مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

اشاره:

در قسمت اول، بعد از بحث در مورد مفهوم عدالت اجتماعی در دو جبهه‌ی انبیا و جبهه‌ی طواغیت، وارد بحث اصلی یعنی گستره و ابعاد عدالت مهدوی در حكومت حضرت مهدی‌(عج) ‌شدیم و سطوح عدالت در حکومت مهدوی را برشمردیم، که شامل سه سطح تاریخی، اجتماعی و فردی بود. در این شماره به عرصه‌های عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی می‌پردازیم.

ابعاد و عرصه‌های عدالت اجتماعی در جامعه‌ی مهدوی

عدالت اجتماعی در حكومت مهدوی، خلاصه در عدالت اقتصادی و رفع فقر و تبعیض اقتصادی نمی‌شود، بلكه عدالت اجتماعی شامل چهار بُعد و عرصه است و اتفاقاً اقامه‌ی قسط اقتصادی در آن حكومت، بُعد تبعی عدالت اجتماعی است. در حكومت مهدوی، فقر زدایی از تمام طبقات اجتماع در سه بُعد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خواهد شد، كه این فقر زدایی راه تحققّ عدالت اجتماعی است و در واقع عدالت اجتماعی همان جنبه‌ی  ایجابی فقر زدایی می‌باشد.

این سه بعد محوری عبارتند از:

1.عدالت اجتماعی در بُعد سیاسی: توزیع عادلانه‌ی اختیارات و مناصب اجتماعی یا توزیع عادلانه‌ی قدرت؛

  1. عدالت اجتماعی در بُعد فرهنگی: توزیع عادلانه‌ی آموزش و اطلاعات مناسب به مردم و رشد فضایل و ارزش‌ها برای رسیدن به قرب؛
  2. عدالت اجتماعی در بُعد اقتصادی: توزیع عادلانه‌ی ثروت و امكانات در جامعه.

بعد دیگری را كه می‌توان به ابعاد عدالت اجتماعی اضافه كرد و در روایات به آن پرداخته شده، عدالت حقوقی و قضایی است، كه در واقع درمان ظلم‌هایی است كه در جامعه‌ی بشری امكان وقوع دارد.

دقیقاً در برابر سه بعد اصلی عدالت اجتماعی در جامعه‌ی نبوی و مهدوی، سه بعد و سه چهره از جامعه‌ی شیطانی و كفر صف آرایی كرده است:

  1. 1. كفر در رابطه‌ی با قدرت و در زمان ما در چهره‌ی دموكراسی و حكومت مردم (طاغوت)؛
  2. كفر در رابطه‌ی با لذت و در زمان ما در چهره‌ی لیبرالیسم فرهنگی (مُترَف)؛
  3. كفر در رابطه‌ی با ثروت و در زمان ما در چهره‌ی سرمایه‌داری و كاپیتالیسم (مَلأ).

تضادّ اصلی همیشه میان كفر و توحید، مؤمن و كافر با تمام ابعادشان است. درگیری بین جامعه‌ی نبوی و مهدوی با جامعه‌ی ابلیسی در تمام ابعاد طاغوت، مترف و ملأ بوده است و آنان كه تضاد را میان جامعه‌ی مؤمن و جامعه‌ی ملأ می‌دانند، در واقع تضاد را فرعی كرده و به انحراف رفته‌اند.

الف. عدالت سیاسی؛ بعد اصلی عدالت اجتماعی در حكومت مهدوی

آن‌گاه كه به تمدن غرب نگاه می‌افكنیم، ظاهرش این است كه اقتصاد و سرمایه داران نقش اصلی را در سیاست بازی می‌كنند؛ یعنی اقتصاد و ثروت توزیع كننده‌ی مناصب اجتماعی است، اما با نگاهی ژرف‌تر می‌توان گفت سیاست نقش اصلی را دارد و قدرت تسخیر و غصب مناصب اجتماعی، باعث كسب ثروت و امكانات به طرف آن‌ها می‌شود و حداقل این است كه بین چپاول ثروت و تسخیر قدرت، تعاملی وجود دارد.

اما در جامعه‌ی مهدوی و موعود كه به دنبال عدالت است نه غصب، توزیع عادلانه‌ی مناصب اجتماعی در رأس قرار می‌گیرد و به عنوان بعد اصلی عدالت مطرح می‌شود. در این جامعه، مناصب و اختیارات اجتماعی بر اساس میزان تقرّب اشخاص به خدا تقسیم می‌شود، و چون قرار است انسان به سعادت برسد، مقرب‌ترین انسان‌ها كه توانایی ساختن جامعه‌ی مقرّبان را دارند، در قلّه‌ی مناصب اجتماعی قرار می‌گیرند و جامعه‌ی مهدوی مصداق تامّ آیه‌ی «إنَّ اَكَرَمَكُم عِندَ الله اَتقیكُم» است، كه باتقواترین به كرامت در دنیا و آخرت می‌رسند و مستضعفان پیشوایان این جامعه می‌شوند.

در روایات نیز بعضی از آیات به حكومت صالحان در زمان حضرت مهدی‌(عج) تأویل شده است. مثلاً در حدیثی در ذیل آیه ی «إنَّ الأرض یرثُها عبادی الصالحون»،  صالحان تفسیر به حضرت قائم و اصحاب ایشان شده است. در این حدیث و احادیث دیگر، صالحان و اصحاب حضرت، وارثان زمین و حكمرانان زمین شمرده شده‌اند.

امام باقر(ع) در مورد آیه‌ی «كسانی كه اگر سلطه دهیم، در زمین اقامه‌ی نماز می‌كنند و زكات می‌پردازند» می‌فرمایند: «این آیه در مورد آل محمّد، مهدی و اصحابش است. خداوند در مشارق و مغارب زمین به او اجازه‌ی تصرف می‌دهد و خداوند به واسطه‌ی او و اصحابش، بدعت‌ها و باطل را می‌میراند.»

در حدیثی متولّیان به ولایت حضرت و شیعیان ایشان، حاكمان زمین دانسته شده‌اند: امام سجاد(ع) می‌فرمایند: آن‌گاه كه قائم ما قیام می‌كند، خداوند رنج و درد را از شیعیان ما می‌برد و حاكمان و فرمانروایان زمین می‌شوند.

در روایات متعدد دیگری، خلافت زمین از آن یاران حضرت دانسته شده و یا این که از مستضعفان، به عنوان وارثان زمین در زمان حضرت یاد شده است و نوید رفتن دولت و فرمانروایی باطل و جایگزینی دولت حق را داده‌اند.

یكی از جلوه‌های زیبای حكمرانان و صاحبان مناصب كلیدی در حكومت مهدی(عج)، این است كه هرچه مقام و منزلت اجتماعی آن‌ها در اداره‌ی جامعه بالاتر می‌رود، برخورداری‌ آن‌ها از امكانات و ثروت جامعه كم تر می‌شود؛ یعنی در حكومت مهدوی تكیه زدن بر جایگاه‌های بالاتر اجتماعی، همراه با زهد بیش تر اجتماعی است.

از حضرت قائم(عج) نزد امام رضا (ع) یاد شد، پس حضرت فرمودند: «نیست لباس و پوشش حضرت قائم به جز لباس خشن و نیست طعام و خوراك آن حضرت به جز خوراكی سخت و خشن.»

ب. عدالت فرهنگی؛ بعد فرعی عدالت اجتماعی در حكومت مهدوی

یكی از ابعاد عدالت مهدوی، فراهم شدن امكان رشد و اعتلای فرهنگی و آموزشی برای آحاد جامعه است. در زمان حضرت، عقل‌ها كانون واحد می‌یابد و همه به مقتضای توانایی خود، از دانش و معرفت خوشه می‌چینند و حكمت را می‌آموزند، تا بتوانند آهنگ پرستش و عبودیت و فضایل اخلاقی را سر دهند. در عصر ظهور، مفهوم نیاز و ارضا تغییر می‌یابد و اگر چه در عصر ظهور نعمت‌های مادی در دار دنیا گسترش می‌یابد، ولی گاهی گسترش نیاز و ارضا بر محور استكبار و شیطنت صورت می‌گیرد، كه در این‌جا نیاز و ارضا به مفهوم بهره‌مندی از ابتهاجات مادّی و غرق شدن در خود است و گاهی توسعه‌ی نیاز و ارضا بر محور عبودیت می‌باشد، كه در این‌جا گسترش نیاز و ارضا به معنای میل به قرب و عبودیت است. در عصر ظهور؛ مفهوم لذت، مفهوم نیاز، مفهوم كمال و مفهوم ابتهاج تغییر می‌كند.

در جامعه‌ی مهدوی، عدالت اقتصادی می‌تواند زمینه‌ساز عدالت فرهنگی باشد، اما عدالت فرهنگی از شأن بالاتری برخوردار است و اقتصاد و ثروت، رنگ حكمت و فرهنگ و قرب به خود می‌گیرد و توزیع عادلانه‌ی آگاهی‌ها و معرفت‌ها تابع مناصب اجتماعی خواهد بود.

در روایتی از امام باقر(ع) در مورد رشد خرد و كانون یافتن عقول، این‌گونه بیان شده است:

«اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد فجمع بها عقولهم و كملت بها احلامهم»؛

آن‌گاه كه قائم ما قیام می‌كند،

دست خود را بر سرهای بندگان قرار می‌دهد و بدین وسیله عقول بندگان را جمع می‌كند و خردهای آن‌ها را به كمال می‌رساند.

در بعضی از روایات، برقراری عدالت به معنای بازگرداندن اخلاق و روحیه‌ی مجاهدت و ایثار و برادری به جامعه تفسیر شده است: امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «زمان ظهور، ندا دهنده ندا می‌دهد: این مهدی خلیفه‌ی الهی است، پس او را تبعیت كنید، که پر می‌كند زمین را از قسط و عدل؛ چنان‌كه پر شده از ظلم و جور، و این ظهور هنگامی است كه دنیا از هرج و مرج و آشوب پر شده و بعضی بر بعضی دیگر تعدی می‌كنند، بنابراین كبیر به صغیر رحم نمی‌كند و قوی به ضعیف ترحم نمی‌ورزد. پس در این هنگام است كه خدا به قائم اجازه‌ی خروج می‌دهد.»

در روایات بسیاری نیز سخن از عدالت در آموزش معارف دینی و قرآنی شده و یا برقراری عدل در زمان حضرت به برقراری ایمان و توحید و استقرار ولایت الهیه تفسیر گردیده است.

ج. عدالت اقتصادی؛ بعد تبعی عدالت اجتماعی در حكومت مهدوی

از آنچه در بحث عدالت سیاسی و عدالت فرهنگی بیان شد، نمایان می‌شود كه عدالت اقتصادی از جهت شأن و رتبه، نقش تبعی دارد؛ اگر چه تا حدّی می‌تواند زمینه‌ساز عدالت در فرهنگ و آموزش به حساب آید. اما متأسفانه آن‌گاه كه سخن از عدالت در عصر ظهور می‌شود، آنچه بیش تر انتظار‌ها را شكل می‌دهد، این است كه موعود می‌آید تا نان و آب و رفاه را به عدل تقسیم نماید؛ او می‌آید تا دام پروری بزرگ انسانی را به عدالت علف بخوراند!

این تلقّی و برداشت از انتظار، از آن جا آب می‌خورد كه ما در فرهنگ مادی غرب و انسان شناسی اومانیسم تنفّس می‌كنیم و در اقیانوس بی‌عمق معرفت‌شناسی غربی در حال شنا كردن هستیم و این است كه ناله‌هایمان تنها برای تبعیض و فقر مادی گوش فلك را كر كرده؛ در حالی كه به ما گفته شده بهترین اعمال در عصر غیبت، انتظار فرج و انتظار امر قائم است و انتظار امر، چیزی جز انتظار سرپرستی و ولایت اجتماعی و تاریخی حضرت بر قلب و فكر و فعل ما نیست.

در روایات عصر ظهور و جامعه‌ی مهدوی، به عدالت اقتصادی و رفاه اقتصادی زیاد اهمیت داده شده، امّا آنچه در بررسی این روایات مورد غفلت واقع گردیده، این است كه در زمان امام مهدی (ع)، بشریت علاوه بر بی‌نیازی ظاهری كه در اثر توزیع عادلانه‌ی ثروت به دست می‌آید، از نظر روحی و باطنی نیز به بی‌نیازی می‌رسد و روحیه‌ی زیاده‌خواهی از او رخت بر می‌بندد؛ یعنی قبل از این‌كه اقتصاد او رشد كند و توسعه یابد، ارزش‌های او عوض می‌شود و ریشه می‌یابد و برخورداری از دنیا نیز رنگ الهی و ارزشی به خود می‌گیرد.

پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «زمانی‌كه مهدی خارج می‌شود، خداوند غِنی را در قلوب بندگان می‌افكند، تا این‌كه حضرت می‌گوید: چه كسی مال می‌خواهد؟ به جز یك نفر، كسی برای گرفتن مال نمی‌آید و می‌گوید: من می‌خواهم، آن‌گاه حضرت به او می‌گوید: بردار. او هم مقداری مال بر می‌دارد و بر پشت حمل می‌كند، تا این‌كه وقتی به مردم دور دست می‌رسد، با خود می‌گوید که من محتاج‌تر از این‌ها نیستم، پس باز می‌گردد و مال را به حضرت باز می‌گرداند و می‌گوید که من نیازی به این مال ندارم.»

در روایتی دیگر، بعد از این‌كه می‌گوید در زمان حضرت، مساوات در مال برقرار می‌شود، بحث از برقراری غنای در قلوب است: رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «و یقسِّم المال بالسّویه و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامّه.»

شاخصه‌های مناسبات عدالت اقتصادی در زمان حضرت را می‌توان به سه بخش تقسیم كرد، که در ذیل می‌آید.

  1. اصل مساوات

مساوات، مهم‌ترین اصل برای توزیع عادلانه‌ی ثروت است.

پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «قائم پر می‌كند زمین را از قسط و عدل؛ چنان‌كه از ظلم و جور پر شده است. ساكنان آسمان و زمین از او راضی می‌شوند و مال را به طور صحاح تقسیم می‌كند. مردی پرسید: صحاح چیست؟ حضرت فرمودند: یعنی مساوات بین مردم».

اجرای این اصل در زمان حضرت در روایات زیادی مطرح شده است.  البته این مساوات علاوه بر این‌كه بر اساس قوانین الهی جاری می‌شود، بر پایه‌ی مواسات و روحیه‌ی مؤاخات اجتماعی استحكام می‌یابد: «رأفت و رحمت را بین مردم می‌افكند، پس مواسات می‌كنند نسبت به یكدیگر و مال را به تساوی تقسیم می‌كنند؛ از این رو فقیر بی‌نیاز می‌شود و كسی برتر از دیگری (در مال) قرار نمی‌گیرد.»

  1. عمران و آبادانی زمین

ایجاد مساوات در جامعه و بر قراری قسط قرآنی، احتیاج به رشد و توسعه‌ی ثروت و امكانات دارد، كه این مطلوب در حكومت مهدوی در پناه عمران و آبادانی زمین محقّق خواهد شد.

پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «امّت من در زمان مهدی بسیار برخوردار خواهند شد؛ به طوری كه مثل آن برخوردار نشده بودند. خداوند باران فراوان بر آن‌ها می‌فرستد و زمین گیاهش را دریغ نمی‌كند.»

در بعضی از روایات نیز گفته شده است كه زمین گنج‌های خود را آشكار می‌كند و بركات خود را بیرون می‌ریزد. البته این عمران و آبادانی زمین به بركت پرستش و عبودیت انسان است، كه خداوند درهای بركت را از آسمان و زمین بر روی او باز می‌كند.

  1. باز پس گیری ثروت‌های غصب شده و برچیدن تكاثر

یكی از راه های مساوات و برقراری عدالت اقتصادی، مبارزه با تكاثر ثروت و امكانات است.

معاذ بن كثیر گفت: شنیدم اباعبدالله (ع) فرمودند: «موسّعٌ علی شیعتنا أن ینفقوا ممّا فی أیدیهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا علیه السلام حّرم علی كلّ ذی كنزٍ كنزه حتی یأتیه به فیستعینُ به علی عدوّه و هو قول الله عزّو جلّ فی كتابه: و الذین یكنزون الذّهب و الفضّه و لاینفقونها فی سبیل الله فبشِّرهم بعذابٍ ألیم.»

این آیه تأویل شده است به زمان ظهور، كه حضرت از صاحبان كنوز و ذخیره كنندگان ثروت، ثروتشان را باز پس گرفته و در راه هدف خود به كار می‌گیرند.

در بعضی از روایات از بنی‌امیه نام برده شده است، كه حضرت كنوز در دست آن‌ها را در اختیار جبهه‌ی حق قرار می‌دهند.

د.عدالت حقوقی و قضایی، از ابعاد عدالت اجتماعی در حكومت مهدوی

یكی از ابعاد عدالت كه در جامعه‌ی مهدوی استقرار می‌یابد، و تأثیر مهمی در عادلانه كردن روابط و مناسبات اجتماعی دارد، جریان عدالت در بعد حقوقی و قضایی آن است.

در روایتی از امام صادق (ع) شیوه‌ی قضاوت حضرت این‌گونه بیان شده است:

«زمانی كه قائم آل محمد به پاخیزد، در میان مردم به حكم داوود قضاوت خواهد نمود. او به بینه و شاهد نیازی نخواهد داشت، زیرا خداوند تعالی امور را به وی الهام می‌كند و او بر پایه‌ی دانش خود داوری می‌نماید و هر قومی را به آنچه پنهان داشته‌اند، آگاه می‌سازد.»

گستره و حیطه‌ی  عدالت در حكومت مهدوی

  1. گستره‌ی جغرافیایی عدالت مهدوی

از روایاتی كه تا كنون از سیره‌ی امام مهدی در حكومتش بیان شد، چنین بر می‌آید كه در آن عصر، جهان با همه‌ی وسعتش در دایره‌ی  حاكمیت عدل مهدوی ـ در تمام ابعاد حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ـ قرار خواهد گرفت و دیگر حكومت اسلامی در منطقه‌ی خاصی محدود نخواهد شد.

از مهم‌ترین روایاتی كه جهان شمولی عدالت مهدوی را بیان می‌كند و فوق تواتر است، روایات فراوانی است كه می‌گوید: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً»؛ زمین را از قسط و عدل لبریز می‌كند؛ چنان که از ظلم و جور آكنده شده است.

در بخشی از روایات دیگر نیز با تعابیر دیگری تصریح شده است كه با ظهور امام مهدی (ع) همه‌ی زمین و نه فقط قسمتی از آن، زنده می‌شود و حیات دوباره می‌یابد. این روایات كنایه از این است كه گسترش عدالت مهدوی، جهان مرده به واسطه‌ی ظلم را با عدل، حیات می‌بخشد. در تأویل آیه‌ی «اعلموا أنّ الله یحیی الأرض بعد موتها»، امام باقر (ع) می‌فرمایند:

«یحییها بالقائم فیعدل فیها فیحیی الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»؛

«زنده می‌كند زمین را به واسطه ی حضرت قائم(ع)، پس در زمین عدالت برقرار می‌نماید؛ بنابراین زمین را به واسطه‌ی عدل احیا می‌كند، بعد از آن‌كه به واسطه‌ی ظلم مرده بود.»

  1. گستره و ژرفای انسانی عدالت مهدوی

عدالت مهدوی، تنها به گستره‌ی متولّیان به ولایت حضرت صاحب (ع) محدود نخواهد شد، بلكه عدالت مهدوی هر کسی را که در برابر ولایت و سرپرستی مهدی (ع) گردن فرازی نكند و ندای استغنا سر ندهد، شامل می‌شود؛ چنان كه قبلا ذكر شد كه دست رحمت عدالت مهدوی بر سر اهل ذمّه نیز كشیده خواهد شد و آن‌ها نیز بر سر سفره ی تنعّم حضرت خواهند نشست، و در بعضی از روایات، وسعت عدالت حضرت هر بَرّ و فاجری دانسته شده است.

البته این نكته باید تذكر داده شود كه با توجه به تعریفی كه از عدالت در هر یك از سه بعد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی شد، معلوم است كه عدالتی كه اهل ذمّه و فاجران از آن بهره‌مند خواهند شد، بیش تر عدالت اقتصادی است، ولی چون ولایت و سرپرستی ولّی خدا را در تمام عرصه‌ها نپذیرفته‌اند، میزان بهره‌ی آن‌ها از مناصب اجتماعی و توزیع فرهنگ و آموزش بسیار كم تر است، كه این خود عین عدالت است.

امام صادق (ع) فرمودند: «ما و الله لیدخلنّ علیهم عدله جوف بیوتهم كما یدخل الحّر و القّر»؛

به خدا سوگند او عدالتش را تا آخرین زوایای خانه‌های مردم وارد می‌كند؛ همچنان كه سرما و گرما وارد خانه‌ها می‌شود.

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی