مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

مصاحبه با آقای ناصری (بخش دوم)

شما نقش مربي را در خيمه چگونه مي‌بينيد؟‌

چون دانش آموزاني كه مي‌آيند، آن‌ها كه نمي‌دانند بايد چه كار كنند، مربي خيمه  بايد آن ريلش را ايجاد نمايد، كه آن‌ها در آن حركت كنند. درست است كه گفتيم همه چيز تلاش آن‌هاست و مشاركت دانش‌آموزان مهم‌ترين  عامل است، ولي بالاخره جهت‌گيري كلي‌اش را مربي تعيين مي‌كند؛ يعني اصل خيمه مربي‌اش است. مربي يعني كسي كه خيمه را به وجود مي‌آورد و بعد ادامه‌اش مي‌دهد. اين كه عده‌اي دانش‌آموز را شناسايي كنيم – مثلاً بيست نفر- بعد كسي هم بيايد بگوييم آقا شما بشو مربي اين‌ها، اين ما را به آن خيمه‌اي كه مد نظر هست، هيچ وقت نمي‌رساند. خيمه‌ی واقعي به همان معني كه رسالت اصلي اتحاديه تعريف شده و قرار است در آن كار حسابي صورت گيرد، آن خيمه به نظر من بايد خود مربي‌ افرادش را انتخاب كند؛ بعد تماماً در مراحل مختلف بايد يك فعاليت مستمر و ادامه‌دار داشته باشد. اين جوري نباشد كه ما يك سال خيمه داشتيم، بعد خب تمام شد و بعد اين‌ها بروند. حالا يا همان مربي بايد چند سال ادامه بدهد، يا مثلا اين را واگذار كند به يك مربي ديگر. حالا آن هم از قبل مثلا بايد آشنا شده باشد  كه اين ادامه پيدا كند؛ مثلا ده سال، پانزده سال. بعد فرض كن ما بتوانيم يك سري افرادي را داشته باشيم با يك سري توانمندي كه مثلا ما بياييم دو سال يا سه سال كار كنيم روي يك عده، بعد اين‌ها را رها كنيم بروند؛ اين ما را باز به نتيجه نمي‌رساند.

 

ارزيابي شما از نقاط قوت و ضعف خيمه – حالا چه روش‌هايش، چه خيمه‌ی فعلي با تمام مختصاتي كه تعريف شده- چيست؟ در كل و مجموعه‌ی اتحاديه، نقاط قوت و ضعف خيمه‌ها را چه مي‌بينيد؟

در كل به نظر من بايد نگاه به خيمه تقريباً يك جورهايي عوض شود، چون با همين ارتباط محدودي كه تقريباً داشتم، نگاه به خيمه آن نگاهي نيست كه بايد وجود داشته باشد. خيمه يك جلسه مثلا كلاس درسي نیست كه يك نفر مربي بايد باشد و – حالا يا دانشجو يا روحاني- بعد موضوعي تعيين شود و بچه‌ها فوقش بروند در مورد آن موضوع تحقيق كنند، بعد بيايند ارايه بدهند. اين خيمه كار خوبي است، ولي آني كه ما مي‌خواهيم و هدفي كه دنبالش هستيم كه تربيت كادر هست، اين فكر نمي‌كنم ما را به آن نتايج برساند. نياز به اين هست كه ما يك اصلاح نگرش داشته باشيم نسبت به اصل خيمه و هدف‌هايي كه بايد طي شود. البته همين خيمه‌هايي هم كه هستند، بالاخره رشد را ايجاد مي‌كنند، ولي بحث‌مان اين است كه ما دنبال يك رشد معمولي كه نيستيم؛ ما دنبال يك كار خاص هستيم، چون رسالت نخبه‌پروري و نخبه‌يابي، رسالت اتحاديه است و اصلي‌ترين كاري كه بايد انجام دهد. شايد اتحاديه تنها تشكلي باشد كه كار اصلي‌اش را اين قرار داده؛ يعني هيچ جاي ديگر نديدم بيايد بگويد اصل رسالت كار ما نخبه يابي و نخبه پروري است. ممكن است آن‌ها هم اين كار را بكنند، ولي اين فرق مي‌كند كه رسالت اصلي مجموعه اين تعيين شود؛ پس بايد خيمه‌هايمان سطحش بالا برود و برسد به آني كه نتايجش بشود آن.

ما براي اين كار نياز به اين داريم كه اول ورودي‌هايمان را مشخص كنيم كه چه كساني هستند؟ بعد ببينيم  خروجي‌هايمان بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشند؟ بعد كارخانه‌‌اي كه بايد ساخته شود كه اين ورودي‌ها را بگيرد،  بايد داراي چه ويژگي‌هايي باشد و چه كارهايي روي اين‌ها انجام شود؟ يكي از كارهايي كه ما همين چند ماه پيش انجام داديم، اين بود كه آمديم براي خيمه چشم‌انداز طراحي كرديم؛ يعني به بچه‌ها گفتم خودشان بيايند طراحي كنند. چشم‌انداز خيمه كه مثلا گفتيم سهم هر سال از كلاس اول، دوم و سوم را مشخص كنند.  البته اين چشم‌اندازي كه طراحي شد، از بندهاي چشم‌انداز ده ساله‌ی اتحاديه بود، كه مشخصاً در مورد ويژگي‌هاي دانش آموز هست. البته يكي دو تا چيز به آن اضافه شد؛ مثلا مديريتي و مهارتي. به نظر من اصلي‌ترين كار اين است كه براي مربيان خيمه‌هاي معرفت جا بيفتد خيمه كه ما مي‌گوييم، يعني اين بايد برسد به آن جا؛ نه اين كه ما يك جلسه‌ی سخنراني تشكيل بدهيم.

پس يكي از نقاط ضعف خيمه اين است كه خيمه تبديل شود به يك جلسه‌ی سخنراني، يا صرفاً يك جلسه‌ی گفتگوي دوستانه. شما نقاط قوت خيمه‌تان را چه ديديد؟

 

موضوعاتي كه مطرح مي‌شد، بچه‌ها ذهن‌شان درگير مي‌شد؛ يعني درگيري ذهني ايجاد مي‌شود براي بچه‌ها. استمرار جلسات از نقاط قوت است. ما جلسه‌مان هيچ وقت حتي يك جلسه هم از وقتي كه شروع شد، تعطيل نشد؛ حتي مثلا در ايام امتحانات خرداد، دانش‌آموزان مثلا سوم رياضي با درس‌هاي سنگين‌شان مي‌آمدند؛ يعني مي‌دانستند و برايشان جا افتاده بود كه خيمه يعني استمرار دايمي. خيمه ی ما چهارم و يازدهم فروردين كه همه جا تعطيل بود، برگزار شد و در تابستان، به هيچ نحوي هيچ جلسه‌اش تعطيل نمي‌شود؛ البته ممكن بود بعضي از بچه‌ها نيايند؛ مثل آن برف سنگيني كه آمد و كل قم و برخي از شهر‌های ديگر تعطيل شد. موضوعاتي هم كه مطرح مي‌شد، مهم بود، چون واقعاً مورد نياز دانش آموزان بود. ما اين موضوعاتي را كه مطرح كرديم، بر اساس تحقيقاتي كه از قبل شروع شده بود و تجربياتي كه به دست آورده بوديم، در بالاترين سطح- مثلا دانش آموزان المپيادي و نفرات برتر كنكور- تعيين مي‌كرديم، كه اين دانش آموز دبيرستاني الان چه نيازهايي دارد كه بعداً اگر بخواهد انجام بدهد، دير مي‌شود.

 

نقاط ضعف خيمه‌تان چه بود؟

نقاط ضعف خيمه‌مان، يك مقداري سخت‌گيري‌هاي زياد بود؛ يعني مثلا گفتيم كه كارهايي كه بايد در خيمه انجام شود، براي هر كدامش يك مسؤوليت تعيين كرديم و بعضي وقت‌ها مثلا حتي در خيمه يك نفر دو تا مسؤوليت داشت. از موضوعاتي كه مطرح مي‌شد، دسته‌بندي موضوعات، پياده كردن آن، ضبط آن،  تبديل آن، خلاصه نويسي آن، يا مثلا حتي فيلم‌برداري‌اش بود و اين مقدار مسؤوليت‌ها، براي بچه‌ها در شروع كار سنگين بود. اين بود كه اين‌ها باعث شد كه بعضي‌هايشان مقداري به دلیل اين مسؤوليت‌ها، خيلي سخت‌شان مي‌آمد. ما تقريبا  به راحتی كنار نمي‌آمديم با كسي كه كارش را انجام ندهد. اين يكي از نقاط ضعف بود كه ما باید به صورت مرحله‌اي اين كارها را واگذار مي‌كرديم؛ در حالی که يك دفعه‌اي يك حجم زيادي از كارها را سپرديم و سخت هم مي‌گرفتيم.

بعد مسؤوليت‌هايي كه نوشته شد، من خيلي از كارها را واگذار كردم به اين‌ها، اما چون تجربه نداشتند، كارها نمي‌توانستند درست انجام بدهند، چون را ما شرح وظایفشان را مثلا ننوشتيم به آن‌ها بدهيم و همين جوري به آن‌ها گفتيم. اين هم يكي از نقاط ضعف بود.

 

پيشنهاد شما يا نكته‌اي كه خيمه‌هاي ديگر بتوانند استفاده و بهره‌برداري كنند، چيست ؟

ارتباطات مربي با اعضاي خيمه فقط محدود به خيمه كه نيست. من بعضي از وقت‌ها مثلا شايد در هفته چند نوبت اتفاق مي‌افتاد كه چند ساعت تلفني بچه‌ها با من تماس مي‌گرفتند. بعضي وقت‌ها مثلا تا يك و دو نيمه شب اين‌ها بودند، چون مشكلات زياد بود و اين‌ها هم احساس مي‌كردند كه اگر اين‌جا جواب نگيرند، شايد جاي ديگر به سختي بشود جواب گرفت. ارتباطات خارج از خيمه، يكي از عوامل خيلي مهم براي پيشرفت خيمه است. ما فكر نكنيم كه حالا ما مثلا جلسه‌اي داريم و بايد برويم آن‌جا تشكيل بشود. پيگيري‌هايي بايد بعد از خيمه انجام شود؛ هم براي اين كه ما شناخت بيش‌تري پيدا كنيم، هم اين كه مشكلاتي را كه بچه‌ها دارند، حل كنيم. چون بالاخره خيمه فوقش اين است كه يك ساعت و نيم است و در اين زمان نمي‌شود به آن رشدي كه لازم هست،  رسيد.

يكي از چيزهايي كه خيلي مهم است كه ما به آن دقت كنيم، وضعيت درسي بچه‌ها است؛ البته اعضاي خيمه معمولا افراد درس‌خواني هستند، اما حالا كه می‌خواهند بيايند در يك خيمه‌ی‌ ويژه و بايد حتماً برايش كار كنند تا خيمه به نتيجه برسد، اين  باعث مي‌شود كه فرصت‌هايي كه اين‌ها قبلاً براي درس قرار مي‌دادند، به صورت طبيعي كاهش پيدا كند. اين است كه كنترل درسي بچه‌ها براي اين كه احساس ناخوشايندي از خيمه به آن‌ها دست ندهد، لازم است، چون فردا مثلا كسي كه معدلش نوزده بوده و آمده داخل خيمه، اگر مثلا هجده شود،  اين برايش خيلي سخت است و حتي ممكن است براي پدر و مادرش. وقتي هم كه تحليل مي‌كنند، معمولا ديواري كوتاه‌تر از خيمه پيدا نمي‌كنند كه علت مثلا افت معدل ما چه بوده؟ پس باید بچه‌ها را به اين نكته هميشه توجه داد كه اصلي‌ترين كارشان درس خواندن است و كسي هم كه عضو خيمه شد، حتماً بايد وضعيت درسي‌‌اش بهتر از قبل از خيمه شود. روي اين نكته هم ما بايد كارهايي انجام دهيم و اين يكي از نكاتي است كه ما  مدتي از آن غفلت كرديم. 

 

بالاخره بچه‌ها مي‌روند در خانه صحبت مي‌كنند از خيمه‌شان و از چيزهايي كه گفته مي‌شود، يا اصلا پدر و مادر مطالبه مي‌كنند كه شما اين وقتي را كه صرف مي‌كني، كجا مي‌روي و چطوري مي‌گذرد؟ به طور كلي رابطه‌ی خانواده‌ها با خيمه چگونه بود؟

معمولا مخالفتي ايجاد نشد، مگر بعضي وقت‌ها. مثلا چند روز پيش يكي از  بچه‌ها آمده بود تا ساعت فكر كنم يازده و نيم شب و ما صحبت‌مان طول كشيد؛ مادرش به او زنگ زده بود كه بهتر نيست وقت ملاقات را براي صبح تنظيم كني؟ من معمولا مخالفتي نديدم. ما اگر بتوانيم به آن جنبه‌ی درسي بچه‌ها حواسمان باشد، چون خانواده‌ها عمدتاً روي درس حساس هستند، و مقداري برايش برنامه ريزي كنيم كه ضعيف نشوند يا حتي راه‌هايي ايجاد نمایيم كه وضع درس‌شان بهتر شود، معمولا مشكلي پيش نمي‌آيد و خانواده‌ها هم مي‌بينند كه بچه‌شان رشد مي‌كند. تمام خيمه‌ها اگر درست برگزار شود، در عرض يك سال دانش‌آموزهايي كه فعال باشند، رشدشان کاملاً محسوس است؛ يعني به خوبي احساس مي‌شود كه اين نسبت به پارسال واقعاً يك آدم بزرگ‌تري شده است.

اگر مطلب ناگفته‌اي كه مي‌دانيد نياز هست گفته شود، تا رفقاي مربي شما در استان‌هاي كشور بدانند و به دردشان بخورد، يا مثلا مطلبي هست كه مي‌خواهيد از اين طريق برسانيد به گوش مسؤولان‌تان از جهت پيگيري‌هايشان، بفرماييد.

به نظر من، بايد خيمه‌ها را خيلي جدي‌تر از اين كه هست، بگيريم؛ يعني اگر ما واقعاً به دنبال اين هستيم كه كشورمان در هزار و چهارصد و چهار به آن رتبه‌ی اول منطقه برسد، اين‌ها نياز به يك سري افرادي دارد كه ب‌توانند اين هدف را تحقق ببخشند. يك بخش‌ همين دانش‌آموزاني هستند كه ما با آن‌ها ارتباط داريم. اگر ما از همين الان جهت‌گيري‌هاي فكري‌شان را به اين سمت هدايت نكنيم، به مشكل برمي‌خوريم. خب اگر قرار هست كه يك سري نيرو براي  انقلاب تربيت شوند، اين بايد كجا انجام شود، بهترين جايش خيمه است. اين خيلي مهم است كه ما جدي بگيريم و روي آن فكر و برنامه‌ريزي كنيم.

ببينيم متناسب با اين هدفي كه مي‌خواهيم به آن برسيم، از همين الان چه نيازمندي‌هايي هست. صرف گفتن يك سري مطالب و شنيدن آن مطالب- حتي با محتواي بسيار غني – ما را به آن هدف نمي‌رساند. ما بايد بچه‌ها را در خيمه با مثلا مهارت‌هاي مديريتي و مهارت‌هاي زندگي آشنا كنيم. علاوه بر اين، خيلي‌ها نگاهشان به خيمه، يك نگاه شايد اعتقادي باشد كه يعني اين بچه‌ها از نظر اعتقادي يا اخلاقي رشد كنند؛ در صورتي كه رشد اخلاقي و اعتقادي يكي از بخش‌هاي خيمه هست، نه تمام خيمه. چون اگر آدم توانمندي از جهات اعتقادي و اخلاقي واقعاً در سطح خوبي قرار گرفت، مي‌تواند يك نيروي كارآمد براي انقلاب ما شود.

دانشجوهاي خيلي سطح بالايي كه من بعضاً در دانشگاه شريف با آنان ارتباط دارم، مي‌بينم اين‌ها خيلي تأسف عميق مي‌خورند. اين تأسفات براي اين كه جلويش گرفته شود، راهش به نظر من غير از خيمه هيچ جاي ديگر نمي‌تواند باشد. اين است كه بايد خيمه‌ها را خيلي جدي بگيريم، و از اين جهت واقعاً مسؤوليت بسيار سنگيني را ما در خيمه‌ها داريم. پس آن را يك كار معمولي حساب نكنيم.

روشمند حركت كردن خيلي خوب است؛ استفاده از تجربيات هم همين‌طور.  اگر بشود مثلا سيستم‌هايي تعريف كنيم كه بخش‌هاي مختلف مربيان خيمه‌ها، از اطلاعاتي كه دارند و از تجربه‌شان بگويند، خيلي مفيد است.  بالاخره هر كسي ممكن است در خيمه‌ی خودش تجربه‌ی خوبي كسب كند، اما در همين نشست تخصصي كه براي مربيان خيمه‌ها گذاشته بودند، اين امكانش خيلي كم بود. اگر جلساتي گذاشته شود ـ حالا سالي يكي دو بار هم باشد ـ فقط براي اين كه انتقال تجربيات بشود در مورد خيمه و خود مربيان خيمه بنشينند در مورد خیمه گفتگو كنند خيلي خوب است.

نظرات كارشناسي واقعاً براي خيمه نياز هست. مربي خيمه يك سري نيازهاي تخصصي دارد؛ مثلا اطلاعات تخصصي در مورد مخاطب و وضعيت مخاطب. دانش آموزي كه ما الان با او ارتباط داريم، چه ويژگي‌هايي دارد؟ به صورت تخصصي و كارشناسي شده با بهره‌مندي از متخصص‌ترين متخصصان ايران، اين‌ها را آماده كنيم و در اختيارشان بگذاريم. نگاه كنيم ببينيم چه مطالبي جايش خالي است، يا امكان دست‌يابي به آن خيلي كم است. مثلا گروهي بايد به نظر من تشكيل شود كه در مورد خيمه‌هاي معرفت بررسي كند كه نيازمندي‌هايش چيست. اصلا گروه تخصصي تعريف كنند براي بخش‌هاي مختلف كارخانه‌‌اي‌ كه گفتيم؛ كارخانه‌اي‌ كه خيمه هست.  نيازمندي‌هاي اساسي و مهم آن و حتي آن‌ها كه عموميت هم دارد، آن‌ها باید ديده شود، به این دلیل که بعضي از چيزها را ما چون ديد تخصصي نداريم، ممكن است نبينيم؛ در حالي كه واقعاً مهم هم باشد.

 

از جناب عالي سپاسگزاريم. ان شاء‌ الله كه صحبت‌هاي شما بتواند راه‌گشا باشد و همچنين براي دیگر مربیان منشأ توليد ايده و محتوا مفيد باشد.

من هم از شما كه زحمت كشيديد و اين فرصت را ايجاد كرديد، تشكر مي‌كنم.

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی