
این مقاله، فرازهایی از بیانات رهبر حکیم انقلاب است، که در طی دو دههی اخیر به اسراف و راهکارهای جلوگیری از آن میپرداختهاند. این نوشتار دو کارکرد برای مربی خیمههای معرفت دارد:
- آشنایی با نگاه کارآمد رهبر معظم انقلاب؛
- معرفی موضوعات قابل پژوهش در خیمه.
هرکدام از سرفصلهای زیر، موضوعی قابل طرح جهت پژوهش در خیمه است.
قالبهای پژوهشی زیر از جمله روشهای به کارگیری دانش آموز در مورد هر کدام از موضوعات است.
قالب اول: اعضای خیمه ضمن آشنایی با اندیشههای مقام ولایت، به طرح راهکارها و ایدههایی جهت عملیاتی و فرهنگ سازی کردن هر کدام از این موضوعات در سطح مدرسه و یا خانواده میپردازند.
قالب دوم: در پایان هر موضوع از اعضای خیمه در خواست میشود تا خاطره، روایت، داستان، ضرب المثل، شعر و … متناسب با آن موضوع را طرح نمایند.
خیمهی پژوهش محور موجب ارتقای سطح فکری و تحلیلی دانش آموز میشود. کارآمد کردن پژوهش دانش آموز در قالب نشریهی دیواری، نشریهی مکتوب، بروشور، وبلاگ و… سبب ایجاد روحیهی جنبشی در خیمه میگردد.
اين مقاله را ميتوان به صورت اسلايد نمايشي (پاورپوينت) در خيمه و همايشها استفاده كرد. در همين راستا مقالهي بعد با عنوان «نمودار زندگي معتدل» يكي از بهترين نمونههاي استفاده از اين مطالب ميباشد.
تعریف مفاهیم
الف. صرفه جویی
مردم عزيزمان توجه داشته باشند كه صرفهجویى به معناى مصرف نكردن نيست؛ صرفهجویى به معناى درست مصرف كردن، به جا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است.[1]
صرفهجويى، يعنى آن چيزى را كه قابل استفاده است و مىتوانيم از آن استفاده كنيم، دور نريزيم. نسبت به امكانات، با هوس رفتار نكنيم. دائماً چيزهاى ماندگار را نو كردن و چيزهاى ضايع نشدنى را دور ريختن، روش درستى نيست.[2]
ب. قناعت
به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مىكنم كه موضوع قناعت را جدى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهرهمند نشويد؛ مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد؛ زيادهروى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مىكنند.[3]
ج. اسراف
اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اين كه اين مصرف اثر و كارایى داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است.[4]
د. رفاه
رفاه مادى، به معناى ترويج روحيهى مصرفگرايى نيست – كه خود، يكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است – بلكه بدين معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعى، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاى ذاتى نيروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگانى شود و نشانههاى فقر و عقبافتادگى رخت بربندد.[5]
وضعیت فعلی ما
عادت ناپسند:
يکي از چيزهايي که ما در اين کشور نتوانستيم بر خودمان فایق بياييم و اصلاح کنيم، مسألهي اسراف است.[6]
وضع جامعهى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نيست. اين را من عرض ميكنم؛ ما بايد اعتراف كنيم به اين مسأله. عادتهاى ما، سنتهاى ما، روشهاى غلطى كه از اين و آن ياد گرفتهايم، ما را سوق داده است به زيادهروى در مصرف به نحو اسراف.[7]
اسراف و خانواده
مهمانی:
مسافرت ميروند، مىآيند، مهمانى درست ميكنند – گاهى خرج آن مهمانى، از مسافرت مكهاى كه رفتهاند، بيشتر است! – عروسى ميگيرند، عزا ميگيرند؛ هزينهاى كه براى اين مهمانىها مصرف ميكنند، هزينههاى گزافى است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟[8]
مسافرت:
کسانى هستند كه حتى در كارهاى تفننى و تفريحى خودشان هم اسراف مىكنند. مثلا به خارج از كشور مسافرت مىكنند. چرا؟! فرض كنيد خانوادهاى هستند كه مايلند مسافرتى بكنند، تفريح و تفرجى بكنند؛ چرا به خارج از كشور مىروند و تفرج مىكنند؟! در اين كشور به اين بزرگى، خيليها همين تفريح و تفرج را هم نمىتوانند بكنند. بعضيها تا دستشان به دهانشان مىرسد، براى تفريح و تفرج خودشان يا خانوادههايشان، به فلان كشور خارجى – كه حالا نمىخواهیم اسم بياوريم – مىروند. اينها اسراف قطعى است؛ اينها همان اسرافى است كه حرام است. زيادهروى يعنى اين. زيادهروى، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت مىكند؛ در امر لباس، در امر مسایل زندگى، در اتومبيلهاى گرانقيمت. پس، خطاب اول ما به كسانى است كه متمكنند و امكاناتى دارند و مىتوانند خرج كنند. به آنها عرض مىكنيم كه كمتر خرج كنيد؛ ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد.[9]
تلفن همراه:
تلفن همراه توى جيبمان گذاشتهايم؛ به مجرد اينكه يك مدل بالاتر وارد بازار ميشود، اين را كأنّه دور مىاندازيم و آن مدل جديد را بايد بخريم؛ چرا؟! اين چه هوسبازى ای است كه ما به آن دچار هستيم.[10]
مهریه و جهیزیه:
عامهی مردم هم نبايد اسراف و تجملگرايى بكنند. اين مهريههاى گرانقيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مىگذارند، خطاست. نمىگويم حرام است، اما پديدهی بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد. در محيط و جامعهی اسلامى، قضيه اين نيست. همين كار حلال را پيامبر نكرد. بعضى مىگويند پيامبر حلال كرده، اما شما حرام مىكنيد؟! نه، ما هم حرام نمىكنيم. پيامبر نخواسته كه محدود كند؛ محدود هم نكرده است. شما برو، هرچه مىخواهى بكن. اصلا همهی زندگيات را روى هم بگذار و جهيزيهی دخترت بكن، يا مهر عروست بكن. بحث سر اين است كه اين كار، صحيح و عاقلانه و منطبق بر خواست و مصلحت اسلامى نيست.[11]
چشم و همچشمی:
در مصارف گوناگون شخصى و خانوادگى، اسرافِ فردى صورت ميگيرد. تجملگرایىها، چشم و همچشمىها، هوسرانى افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چيزهاى غير لازم خريدن؛ اينها از موارد اسراف است. وسایل تجملات، وسایل آرايش، مبلمان خانه، تزئينات داخل خانه؛ اينها چيزهایى است كه ما براى آنها پول صرف ميكنيم. پولى كه ميتواند در توليد مصرف شود، سرمايهگذارى شود، كشور را پيش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومى كشور را زياد كند، اين را ما صرف ميكنيم به اين چيزهاى ناشى شده از هوس، چشم و همچشمى، آبرودارىهاى خيالى.[12]
خریدهای غیر لازم:
چقدر نان ضايع مىشود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مىشود! چقدر ميوهی مصرف نشده ضايع مىشود و از خانهها بيرون ريخته مىشود! چقدر لباس زيادتر از اندازهى لازم، چند برابر اندازهى لازم خريدارى مىشود و در خانهها و صندوقها مىماند، براى اينكه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.[13]
الگوی زن مسلمان:
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانهدار عرض مىكنم: سراغ اين مصرفگرايى كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشور ما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حد لازم باشد، نه در حد اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند؛ بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأن زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود.
نمىخواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مىخواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعهی ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينتآلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.[14]
ظلم پنهان:
چه ستمهايى كه در حق زن روا داشته شده و اسمش ستم است، و چه ستمهايى كه اسمش هم ستم نيست، اما در حقيقت ستم است؛ مثل همين سوق دادن به تجمل و مصرفگرايى و آرايشهاى بيهوده و مخارج سنگين و تبديل شدن به يك وسيلهى مصرف. اين، ستم بزرگى بر زن است. شايد بشود گفت كه هيچ ظلمى بالاتر از اين نيست؛ زيرا كه او را به كلى از آرمانها و اهداف تكاملى خودش غافل و منصرف مىكند و به چيزهاى خيلى كوچك و حقير سرگرم مىنمايد. اين، كارى بوده كه در رژيم ظالم پادشاهى انجام شده، و بايد جلوى آن گرفته مىشد. البته در اوايل انقلاب، خيلى هم خوب بود؛ ليكن بعدها باز غفلتهايى شده است، كه بايد نسبت به آن، حسابى برنامهريزى كرد.[15]
اسراف در منابع عمومي
در مورد آب بررسىهایى كه كردهاند، ميگويند تلفات آب در مصرف خانگى تا حدود 22 درصد است. كشور ما كشور پرآبى نيست. حداكثر صرفهجویى را ما مردم ايران در آب بايد انجام دهيم. آن وقت اين آبى كه با اين زحمت توليد ميشود، از راههاى دور آورده ميشود، با بهاى سنگين سدهایى به وجود مىآيد؛ اين همه دانش، تجربه و تلاش به كار ميرود تا اين آب به خانهی ما بيايد؛ بعد در خانهی ما 22 درصد از اين آب هدر برود! اين فقط مصرف خانگى است؛ مصرف كشت و مصرف صنعت هم يك جور ديگر اسرافهایى دارد. آنچه كه برحسب بررسىها به عنوان آمار در اختيار ماست.[16]
من يكى دو تا از اين آمارهاى تكاندهنده را عرض بكنم؛ بر حسب بررسى ميدانىاى كه در تهران و بعضى از مراكز استانها شده است، گفته ميشود كه 33 درصدِ نان ضايعات است. يك سوم همهی نانى كه در اين شهرها توليد ميشود، دور ريخته ميشود. فكرش را بكنيد شما؛ يك سوم! آن وقت كشاورز ما با آن زحمت گندم را توليد كند و اگر يك سالى بارندگى كم بود – مثل سال گذشته كه توليد گندم در كشور كم شد – دولت از پول عمومى، از بودجهی مردم گندم از خارج وارد كند، اين گندم آرد بشود، خمير بشود، نان بشود، بعد يك سوم از اين همه ثروت دور ريخته شود. چقدر تأسفآور است! متأسفانه اين واقعيت دارد؛ اين هست.[17]
ما مجموعاً بيش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژى – چه برق، چه حاملهاى انرژى – مصرف ميكنيم؛ يعنى نفت، گاز، گازوئيل، بنزين. مصرف اين چيزها در كشور ما از دو برابر متوسط جهان بيشتر است. خوب، اين اسراف است. اسراف نيست؟ شاخصى به نام شاخص شدت انرژى وجود دارد؛ يعنى نسبت بين انرژىاى كه مصرف ميشود، با كالایى كه توليد ميشود؛ كه هرچه انرژىاى كه مصرف ميشود، كمتر باشد، براى كشور سودمندتر است. در اين زمينه، گاهى نسبت به بعضى از كشورهاى پيشرفته، مصرف شدت انرژى ما هشت برابر بيشتر است! اينها اسرافهایى است كه در جامعه دارد انجام ميگيرد.[18]
نظر دین و عقل:
ما بايستى مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همهی عقلاى عالم، چيزى است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه كه نفس انسان از انسان مطالبه ميكند، نميشود مصرف را مديريت کرد.[19]
عقلاى عالم اين كار را نميكنند؛ اين فقط سخن دين نيست. قرآن ميفرمايد: «وَ لاتُسرِفوا اِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ المُسرِفين»، «كُلوا و اشرَبوا وَ لاتُسرِفوا»؛ بخوريد، بياشاميد، اما زيادهروى نكنيد. در آيهى شريفهى ديگر: «كُلوا مِن ثَمَرِهِ اِذا اَثمَرَ وَ آتوا حَقَّهُ يَومَ حَصادِه و لاتُسرِفوا اِنَّهُ لايُحِبُّ المُسرِفينَ». خداوند اسرافكنندگان را دوست نميدارد. ما بندگان خدا هستيم. اينها حرف دين است و روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد. در روايت دارد كه كسى ميوهاى را خورد و نيمى از ميوه ماند، آن را دور انداخت. امام (عليهالسّلام) به او نهيب زد كه اسراف كردى؛ چرا انداختى؟ در روايات ما هست كه از دانهى خرما استفاده كنيد؛ تا اين حد! خردههاى نان را استفاده كنيد. آن وقت در هتلها مهمانى درست كنند و به يك عدهاى مهمانى بدهند؛ بعد هرچه كه غذا ماند، به بهانهى اينكه بهداشتى نيست، توى سطل آشغال بريزند! اين مناسب يك جامعهی اسلامى است؟ اين جورى ميشود به عدالت رسيد؟[20]
ضررها و تبعات اسراف
ضررهای فرهنگی:
اسراف، هم لطمهی اقتصادى ميزند، هم لطمهی فرهنگى ميزند. وقتى جامعهاى دچار بيمارى اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روى او تأثيرهاى منفى ميگذارد. بنابراين مسألهی صرفهجویى و اجتناب از اسراف، فقط يك مسألهی اقتصادى نيست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آيندهی كشور را تهديد ميكند.[21]
اين كارها زندگى ديگران را از لحاظ روانى مختل مىكند. شما مثلاً مبالغ زيادى مواد خوراكى در فلان مهمانى معمولى مصرف مىكنيد؛ در حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور، كسانى به اين مواد غذايى براى ادامهی زندگى خود و فرزندان و عزيزانشان نياز مبرم دارند. آيا اين كار در چنين شرايطی، كار درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى كه از راه حلال هم به دست آمده باشد، ريختوپاش غلط و خلاف انضباط است.[22]
ایجاد شکاف طبقاتی:
در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمىرسد؛ نه به خاطر اينكه كم داريم؛ به خاطر اينكه بسيارى به خودشان حق مىدهند كه نعمتهاى الهى را بىحساب و كتاب مصرف كنند؛ بىاندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظهاى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتى نعمتهاى الهى را ضايع كنند.[23]
كار به جایى ميرسد كه منابع كشور به هدر ميرود، شكاف بين فقرا و اغنيا زياد ميشود، عدهاى در حسرت اوّليات زندگى ميمانند و عدهاى با ولخرجى و ولنگارى در مصرف، منابع را هرز و به هدر ميدهند.[24]
کمک به دشمن:
ببينيد اسراف چه كار مىكند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجملاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مىكند كه دشمن مىخواهد! او از آن طرف به وسيلهی نفت، بهوسيلهی تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ايران ضربه وارد مىكند؛ از اين طرف هم خود ما با اسراف و صرفهجويى نكردن، ضربهى او را تكميل مىكنيم![25]
اين كه مىبينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دایم و دمبهساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم – بارها هم تحريم كردهاند – به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زيادهروى نميكند، اسراف نميكند؛ خوب، تحريم كنند. بر چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و انشاءاللَّه عمل كنيم.[26]
چه باید کرد؟
رضای خدا و مردم:
به همسايهها و فقرا رسيدگى كنيد. يكى از عواملى كه نمىگذارد دست كسانى كه توانايى كمك دارند، به يارى فقرا دراز شود، روحيهی مصرفگرايى و تجمل در جامعه است. براى جامعه بلاى بزرگى است كه ميل به مصرف، روزبهروز در آن زياد شود و همه به بيشتر مصرف كردن، بيشتر خوردن، متنوعتر خوردن، متنوعتر پوشيدن و دنبال نشانههاى مد و هر چيز تازه براى وسايل زندگى و تجملات آن رفتن، تشويق شوند. چه ثروتها و پولهايى كه در اين راهها هدر مىرود و از مصرف شدن در جايى كه موجب رضاى خدا و رفع مشكلات جمعى از مردم است، باز مىماند![27]
منکر اقتصادی و دینی:
اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است. نهى از اين منكر هم لازم است؛ هر كسى به هر طريقى كه مىتواند؛ يك مسؤول يك طور مىتواند، يك مشترى نانوايى يك طور مىتواند، يك كارگر نانوايى طور ديگر مىتواند.[28]
تولید ثروت به جاي هدر دادن اموال
تولید و عبادت:
ما میخواهیم کشور ثروتمند بشود؛ ما میخواهیم سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی در کشور عمومیت پیدا کند. امروز ثروتمندان زیادی در کشور ما هستند که برخوردار از ثروتند؛ این ثروت را میتوانند در سرمایهگذاریهای سودمند و افتخارآفرین به کار بزنند؛ هم برای خودشان سود دارد، هم برای مردم سود دارد و هم مایهی رضای خدا میشود. سرمایهگذاری ثروتمندان در کارهایی که به تولید کشور و به افزایش محصول در درون کشور ـ با بهرهدهی بالا ـ منتهی میشود، یک عبادت و یک ثواب است. این راه باز است؛ میتوانند سرمایهگذاری کنند، تولید ثروت کنند؛ مدیریت کشور هم مراقبت کند که همهی طبقات برخوردار بشوند و طبقات ضعیف هم بتوانند از فرصتها استفاده کنند تا از ضعف خارج بشوند؛ همه توانایی پیدا بکنند.[29]
انفاق و سرمایه گذاری:
در كشور ما هنوز هستند كسانى كه از اوّليات هم محرومند. بايد كمك كنيم كشور پيش برود. نميگویيم پول را برداريد برويد حتماً انفاق كنيد – البته اگر انسان انفاق بكند، بهترين كار است – اما حتّى اگر انفاق هم نكنند، همين پولى كه صرف اين تجملات ميشود، در توليد براى خودشان به كار بيندازند، در كارخانجات سهيم شوند و توليد كنند، باز براى كشور مفيد است. ما به جاى اين كارها مهمانى درست ميكنيم، عزا درست ميكنيم، هى رخت و برِ روزبهروز دگرگون براى خودمان درست ميكنيم؛ چرا؟ چه لزومى دارد؟[30]
تولید ثروت بدون اسراف:
توليد ثروت از نظر اسلامى بىمانع است. توليد ثروت با غارت ثروت ديگران فرق دارد. يك وقت كسى به اموال عمومى دستدرازى مىكند، يك وقت كسى بىقانون و بدون پيروى از قانون به دستاوردهاى مادى مىرسد؛ اينها ممنوع است؛ اما از طريق قانونى، توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مىگويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرفگرايى افراطى مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مىآوريد، باز همان را وسيلهاى براى توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا دربياوريد – كه در اسلام اسمش كنز كردن است – نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چيزهاى غير لازم زندگى كنيد؛ اما با توجه به اينها، ثروت را براى خودتان توليد كنيد. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم كشور است؛ همه از آن سود مىبرند.[31]
دلیل ولخرجی!
به كسانى كه بىخود خرج مىكنند، اگر بگوييم شما چرا اين قدر خرج كرديد و چرا اين مهمانى بىخود و بىجهت را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مىگويند داريم و مىكنيم! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مىتوانم خرج كنم؟ نه؛ اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كنندهاى نيست. بايد به قدر نياز و حاجت، خرج و مصرف كرد؛ بخصوص كسانى كه اموال عمومى را مصرف مىكنند. آنها هم مانند كسانى كه اموال خودشان را بىحساب و كتاب خرج مىكنند، مخاطب اين مطلباند و نبايد زيادى مصرف كنند.[32]
وظیفهی مسؤولان
نسبت به خود:
سالهاست كه بنده دربارهی زندگى تشريفاتى مكرر تذكر مىدهم. اين دو جنبه دارد: يك جنبه از لحاظ اصل پايبندى به تجملات و تشريفات است كه اين بد و دون شأن انسان والاست؛ يعنى يك وقت انسان به يك چيز غير لازم پايبند مىشود كه دون شأن انسان است؛ به علاوه، مسرفانه است؛ تضييع سرمايهها، تضييع اموال و تضييع موجوديها در آن هست. اين يك بعد قضيه است كه اصل اسراف بد است؛ اصل تجمل همراه با اسراف و همراه با زياده روى است و بد است.
ليكن جنبهی دومى دارد كه اهميتش كمتر از جنبهی اول نيست و آن انعكاس تجمل شما در زندگى مردم است. بعضيها از اين غفلت مىكنند. وقتى شما جلو چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محيط كار و محيط زندگى را آنچنانى مىكنيد، اين يك درس عملى است و هركسى اين را مىبيند، بر او اثر مىگذارد. حداقل اين را بايد رعايت كرد.
فضا را، فضاى تجملاتى و تجملگرايى و عادت كردن به تجمل قرار ندهيم؛ چون امروز اگر اين روحيهی تجملگرايى در جامعهی ما رواج پيدا كند – كه متأسفانه تا ميزان زيادى هم رواج پيدا كرده است – بسيارى از مشكلات اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى كشور اصلاً حل نخواهد شد. تجملگرايى و گرايش به اشرافيگرى در زندگى، ضررها و خطرهاى زيادى دارد. هيچوقت عدالت اجتماعى تأمين نخواهد شد؛ هيچوقت روحيهی برادرى و الفت و انس و همدلى – كه براى همهی كشورها و همهی جوامع، به خصوص جامعهی ما، مثل آب و هوا لازم است – پيش نخواهد آمد.[33]
نسبت به كشور و مردم:
مسؤولان موظفند. اسراف فقط در زمينهی فردى نيست؛ در سطح ملى هم اسراف ميشود. همين برق و انرژى كه گفتيم اسراف ميشود، بخش مهمى از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسؤولان كشور است. اين شبكههاى ارتباطاتى، شبكههاى انتقال برق، سيمهاى برق، اينها وقتى فرسوده بشود، برق هدر ميرود. برق را توليد كنيم، بعد با اين شبكهى فرسوده آن را هدر بدهيم، كه بخش مهمى هدر ميرود. يا شبكههاى انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر ميرود. اينها اسرافهاى ملى است؛ در سطح ملى است؛ مسؤول آن، مسؤولان كشورند.
اسراف در سطح سازمان هم اتفاق مىافتد. رؤساى سازمانهاى گوناگون مصرف شخصى نميكنند، اما مصرف بىرويّه در مورد سازمان خودشان اتفاق مىافتد؛ تجملات اداره، اتاق كار، تزئيناتش، سفرهاى بيهوده، مبلمانهاى گوناگون؛ بايد با مراقبت و نظارت، از اين كارها جلوگيرى كرد.
هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيبجويانهی به اسراف وجود داشته باشد. همان طور كه عرض كرديم، با حرف هم تمام نميشود؛ بايد برنامهريزى كنند. قوهی مقننه و قوهی مجريه موظفند به پيگيرى؛ برنامهريزى كنند، قانونگذارى كنند، قانون را با قاطعيتِ تمام اجرا كنند. اين پيشرفتى كه ما در اين ده سال خواهيم داشت، بخش مهمىاش مربوط به همين قضيه است.[34]
نقش و وظيفهی رسانهها
بايد آهنگ كلى برنامهها يكى باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود. در مقولهى عدالت اجتماعى فيلمها و سريالهايى ساخته مىشود كه غالباً خانههاى مورد استفادهی شخصيتهاى اين فيلمها اعيانى و اشرافى است! واقعاً وضع زندگى مردم ما اينطورى است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانههايى زندگى مىكنند؟! اين كار چه لزومى دارد؟ سالها قبل بعضى از سريالهايى كه از سيما پخش مىشد، هرچند كيفيت آنها مثل سريالهاى الآن نبود – عقبتر بود – ليكن فضاى زندگى در آنها، متواضعانه و در يك خانهى معمولى بود؛ آنطورى خوب است. زندگى را لزوماً نبايد اعيانى و اشرافى و متجملانه معرفى كرد. فضاى تبليغى صدا و سيما اينطورى باشد. البته گاهى در اين خصوص هم به ما تذكر مىدهند و مطالبى مىگويند. تبليغات رسانهاى و گاهى تبليغهاى خيلى پررنگ كه مردم را به طرف مصرفگرايى سوق مىدهد، با برنامهاى كه فرضاً شما ساختهايد تا مصرفگرايى را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست.[35]
کلام آخر:
پروردگارا! ما را در انجام دادن اين وظيفهی بزرگ و اساسى يارى كن. پروردگارا! به محمد و آل محمد، ضررهاى اسراف و مصرفگرايى و منافع مواسات و رسيدگى به محرومان و مستمندان را براى يكايك افراد جامعهی ما روشن بكن و آنها را به اين كار موفق فرما![36]
پینوشت:
[1]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[2]. پيام به مناسبت آغاز سال جديد، 1/1/1376.
[3]. خطبههاي نماز عيد سعيد فطر، 4/1/1372.
[4]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[5]. پيام به ملت ايران، 23/4/1368.
[6].در جمع مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني، 15/2/1387.
[7]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[8].همان.
[9]. خطبههاي نماز جمعهی تهران، 4/10/1377.
[10]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[11]. ديدار با اقشار مختلف مردم، 26/1/1370.
[12]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[13]. خطبههاي نماز عيد سعيد فطر، 4/1/1372.
[14]. ديدار با گروهي از زنان در روز زن، 25/9/1371.
[15].دیدار با اعضاي شوراي فرهنگي – اجتماعي زنان، 16/10/1369.
[16]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388
[17]. همان.
[18]. همان.
[19]. پيام نوروزى به مناسبت آغاز سال،30/12/1387.
[20]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[21]. همان.
[22]. پيام به مناسبت آغاز سال جديد، 1/1/1374.
[23]. خطبههاي نماز عيد سعيد فطر، 4/1/1372.
[24]. پيام نوروزى به مناسبت آغاز سال،3/12/1387.۰
[25]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1377.
[26] . خطبههاى نماز عيد سعيد فطر، 21/7/1386.
[27]. خطبههاي نماز عيد سعيد فطر، 15/9/1381.
[28]. خطبههاي نماز جمعهی تهران، 25/9/1379.
[29]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1387.
[30]. همان.
[31]. همان، 1/1/1386.
[32]. پيام به مناسبت آغاز سال جديد، 1/1/1374.
[33]. ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام اسلامي، 4/10/1378.
[34]. سخنراني در حرم امام رضا (ع)، 1/1/1388.
[35]. ديدار با ریيس و مديران سازمان صدا و سيما، 11/9/1383.
[36]. خطبههاي نماز عيد سعيد فطر، 15/9/1381.