
تریبون آزاد نشریة راهنما، آیینهای برای دیدگاههای مربیان اتحادیة انجمنهای اسلامی دانشآموزان
———————————
- مربیگری در فضای اتحادیه انجمنهای اسلامی چه تفاوتی با مربیگری در محیطهای دیگر دارد؟
- مهمترین چالشی که در دوران مربیگری خود با آن مواجه بودهاید چه بوده است؟
- اگر قرار بود شما سردبیر نشریه راهنما باشید چه تحولاتی در نشریه ایجاد میکردید و از چه موضوعاتي بهره میبردید؟
- اگر بخواهید يك سؤال از کارشناس تربیتی نشریه بپرسيد، آن سؤال چيست؟
حامد رضایی، مربی دانشآموزان اردبیل: گاهی معرفی یک رُمان خوب در نشریه برای مخاطب راهگشاست.
- حساسیت مربیگری در اتحادیه خیلی بالاست؛ چون ما با دانشآموز سر و کار داریم؛ دانشآموز یعنی یک صفحه پاک و سفید. مربی باید خیلی خودسازی داشته باشد تا بتواند با دانشآموزان تعامل خیلی خوبي داشته باشد. گزینش مربیها باید آنقدر سنگین، مهم و حساس باشد که مربیانی در اتحادیه وارد شوند که از نظر خودسازی در حد بالایی باشند تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم.
- درباره مهمترین چالش مربیگری باید این را بپرسیم كه در کجا؟ آیا مربیگری در اتحادیه منظورتان است یا مربیگری به طور مطلق؟ اگر بخواهم دربارة مربيگري در خود اتحادیه جواب بدهم، بايد بگويم به نظر من اتحادیه انعطاف کافی ندارد؛ شاید در شهری این موضوع کمرنگتر باشد یا پررنگتر. مشکلی که برخی شهرها وجود دارد اين است كه اتحادیه آنچنان که شايسته است، نميتواند دانشآموزان را جذب کند و برنامههایش خوب و تأثیرگذار نیست. این مسئله در مربیگری تأثیر ميگذارد. اگر انعطاف حاکم باشد و دانشآموزان بیشتری جذب بشوند، مربی هم ميتواند تأثیرگذار باشد. معمولاً مربیان ما برنامههای خوبی برای اجرا دارند، ولی متأسفانه نبود انعطاف در اتحادیه، جلوی كار آنها را ميگیرد. براي نمونه، مربی ميخواهد یک اردو برگزار کند و مشکل مالی پیش ميآید؛ مربی ميخواهد یک برنامه برگزار کند، مشکل مکان برگزاری سد راهش میشود. به نظر من مشکلات سختافزاری یکی از بزرگترین مشکلات و چالشهای مربیان در سطح اتحادیه است.
مشكل ديگر نوع نگاهي است كه به اتحاديه ميشود. مثلاً در برخی شهرها اتحادیه را تأمینكنندة نیروی انسانی سایر ادارات ميدانند. وقتي ادارهای ميخواهد برنامهای اجرا كند و دچار کمبود نیرو میشود به اتحاديه رجوع ميكند؛ مثلاً ادارة محیط زیست میخواهد برنامه جمعآوري زباله را برگزار كند؛ با اتحادیه تماس میگیرد و درخواست تعدادی دانشآموز میکند. چنين نگاهي به اتحادیه کل فرایند مربیگری را تحت تأثیر قرار میدهد. با اين نگاه، همان چند دانشآموز خوبي هم كه داریم، از عضویت در اتحادیه منصرف میشوند. باید این مشکلات از میان برداشته شود تا مربی بتواند در مسیر تربيت قدم بردارد. هدف اصلی اتحادیه پرورش استعدادها و تربیت دانشآموز خوب برای جامعه است؛ نه تأمین نیروی ادارات دیگر.
اگر اتحادیه بخواهد در سطح کشور تأثیر خوبی داشته باشد، بايد هدفش پرورش دانشآموز باشد. متأسفانه بعضی جاها سمت و سوهایی گرفته میشود که احساس ميشود هدف فقط پرورش دانشآموز نیست. به نظرم در برخي موارد، هدف اتحادیه پرورش دانشآموز نیست؛ مثلاً برنامهاي با پنجاه دانشآموز برگزار شده است؛ ولي برای بیلان کاری، تعداد دانشآموزان 250 نفر اعلام شده است. ما به جای اینکه راستگویی را به دانشآموز یاد بدهیم به او دروغگویی را میآموزیم. به نظرم اتحادیه باید به مسیر درست خود بازگردد. امیدوارم در این مسیر نشریه راهنما بتواند به اتحادیه و مربیان کمک کند.
- به نظر بنده نشریه در حالت کلی خوب است؛ اما مشکل بزرگ نشریه اين است كه در آن از تجربیات مربیان استفاده نميشود. به دو طريق ميتوان با مربیان رابطه داشت و از آنها استفاده کرد. اول اينكه از مربی بخواهیم بحثهایی که در نشریه آورده ميشود، استفاده کند و سپس بازخوردش را به ما منتقل كند؛ يعني همين كاري كه اكنون در نشريه انجام ميشود. دومين روش، استفاده از مربیهایی است که راهکار دارند. از آنها بخواهیم راهکارهای خودشان و بازخوردهایی را که داشتهاند، ما در ميان بگذارند تا ما بتوانیم از آنها استفاده کنیم. به نظر من اگر مورد دوم در نشریه عملي بشود، بسيار مفيد است.
نكتة ديگر دربارة نشريه اين كه گويا عزیزانی که در این نشریه قلم ميزنند، از فضایی كه مربيان در آن هستند، فاصله دارند؛ يعني مربیها کار عملی انجام میدهند، ولی در نشریه به آنها فقط کار تئوری یاد داده ميشود. باید این شکاف پر شود؛ یعنی از کسانی در نشريه استفاده کنیم که خودشان در کار باشند و کار عملی انجام داده باشند. عزیزانی که در این نشریه مطلب مینویسند، يا در حوزه علمیه مشغول به درس و بحث هستند يا در دانشگاهها مشغولاند و كمتر با کار عملی سروكار دارند. اين بسيار مهم است كه کسی قلم بزند که خودش كار عملي بكند. همیشه گفتهام که در اتحادیه مشکل داریم؛ برخی مربیان ما با اينكه نيتهاي پاكي دارند، اما روش برخورد و تعامل با بچههای دانشآموزان را خوب بلد نیستند. آنها مثل معلمهای ما نیستند که بتوانند خوب تعامل کنند؛ این مؤلفه در تربیت مؤثر است و در رابطه بین مربی و متربی تأثیر ميگذارد. به نظرم بهترین کار این است که از آموزش و پرورش هم کمک بگیریم.
دربارة مقالات بايد گفت كه از نظر محتوایی خیلی خوب هستند؛ ولی به نظرم یک سری مقالات که فقط اسلوبهای تربیتی را ميگويند و مانند سخنرانی هستند، كمتر مفيد هستند. اینکه اين نظريات چطور عملي بشود و چطور در مراحل اجرا با دانشآموز ارتباط برقرار كند، خیلی مهم است.
من دو پیشنهاد دیگر هم دارم. پيشنهاد اول اينكه خوب است یک قسمت بهعنوان معرفی کتاب به نشريه اضافه شود؛ البته نه اینکه فقط کتابهای تربیتی معرفي شوند. يكي از دانشآموزان من مشکلی داشت كه با یک رمان توانستیم مشکل را حل کنیم. با رمان «روی خداوند را ببوس» از مصطفی مستور، کل مشکل دانشآموز در مورد خدا حل شد. به نظرم در قسمت معرفی کتاب، هم کتابهای تربیتی معرفی شود و هم رمانهایی که به درد مربیان میخورند. مربیان اعتقاد دارند که وظیفهشان پیوند دادن دانشآموز با قرآن است. یکی از راههای دستیابی به این هدف، استفاده از رمانهای برگرفته از قرآن است.
دوم اينكه قسمتی از نشريه را به سؤالات و مشکلات مربیان اختصاص دهید برای پاسخ دادن به پرسشهای آنان؛ میتوانید از استادانی که در این زمینه صاحبنظر هستند استفاده کنید.
- از یک سو در حال حاضر دانشآموزان ما با واقعیتهایی در جامعه مواجه هستند، مثلاً مفاسد اقتصادي که نمیتوان آنها را انکار کرد. از سوی دیگر اتحادیه زیر لوای نظام کار میکند و نظام و رهبری را تأیید میکند. چطور میتوانیم بین واقعیتها و نارساییهای جامعه ارتباط برقرار کنیم و دانشآموزان را توجیه کنیم تا به آینده کشور و نظام اسلامی امید داشته باشند؟ چطور این مشکلات را برای آنها توجیه کنیم؟ در حال حاضر مفاسد اقتصادی برای بچهها سؤال است. در حد یک مناظره میشود طفره رفت و مسائل را کتمان کرد؛ ولی روح لطیف دانشآموز باید قبول کند. به همین منظور باید یک بحث علمی داشته باشیم تا بتوانیم دانشآموز را قانع کنیم.
راضیه عظيمي، مربی دانشآموزان كرمانشاه: مشکلات را به صورت منطقهای بررسی کرده و راهکار دهید.
- من تجربة مربیگری بسیج دانشآموزی و بسیج محلات را دارم؛ سازمان تبلیغات و کمیته امداد هم بودهام. آنها هرکدام مزایایی دارند. اما هر کس که در اتحادیه کار میکند، باید با عشق و علاقه کار کند.
مورد دیگر این است که من چند سال است در اتحادیه هستم و هنوز با بچههایی که سال اول با من بودند، کار میکنم. حدود ده یا پانزده نفر از بچهها از سال اول با من همراه هستند. درسشان تمام شده است و بعضی از آنها دانشجو هستند؛ ولی هنوز در کلاسها شرکت میکنند. مربی اتحادیه، باید برنامهاش انسجام داشته باشد. در اتحاديه چند سال با افراد در ارتباط هستيم، باید برنامهای برای آنها داشته باشيم که خستهکننده نباشد. تفاوت مربیگری در اتحادیه با جاهای دیگر این است که ديگر جاها مقطعی و گذرا هستند، ولی اینجا انسجام دارد و امتداد. کار باید طوری باشد که بچهها از اتحادیه بتوانند هم بهرة عملي ببرند، هم بهرة اخلاقي.
- بزرگترین چالشی که در چند سالي که در اتحادیه هستم با آن مواجه بودم، مشكلات بچههاست؛ بچهها مشکلات عجیب و غریبی دارند كه گاهی نمیشود برای آنها جوابی پیدا کرد. در حد توان ما هم نیست که بتوانیم راهکاری برای آنها پیدا کنیم. شما خودتان میدانید که جامعه ما چه مشکلاتی دارد. بعضی وقتها دختران درگیر مسائلی میشوند که ما نمیتوانیم به آنها کمک کنیم. گاهی آنها مشكلاتشان را با ما در میان میگذارند و ما فقط میتوانیم شنونده مشکلات آنها باشیم. مهمترين مشکل من اين است که بعضی وقتها نمیتوانم به بچهها کمک کنم و فقط به مشکلات آنها گوش میدهم.
- نكتة اول دربارة نشريه راهنما اينكه این نشریه یک مقدار مسائل را كلي در نظر گرفته و مسائل منطقهاي را فراموش كرده است. من اگر بتوانم چنين نشريهاي توليد کنم، سعی میکنم مشکلات مناطق مختلف کشور را جداجدا بررسی کنم تا براي هركدام راهکاری بدهم. در منطقة ما مسئلة وهابیت غوغا میکند؛ حتی گاهی شیعیان افکارشان به سمت وهابیت رفته است. بچهها از ما سؤالهاي جدي ميکنند كه من هر جلسه باید چند ساعت مطالعه کنم و به اینترنت سربزنم تا بتوانم پاسخ سؤالاتشان را پیدا کنم. نشریه راهنما چنین قابليتي ندارد؛ يعني قسمتی ندارد که ما بتوانیم سؤالاتمان را مطرح کرده و جواب سؤالاتمان را بگیریم. مربیان در مناطق مختلف مشکلات خاص خودشان را دارند كه بايد به آنها توجه شود. من فکر میکنم اگر شما در هر منطقه مشکلات را بدانید، بتوانید راهکارهای بهتری به ما بدهید. اتاق فکر شما از نظر علمی بالاست و ميتوانيد این کار را انجام دهید. ما از مرکز فاصله نداریم؛ ولی گویا مرکز از مشکلات ما خیلی فاصله دارد.
مسئلة دوم اين است كه مطالب نشریه خیلی سنگین است و خیلی کاربردی نیست. اگر طوری باشد که بتوان از اين مطالب استفاده عملي هم كرد، بهتر است. حیف است که اینهمه زحمت کشیده بشود و قابل استفاده نباشد. من با بعضی از مربیان در ارتباط هستم؛ آنها نيز شاید اين نشريه را مطالعه نکنند. ما مجلة «خانه خوبان» را مطالعه میکنیم كه خیلی جالب است.
- سؤال من از كارشناس شما اين است كه آسیبهاي رابطة با نامحرم چيست؟ بزرگترین آسیب روانیاي که در هر دو طرف، به خصوص دختران، بعد از ارتباط به وجود ميآيد، چيست؟ براي مواجه با اين معضلات چه بايد بكنيم؟
روحالله صنعتکارفر، مربی دانشآموزان کاشان: نیازسنجی برای حل مشکلات دانشآموزان باید بهروز و مطابق با سیر تحول این معضلات باشد.
- پيش از اين با نسل دانشآموز و نوجوان و جوان ارتباط داشتهام؛ مثلاً در بسیج در بحثهای مربیگری بودم و کلاسداری کردم. به نظرم روحیه حاکم بر بسیج مقداری گزینششده است.
فضاي اتحادیه برای من جالبتر است. خصوصیت ویژه و خوب اتحادیه این است که دانشآموزان با تفکرات مختلف در آن حظور دارند و این گستردگی و تفاوت فکری را نه در کانونهای فرهنگی دیدهام و نه در بسیج و نه در جاهای دیگر. در جلسات اتحادیه بحثهايي جدي صورت ميگرفت و یک نفر سؤالی را مطرح میکرد و دیگری مخالفت ميكرد. این تفاوت افکار در اتحادیه بین دانشآموزان و مستعمان بیشتر است و این نشان میدهد که اتحادیه ظرفیت این را دارد که تفکرات مختلف دانشآموزی را جذب و برای آنها برنامهریزی فرهنگی و اعتقادی عالیاي داشته باشد. این خصوصیت ویژهاي است که به نظرم ظرفیت خوبی را میتواند ایجاد کند.
- به نظر من مهمترين چالش، ارتباط برقرار کردن با نسلهای جدید است؛ چالشی که ظاهراً ساده است، اما بسيار پیچیده و مهم است. چراکه انتقال مسائل مفید دینی و انقلابی به نسل جدید بسيار اهميت دارد. این مطالب باید جذابیت داشته باشد تا اين نسل بتواند آن را بپذیرد. در مدت مربیگری در حوزة دانشآموزی، این مسأله برای من دغدغه مهمی بوده است. من با دانشجویان نیز کلاس دارم؛ ولی در حوزة دانشآموزی ارتباط برقرار کردن با مستعمان برای من مهمترين دغدغه بوده است.
- همة مقالات نشريه را دقیق نخواندهام؛ ولی بعضی از مقالات مشاوره را كه دیدهام، مقالاتی خوب، قوی و قابل استفاده بودند. بخش تشکلها مقالات خوبی دارد. به نظرم از نویسندگانی استفاده شود كه قلمشان قوی است؛ مانند آقای شهاب مرادی که در بحث جوانها فعال هستند یا آنهایی که در بحث رسانه فعال هستند؛ به هر حال تا آنجا که من دیدم، نشریه خوبی است كه به مربی و دانشآموزان خط میدهد.
اگر من سردبير اين نشريه باشم، هر سال نظرسنجی یا نیازسنجیاي از معضلات دانشآموزان میكنم و بر اساس اولویت، به آنها پاسخ میدهم. نشریاتی که توليد میشوند، مثل نشریه راهنما و نشریات مشاورهای دیگر، عمدتاً بر اساس تفکرات تیم تحریريه آنها است كه نکات خوبی هم دارند؛ ولی اين نوع نگاه محدود است و طي آن از مشاهیر این فن یک سری مقالات را جمع و استفاده میکنند. من فکر میکنم حوزة دانشآموزی آنقدر وسیع و گسترده است كه آسيبهاي آن همواره در حال تغییر است. نیازسنجی ما باید مطابق با تغییر، رشد و سرعت رشد معضلات اين نسل باشد. این نیازسنجی باید بهروز بشود و بر اساس آن حرکت کنیم.
- سؤالم از کارشناس نشریه این است که خود ایشان چقدر با حوزههای مختلف دانشآموزان مرتبط هستند؟ به نظر ايشان مهمترين معضل دانشآموزان چيست و چگونه بايد با آن مبارزه كرد؟ سؤال دیگر این که به لحاظ آماری اولویت اولي که باید روی آن کار بشود، چيست؟
محمد فیضی، مربی دانشآموزان خوی: همراهی مربی با متربی باید فرآیندی مداوم باشد.
- من در فضای مسجد و محیطهای دیگر هم کار کردهام. فضای اتحادیهای که ما در شهرستان خودمان ایجاد کردیم و احتمالاً سایر شهرستانها هم این طور هستند، فضای مثبتی برای انتقال معارف ناب اهلبیت: به نسل جدید. دانشآموزی که در قرارگاه حاضر میشود، به نوعی در محیط مدرسه غربال شده و بعد به محیط قرارگاه راه پیدا کرده است؛ مخصوصاً قرارگاه شهری. مثل قبل نیست که خیمه معرفت باشد و همة دانشآموزان مدرسه در جلسه شرکت کنند و کار تمام شود. معمولاً وقتی گزینش اولیه در ابتدای سال تحصیلی انجام میشود، کسانی که به محیط قرارگاه راه پیدا میکنند، واقعاً براي دريافت پيام آمدهاند. بنابراین اگر از مربیان دغدغهمند و بهروز استفاده شود، قطعاً نتیجهای که حاصل میشود، قابل قبول است. دیگر دانشآموز بیدغدغه و شاگرد تنبل کلاس با شاگرد اول در یک جلسه حضور پیدا نمیکند. ما میخواهیم نیروی کیفی داشته باشیم. اگر آخر سال تحصیلی از بيست مدرسه فقط پنج دانشآموز ماند، اشكالي ندارد؛ به شرطی که نیروها کیفیت داشته باشند.
به نظرم برخی مشکلات به این فضا لطمه میزند. مثلاً گاهي مشاهده میشود که مسائل حاشیهای در دفاتر اتحادیه وجود دارد که واقعاً جای تأسف دارد. در برخي موارد به نظر ميرسد كه شاید خود مربیان نیاز است که تربیت بشوند. مربيان بايد در اينجا یک کار جهادي بكنند و این اعتقاد را داشته باشند که وقتي به چنین محیطی راه پیدا کردهاند، توفيق الهی نصیبشان شده است. نبايد به اتحاديه با نگاهي مادي نگاه کنند. گاهي بحث حقالزحمه و این جور مسائل پیش میآید كه در شأن مربيان نيست. در بحث گزینش مربیان باید خیلی دقت شود.
- مربی باید به معنای خاص یک همراه و رفیق باشد، برای افرادی که در اتحادیه هستند. به همین علت مهمترین دغدغه و چالش من، این بوده است که نتوانستم برای متربیها وقت کافی بگذارم؛ یعنی نتوانستم با بچهها رفاقت کنم و نتوانستم برای همه اعضای قرارگاه مربي خوبي باشم. در مسائل جدیدی که برای نوجوانان پیش میآید، بهروز نیستیم و این باعث میشود که بعضی مواقع جلوی بچهها کم بیاورم. بهترین مثال این قضیه بحث نرمافزارهای موبایلی است. بچهها بهروز هستند و به این چیزها علاقه دارند. ما را هم مجبور هستیم با آنها همسو بشویم؛ مثلاً عضو گروههایی در شبکههای اجتماعی شدم كه در آنها سؤالات شرعي میپرسند و ما جواب آنها را میدهیم. تا وقتی این بچهها نبودند، من وارد این فضاها نمیشدم. این یکی از معضلات مربیان است که متأسفانه برای آن اهمیت قائل نمیشویم. به نظرم بهتر است دربارة این موضوع خیلی فکر کنیم تا برای آن یک راهحل مناسب پيدا کنیم.
بحثهایی که در قرارگاه مطرح میشود، در همان قرارگاه خلاصه میشود و دانشآموز وقتی جلسه را ترک میکند، فکر میکند تمام شد تا هفتة بعد. این موضوع اذیتم میکند که نمیتوانم رفاقت را به معنای خاص برای آنها ایجاد کنم که در همه حال با مربی باشند و در هر کاری مشورت کنند. البته با افراد خاص اینطوری هستیم؛ ولی دوست داریم با همة افراد قرارگاه این رابطه را داشته باشیم؛ ولی متأسفانه هیچوقت محقق نمیشود. براي رفع اين مشكل به مربيان بيشتري نیاز است. همراهی با متربی خیلی مهم است؛ یعنی رابطة دوستانه نباید فقط به جلسه ختم بشود. اصل مطلب این است که بتوان در طول سال تحصیلی با او همراه بود. اگر یک یا دو سال این فرایند ادامه داشته باشد، دانشآموز ساخته میشود.
- من پنج شماره از نشريه را دیدهام. به نظرم کار جدیدی بود و اگر بخواهیم به این زودی به آن انتقاد داشته باشیم، بیانصافی است. من خیلی کار نشریه را پسندیدم. فکر نميکنم چنین نشریهای در سایر تشکلهای همسو وجود داشته باشد. من نقد خاصی به نشريه ندارم و از آن خیلی هم استقبال میکنم.
اما پيشنهادم اين است که از نظریات خود مربیان و تجربیات آنها در نشريه استفاده شود؛ زيرا برای استفاده سایر مربیان اين روش مناسبتر است. اگر بشود کتابچهای یا فایلی ایجاد كرد که مربیان تجربیات خودشان را داخل آن بگذارند و سایرین استفاده کنند، بسيار خوب است. از نظریات متربیان استفاده بشود که به چه موضوعی نیاز دارند و برای نیاز آنها برنامهريزي بشود. نسبت به شهرها و معادلات اجتماعی شهرهاي مختلف بايد بحث كمي تخصيص بخورد.
دربارة نویسندگان هم بهتر است که از آثار استاد علی صفایی و استادانی که بهروز هستند و مطالب آنها قابل استفاده است، استفاده بشود؛ چراكه مطالب ايشان برای مربیان و دانشآموزان قابل استفاده است.
- بیشترین مشکلی که من با بچهها دارم، با بچههایی که عضو قرارگاه نیستند و عضو خیمه معرفت هستند، مشکل روابط دختر و پسر است. ما هرقدر هم مطالعه میکنیم و برای آنها آفات این قضیه و خاطرات کسانی را که از این كار پشیمان هستند تعریف میکنیم، باز هم نمیتوانیم جلوی این رابطهها را بگیریم. سؤال اصلي من از كارشناس شما دربارة همين روابط است. اگر بشود این موضوع بازتر شود و درباره این مسئله بیشتر توضیح داده شود بسيار راهگشا است. چون من با مربیان دیگر هم صحبت کردم، متأسفانه این معضل در مدارس غوغا میکند؛ حتی كار به جایی رسیده است که اگر دانشآموزی یک دوست غیرهمجنس نداشته باشد، همکلاسیهایش او را مسخره میکنند!