مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

لحن متناسب با مناسبت

اين را هم عرض بكنم كه آهنگ شادى از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده كه براى روزهاى عيد جلساتى تشكيل مى‏دهند. بنده مخالف اين كار نيستم؛ بد هم نيست كه دست مى‏زنند. البته اگر از راديو بشنويم – كه بنده خودم گاهى از راديو شنيده‏ام – و شعر را درست گوش نكنيم، خيال مى‏كنيم دارند سينه مى‏زنند! هم لحن، سينه‏زنى است؛ هم آن دستى كه مى‏زنند، مثل زدن روى سينه است. اين چه شادى‏يى شد؟! اگر براى روزهاى شادى، آهنگ‏هاى مناسب – نه آهنگ‏هاى مبتذل، نه آهنگ‏هاى طاغوتى، نه آهنگ‏هاى حرام – و شيوه‏هاى خوب انتخاب كنند، مؤثرتر و بهتر است. اين‏طور نباشد كه چون به روضه‏خوانى عادت كرده‏ايم، روز شادى هم كه مى‏خواهيم حرف بزنيم، لحنمان بشود لحن روضه‏خوانى. قديم‏ها مى‏گفتند فلانى هرچه مى‏خواند، مثنوى درمى‏آيد؛ هر آهنگى را كه شروع كند، مثنوى مى‏شود! اين‏طورى نباشد.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت 05/05/1384

 

حضرت رقیه

به او مي‏گفتند که پدرت به سفر رفته است. يک شب او را در خواب مي‏بيند، وقتي بيدار مي‏شود سخت بي‏تابي مي‏کند و مي‏گويد پدرم و نور چشمم را بياوريد. و هر گاه اهل بيت مي‏خواهند او را ساکت کنند، حزن و گريه‏ي او شديدتر مي‏شود و از گريه‏ و بي‏تابي او حزن اهل بيت بيشتر مي‏شود. به ياد امام حسين عليه‏السلام و ساير شهيدان گريستند و لطمه به صورت زدند و خاک بر سر پاشيدند و موهايشان را پريشان کردند. صداي ناله و فرياد و گريه همه جا را پر کرد. يزيد ناله‏ي جانسوز و صداي گريه‏ي آنان را شنيد، گفت: چه خبر است؟

به او گفتند: دختر کوچک امام حسين بهانه‏ي پدر گرفته است و آرام نمي‏شود.

گفت: سر پدرش را برايش ببريد و مقابل او گذاريد، آرام مي‏شود.

سر مطهر امام حسين عليه‏السلام را در ميان طبقي گذاشتند و روي آن را با حوله‏اي پوشاندند و نزد آن کودک خردسال بردند و جلو او نهادند. دخترک گفت: اين چيست؟ من پدرم را خواستم.

چشمهايش را با تعجب و اضطراب به سر دوخته است. سکوت فضا را پر کرده است. دستهاي کوچکش را به سمت طبق برد و سر بريده را برداشت و به سينه فشرده و با فرياد جگرخراش خود سکوت را درهم شکست و با سر پدر به گفتگو پرداخت:

اي پدر! چه کسي تو را به خاک و خون کشيد؟

اي پدر! چه کسي رگهاي تو را بريد؟

اي پدر! چه کسي مرا در کودکي يتيم کرد؟

اي پدر! چه کسي سرپرستي دختر يتيم تو را به عهده مي‏گيرد تا بزرگ شود؟

اي پدر! چه کسي اين زنهاي سربرهنه را سرپرستي کند؟

اي پدر! چه کسي از اين زنان بيوه و اسير حمايت کند؟

اي پدر! چه کسي بر چشمهاي اشکبار ما رحم کند؟

اي پدر! چه کسي براي گمشدگان غريب دلسوزي کند؟

اي پدر! چه کسي موي پريشان ما را شانه بزند؟

اي پدر! پس از تو حامي ما کيست؟ واي بر نااميدي! واي بر غريبي!

اي پدر! کاش من فداي تو مي‏شدم.

اي پدر! کاش نابينا مي‏شدم و اين روز را نمي‏ديدم.

اي پدر! کاش روي خاک جان سپرده بودم و محاسن خونين تو را نمي‏ديدم.

 مازندارني حائري از طريحي

 

زهیر

پاى سفره نشسته که پرده‏ى خيمه بالا میرود… تا صداى قاصد امام حسين را شنيد، دلش لرزيد. لقمه‏ى غذا از دستش روی زمين افتاد! زهير از جواب دادن به دعوت امام، پرهيز مى‏كند، امّا همسرش که شيعه‏ علی است از او می‌پرسد: زهير! پسر رسول خدا تو رو دعوت كرده و تو بى تفاوتى؟! لااقل  ببين چه كاری با تو دارد…1

آخر زهیر عثمانی مذهب بود و کاری با حسین فاطمه نداشت. بودن با حسین برای او دردسرساز بود.

زهير رفت، چيزى نگذشت كه برگشت؛ پريشان رفته بود و شادمان برگشت! رنجور رفته بود و مسرور برگشت…

چه كرد امام حسين با دل زهير؟… آمد خيمه‏ها را جمع كرد، با همسرش وداع كرد و كربلايى شد! به رفقایش گفت هر كس قرار است با من باشد، بسم اللّه!

جاده واسب مهياست، بيا تا برويم!

كربلا منتظر ماست، بيا تا برويم!

خاك در خون خدا مى‏شكفد، مى‏بالد!

آسمان، غرق تماشاست، بيا تا برويم!

از سراشيبى ترديد، اگر برگرديم

عرش زير قدم ماست، بيا تا برويم…

 

پی نوشت:

2- ترجمه‏ى لهوف، ص 82.

 

رضایت از پروردگار در برابر ابتلائات

حقيقت رضا عبارت است از ترك اعتراض بر مقدرات الهي، در باطن و ظاهر.

کسی که به مقام رضا می‌رسد، از چند ويژگي برخوردار است:

الف- اطمينان: اگر قلب با خدا انس بگيرد، از هر گونه نگراني و تشويش رها مي‌شود و اطمينان و آرامش مي‌‌يابد.

ب- راضي بودن: اگر انسان مقام اطمينان را بگذراند، به مقام رضا مي‌رسد و آنچه خدا به او مي‌دهد يا از او مي‌گيرد، برايش لذت بخش و رضايت آور است. چرا كه همه را صادر از خداي تعالي مي‌داند و به واسطه محبتی خدا كه در دل او نهاده، آنچه از او مي‌رسد بر طبع او موافق است.

ج-‌ مرضي بودن: اگر مقام رضا را بگذارند، مرضي خدا خواهد بود.

کسی که به این مقام رسیده، جز انجام دادن تکليف و دست‌يابي به رضايت خداوند، به چيز ديگري نمی‌اندیشد و برنامه‌هاي زندگي‌اش را بر اين اساس سامان مي‌بخشد.

آن‌گاه که «ام سلمه‌»، مادربزرگ امام حسین(علیه السلام) به ایشان گفت‌: با حرکت خودت به سوي عراق‌، مرا اندوهگين مساز؛ زيرا از جدت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) شنيدم که فرمود: «فرزندم حسين در خاک عراق و در محلي به نام کربلا کشته خواهد شد.» امام در پاسخ وي فرمود: « اي مادر! به خوبي مي‌دانم که بر اساس ستم و کينه‌توزي مردم‌، کشته مي‌شوم و سرم ازبدنم جدا مي‌گردد. آري‌، خداوند بزرگ چنين خواسته است که کودکانم کشته شوند و زنان و فرزندانم به اسارات دشمن درآيند و فرياد ناله‌هاي آنان طنين انداز شود، ولي کسي به فرياد آنان نرسد.4»

امام حسین علیه السلام مرضی و مورد رضایت خدا بود.

 

توجه به معصومين (ع)

يكي از كارهايي كه مي‌توانيم در هيأت انصارالمهدي(عج) انجام دهيم، اين است كه بنشينيم و برنامه‌ريزي كنيم كه مثلاً سال آينده ما مي‌خواهيم نام امام جواد(ع) را در محيط‌هاي دانش‌آموزي به صورتي پررنگ مطرح كنيم. براي اثربخشي بهتر هم مي‌توان در كنار هيأت كه به اين امر مي‌پردازد، يك جشنواره هم ترتيب داد كه شعر و سرود و سخنراني و … در اين زمينه ارائه گردد. همين‌طور در مورد ساير امامان(ع) هم مي‌توان كار كرد. غرض اين‌كه از معصومين كه الگوهاي اصلي ما هستند و نيز ديگر شخصيت‌هايي كه مي‌توانند جنبه‌ي الگويي داشته باشند، بايد در كار هيأت و برنامه‌هاي هيأت استفاده كرد.

سخنراني حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری در جمع مسئولين اتحاديه مازندران

 

نظر حضرت آقا در مورد الفاظی که در عزاداری‌ها و نوحه‌ها استفاده می‌شود و در شأن یک مسلمان و حتی انسان نیست و نسبت دادن یکسری الفاظ رکیک به خود چه حکمی دارد؟

کلا در عزاداری آن نزاکت و سنگینی و وزانت عزاداری باید حفظ شود. در پاسخ یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم که هم باید از مطالبی که حرام است – مثل کذب، مثل غلو، نسبت به ائمه اطهار علیهم‌السلام- پرهیز شود و هم باید از مطالبی که دون شأن یک مسلمان است، پرهیز شود. اصلا اسلام پیروان خودش را وزین، سنگین و با وقار می‌پسندد. شما نگاه کنید از جمله لباس‌های حرام، لباس شهرت است و لباس شهرت یعنی لباس سبک، لباسی که در شأن یک مسلمان نیست، لباسی که از نظر رنگ، دوخت یا کیفیت پوشیدن یا حتی اندراس به گونه‌ای است که اگر طرف بپوشد در جامعه انگشت‌نما می‌شود، این در شأن یک مسلمان نیست. لذا در تعابیری که خوانده می‌شود در نوحه‌ها و لو حالا در مقام اظهار ارادت به معصومین علیهم‌السلام یا به اباعبدالله علیه‌السلام باشد، اما در شأن یک مومن نیست چنین الفاظی به کار ببرد، و در عزاداری از آن پرهیز شود.

منبع: سایت مقام معظم رهبری

 

 

 

 

 

 

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی