ. زمان بر گِرد یک دایره نمیچرخد! زمان بر روی خطی مستقیم میدود و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد.
ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو یادآوری میکند که دانهای که افتاد، دیگر باز نمیگردد. اگر روزی خانه بزرگی داشته باشم، به جای همه دکورها و مجسمه ها و ستونها، ساعت شنی بزرگی برای آن خواهم ساخت و میگویم در آن آنقدر شن بریزند که تخلیهاش به اندازه متوسط عمر یک انسان طول بکشد. تا هر لحظه که روبهرویش میایستم به یاد بیاورم که زمان «خط» است نه «دایره». * * کسی میتواند زمان را تعریف کند؟ اصلاً چرا زمان اهمیت دارد؟ هر چیزی قیمتی دارد… تا حالا فکر کردید اگر توي سوپرمارکتها و مغازه و فروشگاهها قرار بود در کنار کیک و آب میوه زمان بفروشند، چه قیمتی برای زمان میگذاشتند؟ قیمت زمان چند است؟ مثلاً قیمت یک دقیقه؟ یک ساعت؟ یک روز؟ اصلاً قیمت دارد؟ اگر زمان قيمت داشت، چه کسانی مشتری ميشدند؟ چرا میخواستند زمان بخرند؟ (مربی باید سعی کند در میان این سؤالها و جوابگرفتن از مخاطب، اهمیت زمان را تبیین کند و برای این کار هیچ عجلهاي نداشته باشد)
|
||
| طرح مسئله |
سؤال بيان موضوع نظريهپردازي تقسيم و تنظيم انتخاب قالب مناسب انواعي درد و درمان تنوعي بارش فکري |
آیا زمان برای ما اهمیت دارد؟ ما از فرصتهایی که در اختیارمان قرار گرفته درست استفاده میکنیم؟ فکر کنیم مثلاً یک روزمان را چطور سپری میکنیم؟ (مربی از چند دانشآموز بخواهد برنامه یک شبانهروز غیر تعطیلشان را بگویند و بعد با جمعكردن زمانهای مفید و تفریق آن از 24ساعت میزان هدر رفت یک شبانهروز را اعلام کند و آن را در هفت روز هفته ضرب کند؛ مثلاً اگر روزی دو ساعت غیر مفید داشته باشد میشود چهارده ساعت. نتیجه را جایی یادداشت کند و سؤال کند از مخاطب که در چهارده ساعت چه کارهایی میتوان انجام داد. این عدد را در ماه ضرب کند. این عدد را در سال ضرب کند. از مخاطبان اعتراف بگیرد که همه دانشآموزان وقتهای زیادی را از دست دادهاند. بعد از اثبات اینکه ما وقتهایمان را از دست میدهیم، باید به سراغ راه حل رفت.
|
|
| حل مسئله (اقناع انديشه) |
جواب سؤال نقد و بررسي تجزيه و تحليل موضوع ساختار شکني ذهني ارايه آمار و ارقام استدلال و برهان تعليل و و توجيه استناد و تأکيد انتخاب قالب مناسب مقايسهاي تشبيهي تقرير و تحرير ايجاد تنوع با حکايت، طنز، شعر، خاطره، دعا، معما، اجراي مسابقه و… نقطه اوج محتوايي
|
1. فهمیدن اهمیت زمان:
ارزش یک سال را دانشآموزی که مردود شده، میداند. ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا آورده، میداند. ارزش یک هفته را سردبیر هفتهنامه میداند. ارزش یک ساعت را کسی که در انتظار دوستش ایستاده میداند. ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده ميداند. ارزش یک ثانیه را آن که از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند. هر لحظه گنج بزرگی است! گنجتان را آسان از دست ندهید! زمان، منتظر كسي نمیماند!
بنابراین در اولین مرحله باید بفهمیم که هر لحظه برای ما مهم است؛ زیرا ما فقط یک بار زندگی میکنیم و تکراری در کار نیست؛ بنابراین باید بدانیم هر لحظه که ميگذرد از جیب ما رفته و بازگشتی ندارد. دیگر این حرف درست نیست که بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین. نشستن بیمعناست. باید بگوییم بر لب جوی مشین، بلكه آستين همت بالا زن. رهبر انقلاب میگوید: «افرادي كه كار روزانه دارند ـ اداري، كاسب، روستايي، كشاورز و امثال اينها ـ اگر مثلاً شب يا بين روز به خانه ميآيند، بخشي از زمان را، ولو نيم ساعت، براي كتاب خواندن بگذارند. چقدر كتابها را در همين نيم ساعتها ميتوان خواند. بنده خودم دورههاي بيست و چند جلدي كتابها را در همين فاصلههاي ده دقيقه، بيست دقيقه، يك ربع ساعت خواندهام! گاهی میبینید یک نفر پای تلویزیون نشسته و منتظر یک فیلم است. تلویزیون آگهی تبلیغاتی پخش میکند و گاهی پخش تبلیغات بیست دقیقه طول میکشد. یک وقت است کسی به آن تبلیغات احتیاج دارد؛ اما کسی که احتیاج ندارد، آگهیهای تبلیغاتی را ببیند، این بیست دقیقه را چرا بیکار بنشیند!؟ یک کتاب دمِ دستش باشد؛ بردارد و بیست دقیقه مطالعه کند. اگر مردم ما عادت کنند که از این وقتهای ضایعشونده برای مطالعه کتاب استفاده کنند، جامعه خیلی پیش خواهد رفت و فرهنگ کشور، خیلی ترقی خواهد کرد». ایشان در جای دیگری میگوید: «بنده خودم چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم؛ البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزی برای انجام کاری از مشهد به تهران آمده بودم. بنا به دلایلی نمیخواهم اسم کتاب را بگویم. وضعیت و فضای اتوبوسهای آن روزگار برای ما خیلی آزار دهنده بود و نمیتوانستیم تحمل کنیم. دلم میخواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتی بهترین کار بود. ساعتی را که به این حالت میگذراندم، احساس نمیکردم ضایع میشود. آن وقتها تقریباً یک ساعت طول میکشید تا آدم با اتوبوس از جایی به جای دیگر میرفت. بعضی وقتها این جابهجایی کمتر یا بیشتر هم طول میکشید. به هر حال چنین یک ساعتهایی را احساس نمیکردم که ضایع میشود؛ چون کتاب میخواندم». توجه: فرصت غنیمتشمردن همیشه مهم است؛ اما فرصت جوانی چیز دیگری است. سعدی، حكيم سخن، میگوید: جوانا ره طاعت امروز گیر که فردا جوانی نیاید ز پیر فراغ دلت هست و نیروی تن چو میدان فراخ است گویی بزن من این روز را قدر نشناختم بدانستم اکنون که در باختم قضا روزگاری ز من در ربود که هر روزی از وی شبی قدر بود 2. میزان اتلاف زمان با محاسبه فهمیده میشود. ما باید در زندگی اهل حساب و کتاب باشیم.به همین دلیل در روایات به حساب و کتاب عمر خیلی اهمیت داده شده است: «مَنِ اسْتَوي يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ َمْن كانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلْعوُنٌ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْزِيادَه فِي نَفْسِهِ فَهُوَ فِي نُقْصانٍ وَ مَنْ كانَ اِلي الْنَقْصانِ فَالْمَوْتَ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْحَياه آن كس كه دو روزش مساوى باشد ملعون است و كسى كه دومين روزش بدتر از روز اولش است ملعون است و آنكس كه افزايش در خود نبيد در سرازيرى نقصان و كمبود است و كسى كه چنين باشد مردن براى او بهتر از زندگى است. بنابر این در مرحله اول باید بفهمیم (بحار الانوار، ج78، ص327). ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
به همین دلیل امام صادق(عليه السلام) میفرماید: «حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا: به حساب خودتان برسید قبل از اینکه به حسابتان برسند».
3. برنامهریزی کنید؛ اما حواستان باشد كه برنامهریزیِ تنها هیچ فایدهای ندارد؛ براي اجراييكردن برنامه، نياز به نظم داريم. سؤال: ما برنامه میریزیم که منظم باشیم یا اينكه بايد منظم باشیم تا برنامهمان فایده داشته باشد؟ جواب: هر دو. برنامهریزی انسان را منظم میکند و نظم باعث میشود انسان به برنامهای که ریخته پایبند باشد.
معمولاً آدمها در آخرین لحظات عمرشان مهمترین حرفها را میزنند، بهخصوص وقتی كه بهترینِ بندگان خدا باشند. علی(عليه السلام) در آخرین لحظات عمرش چنين وصيت میکند: «اوصيكم بتقوي الله و نظم امركم: شما را به تقوا و نظم در کارها وصیت میکنم». همانطور که میبینید نظم و تقوا در کنار هم آمدهاند و مقام نظم را میتوان از همین همراهیاش با تقوا فهمید.
4. اگر برنامهای را درست انجام دادید، خودتان را تشویق کنید وگرنه خودتان را از تشویق محروم کنید (نه اینکه خودتان را تنبیه کنید).
|
|
| خاتمه و جمعبندي |
گاهي لازم گاهي غير لازم
|
|
|
| تکليف |
حيطه شناختي حيطه عاطفي حيطه رفتاري
|
|
تأثیر بر سه حیطه با تأکید بر حیطه شناختی |
| توضيحات | |||