مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

خاطراتی از دوران زندگی حضرت امام خمینی (س) ویژه نوجوانان و جوانان

فصل اول ویژگیهای فردی

اخلاص

‏آن چیزی که حجم عمل را زیاد می کند، ولو حجم مادیش کم است، آن «لله » بودن و اخلاص‏‎ ‎‏است.‏‎[1]‎ کوشش کنید که کارهایتان کارهای الهی باشد؛ برای خودنمایی نباشد؛ برای این نباشد که دیگران از‏‎ ‎‏شما تعریف کنند؛ برای این نباشد که از شما مدح و ثنا بکنند؛ برای خدا باشد. وقتی کار برای خدا‏‎ ‎‏باشد، آن کار نورانی است.‏‎[2]‎

نمی‌توانم قصد قربت کنم

‏یکی از علما که مردی خوب و موجه در منطقه همدان بود به قم مشرف شد و در منزل‏‎ ‎‏برادرش وارد شد، برادرش هم از شاگردان حضرت امام بود، یک روز صبح بنده و‏‎ ‎‏مرحوم حجت الاسلام شهید حاج آقا مهدی شاه آبادی به حضور حضرت امام در منزل‏‎ ‎‏ایشان شرفیاب شدیم، آقای شاه آبادی به ایشان عرض کرد که: فلانی از همدان آمده و‏‎ ‎‏مرد خوبی است و اهل مبارزه است، خیلی در ایام مبارزات کوشش کرده و الآن در قم در‏‎ ‎‏منزل برادرش هست و مناسب است که شما از این شخص دیدن کنید، امام فرمودند: من‏‎ ‎‏حالم مساعد نیست، مرحوم شاه آبادی اصرار کرد به این معنی که برادرش شاگرد‏‎ ‎‏شماست و خودش هم ارادتمند شماست، حضرت امام برای بار دوم فرمودند: ‏اینکه‎ ‎گفتم حالم مساعد نیست، چون تب دارم؛ ولی آنقدر تب ندارم که نتوانم به منزل این آقا‎ ‎بروم و از او دیدن کنم، ولی چون نمی توانم قصد قربت کنم، زیرا شما گفتید این آقا از‎ ‎ارادتمندان شماست، به این جهت نمی آیم ‏مرحوم شاه آبادی ساکت شد، حضرت امام به‏‎ ‎‏قدری روی حقیقت اخلاص کار کرده اند و اخلاص را در خودشان تقویت کرده اند که‏‎ ‎‏می توانم عرض کنم، محبتی که به کسی یا چیزی دارند «لله » است و اگر بغضی هم به‏ ‏کسی می ورزند «لله » است.‏‎[1]‎

قصد قربتم نمی‌آید

‏به یاد دارم که در قم بودم، بعضی از دوستان ما، خدمت حضرت امام خمینی رسیدند و‏‎ ‎‏به ایشان عرض کردند که فلانی که فرد ثروتمندی بود روضه دارد، شما تشریف بیاورید،‏‎ ‎‏غرض دوستان ما این بود که ایشان، به خاطر ثروت صاحب مجلس، به آنجا تشریف‏‎ ‎‏ببرند، تا او هم به امام توجه کند، حضرت امام امتناع فرمودند، ما اصرار کردیم ولی‏‎ ‎‏ایشان باز هم امتناع نمودند، یکی از دوستان گفتند، شما قصد قربت بکنید، ولی ایشان‏‎ ‎‏فرمودند: قصد قربتم نمی آید، و بالاخره این عمل را برای خوش آیند آنان انجام ندادند.‏‎[1]‎

قصد قربت تحمیلی، هرگز

‏یکی از علما نجف، مریض شده بود، یکی از دوستان با من قرار گذاشت که نزد حضرت ا‏‎ ‎‏مام برویم و از ایشان بخواهیم تا به عیادت آن عالم برویم، خدمتشان رسیدیم، اما ایشان،‏‎ ‎‏به دلایلی، مایل به عیادت آن عالم نبودند، دوستم گفت، عیادت مریض مستحب است،‏‎ ‎‏عیادت عالم مستحب است، شما قصد قربت بفرمائید، امّا حضرت امام باز هم جواب نه‏‎ ‎‏دادند، زیرا نمی توانستند قصد قربت کنند و نخواستند به خاطر خوش آیند دیگران، کار‏‎ ‎‏را انجام دهند.‏‎[1]‎

برای مطالعه نسخه کامل کتاب اینجا کلیک کنید

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی