تمام مجالس ما باید بوی صاحبالزمان دهد
بیانات در ششمین کنگره اتحادیه 1379
درود و تحیات بیپایان ما بر وجود مقدس خاتم انبیا محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت مطهر و مکرّم آن حضرت؛ بهویژه مولا امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیهما). هیچگاه نباید در بین ما مجلس و انجمنی شکل بگیرد، مگر اینکه به عطر یاد سَرور و مولا و عزیز و محبوب همهی ما، حضرت بقیتالله الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) معطر باشد. جان همهی ما فدای خاک قدمهای آقا و مولایمان باد!
در چنین جمعهای باصفایی انسان آرزو میکند مورد عنایت و توجه آن حضرت قرار گیرد. حقیقتاً ما را به دیدار و زیارت خودتان خوشحال کردید. خداوند همهی شما را به دیدار مولایمان ولی عصر (ارواحنا فداه) خرسند سازد و بهزودی همهی ما را با دیدار نایب برحقش خوشحال نماید.
فاطمه، مادر همهی خوبیها
جلسه در فرصت بسیار خوبی برگزار شده؛ ایام فاطمیه که به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) تعلق دارد. هر جا نام آن بزرگوار باشد، عنایت همهی اولیا به آنجا جلب میشود؛ چون مادر است. وقتی جمعی مشتاق و ارادتمند و باصفا مانند شما گرد هم جمع میشوند و از آن بزرگوار یاد میکنند، عنایات الهی بر چنین جمعی نازل میشود. خداوند متعال همهی آسمانیها را به ضیافتِ نظر به حقیقت و شخصیت و جمال و جلال او دعوت کرده است. وقتی فاطمه (سلام الله علیها) به محراب میرفت و مشغول نماز میشد، خداوند تبارک و تعالی مباهات میکرد و تمام فرشتگان را متوجه فاطمه میکرد که ببینید چه میکند![1]
هر جا توجه به آن بزرگوار باشد که مادر به معنای کامل است؛ مادرِ همهی فضیلتها و خوبیها و حسنات، آنجا محل نزول عنایات الهی است. گفتهاند: «عِنْدَ ذِکْرِ الصّالِحینَ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ؛[2] هنگام یاد صالحان رحمت الهى نازل مىشود». چه کسی بالاتر از فاطمه (سلام الله علیها) که یاد او باعث نزول عنایات الهی است؟! مجلسی که با نام نامی آن بزرگوار تشکیل شود، محل آمدورفت فرشتگان و توجه اولیای خدا و فرزند گرانقدر ایشان حضرت حجت ابن الحسن (ارواحناه لتراب مقدمه فداه) است. توقع میرود چنین مجلسی مورد عنایت و لطف قرار گیرد و ما همه چنین آرزو و توقعی داریم.
خمینی، زندهکنندهی یادِ یاس کبود
بنده برای زیارت شما برادران و خواهران روزشماری میکردم؛ به همهی شما عزیزان دلبسته هستیم و به آیندهی شما امیدواریم که آیندهی انقلاب و نهضت بزرگ ما و آرمانهای بزرگ امام راحل عظیمالشأن است؛ آن بزرگواری که حقیقتاً نام فاطمه (سلام الله علیها) را زنده کرد. اینچنین فرزندی توانست عطر یاس علی را به همهی جهان بیفشاند و همه جا را معطر سازد. آن بزرگواری که همهی ما وامدار او هستیم، شخصیت برجستهای که بهحق آینهدار جلال و جمال اولیای خدا است، بهخوبی توانست از حضرت حجت نمایندگی کند. در تمام تاریخ طولانی غیبت کبری کسی را نمیشناسیم که مانند او از امام عصر (اروحنا فداه) نمایندگی کرده باشد. حضرت خیلی نماینده داشتند، هم نوّاب عام و هم نوّاب خاص؛ اما این بزرگوار شخصیت دیگری بود. واقعاً روزگار ما باید به خود ببالد که عصر او و به نام او است. نسل ما باید به خود بسیار افتخار کند که کسی مانند او را دید و در زمان کسی مثل او زندگی کرد و در کشوری است که سالها به رهبری او اداره شد.
لزوم آشنایی بیشتر با اندیشههای امام خمینی
انجمن پرنور ما باید به خود خیلی افتخار کند و ببالد که مانند همهی نهادهای دیگر انقلاب اسلامی به اشاره او و به دست بابرکت او تأسیس شده است. امیدوارم بیش از گذشته او را بشناسیم، برای شناخت او باید بیش از اینها کار کرد. سال گذشته بهنام امام راحل نامگذاری شده بود؛ اما معنایش این نیست که فقط یک سال را برای شناخت ایشان قرار دهیم؛ بلکه باید از همهی قدرت و توانمان استفاده کنیم تا با او و اندیشه و روح بلند و ملکوتی او بیش از پیش آشنا شویم؛ بهویژه نوجوانان عزیز ما باید بیشتر در این جهت سرمایهگذاری کنند.
طلوعِ خمینیِ دوم
کسی که بهشایستگی و بهحق این راه نورانی را ادامه داد و باعث شد مردم عزیز ما با خمینی دومی روبهرو شدند، نائب برحق حجت ابن الحسن و جانشین شایستهی امام بزرگوار ما هستند. به قول یکی از اساتید گرانقدر ما، ایشان نسخهی دوم کتاب انقلاب در شجاعت، حماسه، فقاهت، زمانشناسی، غیرت دینی، جمال، ادب، اخلاق، قدرت رهبری و مدیریت هستند. مردم عزیز ما حضورِ امام را همچنان میبینند.
خداوند تبارک و تعالی را بابت همهی نعمتهایش شکرگزاریم. اگرچه از شکر عاجزیم، اما به زبانگفتنِ آن آسان است، حداقل باید به زبان بیاوریم.
امسال از طرف آقا سال مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) نامگذاری شد که کار بهحق و شایستهای بود.
قبل از هرچیز لازم میدانم از برادر بزرگوار و عزیز، جناب آقای مظفر، وزیر محترم آموزش و پرورش تشکر کنم که به عنوان وزیر بسیجی و ارزشی کابینه شناخته شده و زبانزد هستند. جلسهی امروز ما را صفا دادند و نکات خیلی خوبی را مطرح کردند. از برادر عزیز و بزرگوار جناب آقای دکتر میرباقری نیز تشکر میکنم که با سخنان کارشناسانه، جلسه را باصفا کردند.
نوجوان در آینهی سخن امیرمؤمنان
نوجوان عزیز ما در آینهی سخن علی (علیه السلام) خود را میبیند. بسیار دشوار است که کسی بخواهد در چند دقیقه، سیمای نورانی و پرامید و پرنشاط را در آینهی کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) ترسیم نماید، حداقل از بنده ساخته نیست و نیازمند فرصت بیشتری است. امیدواریم در آینده موفق شویم در این زمینه کارهای بهتری انجام دهیم.
برای پرداختن به این موضوع، بهجای گشتوگذار در خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه، مستقیم و بدون هیچ مقدمهای سراغ نامهی سیویکم نهجالبلاغه میرویم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) اواخر عمر مبارکشان که ظاهراً پس بازگشت از نبرد صفین بود، در مکانی به نام «حاضرین» این نامه را مرقوم فرمودند. امیر (علیه السلام) تمام دردها، رنجها و مصیبتها، فرازونشیبها، تلخیها و شیرینیها را پشت سر نظاره میکند و دست به قلم میگیرد و وصیت را مینویسد. اگرچه به ظاهر خطاب به فرزند عزیزشان امام حسن (علیه السلام) است، اما بهانهای برای گفتن و نوشتن است. علی (علیه السلام) یک عمر تجربهی خود را به صورت خلاصه در این نامه مینویسد. این سخن که گفتم گزاف نیست و کسانی که با این نامه آشنا هستند، میدانند چه میگویم.
بسیاری از ما باید متأسف باشیم که آنگونه که باید و شاید با این معارف گرانبها و گرانقدر، ارتباط و انس نداریم. باید بیش از این، سراغ نهجالبلاغه برویم.
عصارهی تجربیات انسان کامل به فرزندانش
نامهی سیویکم، عصارهی تجربههای یک پدر پیر است، همانگونه که امام در اول نامه میفرمایند: کسی سخن میگوید که از این دنیا میرود، وقتش تمام شده و به عمرش پشت کرده، و با فرزند عزیزش و با تمام فرزندان خود در طول تاریخ سخن میگوید.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این نامه به این مطلب اشاره فرموده که من وقتی درباره خویش اندیشیدم، دیدم تو بعضی از وجود منی: «وَجَدْتُكَ بَعْضى» دیدم تو پارهی جگر منی. دوباره اندیشیدم و دیدم تو همهی منی: «بَلْ وَجَدْتُكَ كُلّى». بنابراین نمیتوانستم به سرنوشت تو بیتوجه باشم؛ لذا این نامه را برای تو نوشتم.
رئوس مهم نامهی سیویکم
این نامه بسیار خواندنی و درخور اندیشه و برداشت برای زندگی است. یک دستورالعمل روشن در چهار حوزهی روابط اصلی انسانی است: رابطهی انسان با پروردگار، رابطهی انسان با خود، رابطهی انسان با دیگران، رابطهی انسان با دنیا. امیرالمؤمنین (علیه السلام) بسیار دقیق و جامع وارد شده و مطلب را خلاصه کرده است. یکی از کارهایی که مولا (علیه السلام) در نامهی مذکور، این است که ابتدا جوان و نوجوان را به خودش معرفی کرده است و میگوید تو که هستی و در این بازار آشفته، چه سرمایههایی داری.
ویژگیهای جوان در کلام امام علی (علیه السلام)
۱. سرشار از آرزو
«الْمُؤَمِّل» ویژگی اول است. دل تو انباشتهای از آرزوها است، آنقدر آرزوهای تو زیاد است که طبعاً به خیلی از آنها نخواهی رسید: «الْمُؤَمِّلِ ما لايُدْرَكُ». بسیار آرزو داری و این اولین ویژگیِ نوجوان است. چون نوجوان متعلق به فردا است، جوانهای است که فردا گل خواهد کرد، بنابراین نگاه او به فردا و آینده است. این یکی از ذخایر بسیار قیمتی و ارزشمند در اختیار یک جوان است.
۲. فارغالبال
انسان هرچه جلوتر رود، بیشتر مشغول میشود، و فکر و قلب او شلوغ میشود. اما مسئولیتها هنوز نوجوان را در بر نگرفته است، نوجوان هنوز برای خود فرصت دارد. فراغت، نعمت بسیار بزرگی است که نوجوان و جوان از آن بهرهمند هستند.
۳. انعطافپذیری
مطلب و ویژگی سوم، انعطاف است که نکتهی بسیار مهمی است. هنوز اندامهای شخصیتی او تثبیت و محکم نشده است، انعطاف دارد و میتواند تغییر کند؛ یعنی میتواند بهتر شود. کسی که میتواند تغییر کند، میتواند اشکالات خود را برطرف سازد. اگر نتواند تغییر کند، یعنی نمیتواند بهتر از این شود. انعطاف، سرمایهی بسیار بزرگی است. لذا فرمودند: ای فرزند عزیزم! من وقتی به سراغ تو آمدم که هنوز شخصیت تو کامل شکل نگرفته؛ یعنی هنوز انعطاف داری و فکر و ذهن تو کاملاً مشغول این دنیا و مسائل دنیایی نشده است. امام (علیه السلام) در اینجا یک قاعدهی کلی مطرح میکنند. نسخهها در اینجا فرق میکند، اما معنا یکسان است. فرمود قلب نوجوان مانند مزرعه مهیا و آماده است که هر بذری در آن ریخته شود، آن را میپذیرد. این سرمایهی بسیار بزرگی است.
اینکه میگویم اینها سرمایهی بزرگی است، برای کسانی که در سنّ ما هستند قابل درک است و میدانند فراغت، انعطاف، آرمانگرایی و آرزو داشتن یعنی چه. اینها را ما بهتر از نوجوانان عزیز درک میکنیم؛ چون مقدار زیادی از آنها را از دست دادهایم. سخت است که انسان در این سنین بهتر از این شود. بعد به خاطر میآورد که روزگاری چقدر سریع میتوانست خود را تغییر دهد. میخواهد توبه و استغفار کند، اما برای او مشکل است. امروز و فردا میکند و آنگونه که میخواهد نمیتواند. آنگاه به یاد نوجوانیاش میافتد که گاهی دست به آسمان برمیداشت، اشکی جاری میشد و احساس میکرد غرق در دریای لطف خداوند شده است. آنگاه متوجه میشود چه نعمتی را از دست داده است.
۴. نیت سالم
سرمایهی دیگر تو این است که نیت تو سالم است: «ذُو نِيَّة سَليمَة». هنوز یاد نگرفتید بدخواه دیگران باشید، هنوز در دام خطرناک نیفتادید. هنوز نفاق و دورویی به شخصیت تو راه پیدا نکرده و سرمایهی بسیار بزرگی داری. وقتی کمی بزرگتر شُدید، متوجه این صحبت خواهید شد. وقتی نفاق و ریا پیش میآید و انسان احساس میکند نمیتواند قلب خود را برای خدا خالص گرداند، وقتی میبیند از هر طرف انگیزههای مختلف به او هجوم آورده است، متوجه میشود «ذُو نِيَّة سَليمَة» چقدر قیمتی است. جوان و نوجوان نمیتواند بدخواه دیگران باشد؛ چراکه اقتضای جوانی و فطرت پاک، اینگونه است.
۵. درونِ پاک
«وَ نَفْس صافِيَة» بسیار زیبا است، هم نیتت سالم است و هم درونت صاف است. «وَ نَفْس صافِيَة» یعنی خداوند متعال آینهای بهنام دل در اختیار تمام بشر گذاشته است و خواسته در آن، خود و آیات خود را به انسان نشان دهد. امام (علیه السلام) میفرماید: این آینهی تو پاک است که میتواند تصویرهای ملکوت را بگیرد و دریافت کند. هنوز به جایی نرسیده که گردوغبار بگیرد و زنگ بخورد، اگر زنگ بخورد دیگر تصویرهای ملکوتی را نمیگیرد. گاهی انسان زمانهایی را به یاد میآورد که خوابهای خوب میدید، رؤیاهای صادقی داشت، نفس، میتوانست دریافتکنندهی صور غیب باشد، افاضات و عنایات و سیمای اولیا را بهتر میتوانست دریافت نماید، اما اکنون چه؟ قدر بدانید.
«وَ نَفْس صافِيَة»؛ این همانجایی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید خداوند تبارک و تعالی به جوانی که طراوات و زیبایی و جوانیِ خود را برای خدا و در راه خدا گذاشته است، افتخار و مباهات میکند. چنین چیزی بسیار باارزش است. جوان و نوجوان عزیز ما همسایهی ملکوت است، فقط کافی است اراده کند.
سالکان جوان
کشور عزیز ما روزگاری را پشت سر گذاشت که معروف به دوران دفاع مقدس است. در همین روزها سیصد شهید از آن روزگار و آن دوران به میان ما بازگشتند و برای جوانان عزیز ما و حتی برای بزرگترها و همه بسیار حرف دارند.
در آن زمان فرصتهای عجیبی پیدا شده بود. رهبر بافراست ما تعبیری دارند، فرمودند: در میان همین نوجوانان بسیجی و جبههای ما کسانی بود که هفده یا هجده سال بیشتر نداشتند، و در سن و سال شما بودند، اما راهی را رفتند که یک پیر عارف و سالک، هفتاد سال زحمت میکشد تا به آنجا برسد. من مکرر چهرههای منوّر و درخشان را دیدهام و به خاطر میآورم، بهخصوص دانشآموزانی را که همگی بچههای انجمن اسلامی بودند. سرمایهی بسیار بزرگی برای انجمن ما بودند، بیش از بیست هزار شهید! بسیار عجیب بودند؛ اینها تا کجا رفته و تا کجا سیر داده شده بودند! جوان چقدر ظرفیت دارد؟! کافی است در محیط مناسب قرار گیرد و این محیط مناسب در جبههها فراهم بود. در آن محیط فراهم، آنها چه حالات و مقاماتی داشتند! ولیّ خدا را میدیدند.
شب کربلای 5، شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود. یادم نیست فاطمیه اول یا دوم بود، اما ایام شهادت بود، اتفاقاً شب شهادت حضرت بود. دیدم یکی از این وارستهها و بهمقصدرسیدهها و عاشقان، در حالوهوای دیگری است و به قول بچهها نوربالا میزند و وضع خاصی دارد. از او پرسیدم چطوری؟ گفت: میبینی چه خبر است؟ در حالی که من هیچچیز نمیدیدم. فرشتهها و اولیای خدا و همهچیز را در آن لحظاتی که نزدیک بود به مقصد برسد، به او نشان داده بودند.
آنها بسیار پیش رفته بودند. آنقدر صاف، نورانی و روشن بودند که حتی یک لکه کوچک از معصیت در شخصیت آنها نبود، در حالی که خروارخروارِ آن برای برخی قابل فهم نیست، از شدت اخلاق رذیلهای که دارند.
اگر یک لکهی کوچک در روح آنان میافتاد، دوسه ساعت از اوایل شب تا سحر ضجه میزدند تا خود را پاک گردانند. بعضی از آنان طوری بودند که ما گمان میکردیم انسان بین آنها و فرشتگان اشتباه میکند. آن اوصاف قدسی و آسمانی و ملکوتی که شنیدهایم، در آنها متجلی بود. خداوند متعال با آنها چه کرد؟! جوان چنین ظرفیتی دارد.
۶. آماج تیر بلاها
نوجوانی سرمایهی بسیار خوبی است، فقط کافی است نوجوان در محیط مناسب قرار گیرد. حضرت این ویژگیها را یکییکی به عنوان سرمایه مطرح میکنند. سپس میفرمایند: تو در عین حال «غَرَضِ الأسْقامِ» هستی. با همهی این سرمایهها، آفات زیادی متوجه تو است.
امام (علیه السلام) در فراز بعدی تعبیر جالبی دارد و میفرماید: «وَ رَمِيَّةِ الْمَصائِبِ». تو آماج تیر بلا هستی. تیرها تو را نشانه گرفتهاند، مصیبتها به سوی تو تیراندازی میکنند. «رَمِيَّه» یعنی سیبل و نشانه. منظور از «رَمِيَّةِ الْمَصائِبِ» انواع و اقسام بیماریها است؛ بیماریهای اخلاقی و آفتها همه متوجه تو هستند. ممکن است آرزوها بهجای اینکه سرمایهی پیشرفت تو شوند، عامل تحقیر تو شوند. تیغ دولبه است؛ بهجای اینکه باعث پیشرفت تو شود، تو را زمینگیر کند. اگر آرزوها بعدها به تعلقات زمینی تبدیل شد، انعطافپذیری که سرمایهی بسیار بزرگی است، دشمن درجهیک تو میشود. چون همانطور که اولیای خدا دنبال تو هستند، شیاطین نیز دنبال تو هستند. زمین جوانی، وضعیت مساعدی برای بذرِ گل و بذرِ خار دارد؛ همه دنبال تو میگردند، هم اولیا و انبیا و فرشتهها، و هم شیاطین. هم ناریان و هم نوریان همه دنبال جوان هستند.
آفات جوانی، آفت بهارهاند
این آفات که امام (علیه السلام) با تعبیرهای مختلف بر آنها تأکید میکند، چرا متوجه جوان هستند؟ چون جوان بهار است و آفت بهاره، آفتی است که ریشهی همهچیز را میزند. در پاییز، آفتی به درخت میافتد، میوهها کمی ضربه میخورند و اندکی از شکل میافتند، ولی هنوز قابل استفاده هستند؛ اما امان از آفت بهاره! اگر در بهار آفت بزند، چون تازه در حال جوانهزدن هستند، دیگر هیچچیز از آن به بار نمیآید. اگر به جوان، آفت بخورد، خسارتش بسیار بزرگ است. آفتها متوجه جوان هستند؛ چون او سرد و گرم روزگار را نچشیده است و از نظر تجربه قوی نیست. عقل او قوی نیست، ممکن است آسیب ببیند.
راهکار مصون ماندن از آفت بهاره
اینهمه سرمایه را که در معرض شبیخون است، چطور میتوان حفظ کرد؟ امام (علیه السلام) در همین نامهی نورانی میفرمایند راهش این است که دست خود را در دست یک پیر واصل و مربی کامل بگذاری تا او بدون اینکه تو زحمت کشیده باشی، محصول تمام زحمات خود را در اختیار تو قرار دهد. آیا از این بهتر میشود؟ چه کسی بهتر از علی (علیه السلام)؟! اگر عقل ضعیف و کوچک ما به عقل بزرگ علی (علیه السلام) و حکم گرانمایهی علوی وصل شود، از آفتها بیمه خواهد شد.
نامهی سیویکم را حتماً بخوانید
برادران گرانقدر و خواهران بزرگوار سراغ نامهی سیویکم بروید. از تمامی فرزندان گرانقدرم خواهش میکنم در سال امیرالمؤمنین (علیه السلام)، نامهی سیویکم را در دستور کار خود قرار دهند؛ بخوانند، حفظ کنند. وقتی به این نامه میرسم، به وجد میآیم و نمیدانم از کجا باید گفت؛ نمیتوان وصفش کرد. فهرستی از این نامه در دوران جوانی تهیه کردهام، چنانچه مناسب باشد، برای شما خواهم فرستاد. روزگاری هم توضیحات و شرحهای کوتاه داشتهایم، در صورت امکان، دستهبندی و ارسال خواهد شد. اما شما منتظر اینها نباشید، سراغ نامهی سیویکم نهجالبلاغه بروید.
لازم بود به مناسبت سال امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این زمینه اشارهای داشته باشیم. اگرچه هدیهای کوتاه به همهی شما عزیزان است، اما بهترین هدیه است. امیدوارم شما بهخوبی دریافت کنید. همیشه و هرجا این مطالب بیان شده، بچهها از ما جلو زدهاند. رهبر در مناسبتی که چند نفر خدمت ایشان بودیم، فرمودند: گاهی برخی افراد، امامِ پیران و سالخوردهها میشوند؛ خوش به حال شما که با بچهها سروکار دارید.
[1]. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۸، ص۳۸.
[2]. فیض کاشانی، محجّة البیضاء، ج4، ص17.