مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

اشاره:

در مسير انقلاب اسلامي، همواره شاهد گروه‌بندي‌ها و جناح‌بندي‌هاي متفاوتي بوده‌ايم؛ به گونه‌اي كه در بسياري از مواقع، دشمن با هزينه‌هاي فراوان سعي در تشديد اين اختلافات بین آنها مي‌كرد تا با استفاده از صف‌بندي‌هاي موجود،  بتواند بين نيروهاي اصيل انقلابي اختلاف ايجاد كرده و براي رسيدن به اهداف شوم خود، مسير را هموار كند. رهبر حكيم و فرزانه انقلاب كه همانند امام (ره) و همچون سال‌هاي گذشته، اهتمام جدي‌اي براي حفظ مرزهاي اعتقادي – سياسي ميان نيروهاي خودي با غيرخودي داشته و بر رعايت اين مرزبندي تأكيد كرده‌اند، ايده‌اي را مطرح فرمودند كه مطرح شدن آن، بازتاب‌ها و واکنش‌هاي فراوان به دنبال داشت و موج فرهنگي‌اي آفريد و خط بطلاني بر تمام تلاش­هاي دشمنان كشيد. «خودي» در تعريف مقام معظم رهبري آن است که دلش براي اسلام مي‏تپد؛ دلش براي انقلاب مي‏تپد؛ به امام ارادت دارد؛ براي مردم به صورت حقيقي – نه ادّعايي – احترام قائل است.[1]

واژه شناسی

«خودي‏» در لغت، معادل «آشنا» و «غيرخودي‏» نيز معادل «غريبه‏»، «بيگانه‏» و «ناآشنا» است. در اصطلاح نيز براي تعريف افراد و گروه‏ها به «خودي‏» و «غيرخودي‏»، ملاکي غير از «آشنا» و «ناآشنا» بودن دخيل است. همين موضوع از سويي، موجب گرديده تا بسياري از «آشنايان‏» به دليل دارا نبودن آن مميّزه‏ها، شايستگي اتصاف به «خودي‏» را از دست‏ بدهند و در صف «غيرخودي‏ها» قرار گيرند. از سوي ديگر، سبب گشته است تا بسياري از «نا آشنايان‏» به لحاظ برخورداري از آن‏شاخص‏ها، از زمرة «غيرخودي‏ها» خارج و در شمار «خودي‏ها» درآيند.[2]

براي كلمه «خودی» تعاريف مختلفي ارائه شده است:

  1. برخي همه انسان‌ها را خودي مي‌دانند.
  2. برخي هر كسي ايراني باشد را خودي مي‌شمرند.
  3. برخي هر كس كه قانون اساسي را بپذيرد، خودي مي‌دانند.
  4. برخي گفته‌اند هر مسلماني خودي است.
  5. بعضي‌ها هر كسي كه شيعه است را در دايره خودي‌ها مي‌آورند.

اما مناسبت‏ترين تعريف اين است كه خودي كسي است كه به اسلام اصيل، ولايت فقيه، انديشه‏هاي امام خميني(ره)، رهبري نظام و تبرّي و مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب، التزام قلبي و عملي داشته باشد. بنابراين تعريف، كسي كه هر يك از شرايط ياد شده را نداشته باشد، غير خودي است.

مقام معظم رهبري غير خودي‌ها را اين‌گونه تعريف مي‌كنند: «غير خودي کسي است که دستورش را از بيگانه مي‏گيرد؛ دلش براي بيگانه مي‏تپد؛ دلش براي برگشتن آمريکا مي‏تپد؛ غير خودي آن کسي است که از اوايل انقلاب در فکر ايجاد رابطه دوستانه با آمريکا بود. به امام اهانت مي‏کرد؛ اما براي آمريکا اظهار علاقه مي‏نمود. کسي به امام اهانت مي‏کرد، ناراحت نمي‏شد؛ اما اگر کسي به دشمنان بيرون از مرز يا همدستان آنها اهانت مي‏کرد، ناراحت مي‏شد؛ اينها غريبه‏اند. اسمشان چيست؟ هرچه باشد.»[3]

نبايد محدوده خودي را آن قدر گسترده و وسيع بگيريم كه دشمنان در دايره خودي‏ها قرار گيرند و نبايد دايره آن را آن قدر تنگ كنيم كه خودهاي ضعيف را از آن خارج كنيم.[4]

برخورداري اشخاص و گروه‏ها از ايماني درست و اتخاذ شيوه‏اي مناسب با آرمان‏هاي وحياني که همراه با ولايت‏مداري باشد، سبب «خودي‏» بودن آنان و به وجود آمدن مرزي بين آنان با کساني خواهد شد که در زمره «غيرخودي‏ها» قرار دارند. در اين‏باره، خداي متعال به صورت استفهام انکاري مي‏فرمايد: «آيا کساني را که به اسلام گرويده و کارهاي شايسته کرده‏اند، چون مفسدان در زمين مي‏گردانيم يا پرهيزگاران را چون پليدان قرار مي‏دهيم؟»[5]. بر اين اساس، آنچه سبب مي‏شود تا انسان‏ها به «خودي‏» و «غيرخودي‏» تقسيم گردند، مسائلي از قبيل نژاد، مليت و آب و خاک نمي‏باشد، بلکه دين‏مداري همراه با ولايت‏پذيري در شکل صحيح آن، ملاک خودي و فقدان اين ملاک، نشانه غيرخودي است.[6]

ريشه خودي و غير خودي در اسلام

زماني كه رهبر انقلاب اين دسته‌بندي را مطرح فرمودند، برخي بهانه­جويي كرده و ادعا مي‌كردند كه اين مسأله ديني نيست و صرفاً تقسيم‌بندي سياسي است؛ اما با مراجعه به منابع اصيل اسلامي خلاف ادعاهاي اينان را در خواهيم يافت؛ چرا كه بحث خودي و غيرخودي، ريشه در عقل و شرع دارد و بر قرآن، روايات، عقل، سيره عقلا و فطرت متكي است.

خودي و غير خودي در قرآن

در قرآن كريم، آيات فراواني وارد شده كه پيامبران و طرف­داران آنها را از مخالفان جدا كرده و مرز مشخص ميان آنان قرار داده است. قرآن كريم مي‏فرمايد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَاْلُونَكُمْ خَبالاً»[7]؛ اي كساني كه ايمان آورده­ايد! از غير خود، كسي را به دوستي نگيريد كه آنها از هر گونه شر و فسادي درباره شما كوتاهي نمي‏كنند. همچنين مي‏فرمايد: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»[8]؛ محمد (صلّی الله علیه و آله) فرستاده خدا است و كساني كه با او مي‏باشند، بر كافران سخت دل و با يكديگر مهربانند».

از اين آيات مي‌توان از استفاده كرد كه اعتقاد به خودي و غير خودي از ضروريات مسلم همه اديان است.

خودي و غير خودي در روايات

در سنت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و ائمه معصومين‏ عليهم السلام نیز اين تقسيم‌بندي وجود دارد. پيامبر صلّی الله علیه و آله و يارانش، خودي و سران مشركان و كفار و پيروان آنها غير خودي محسوب مي­شدند. در دوران اهل بيت عليهم السلام نيز مرز بين خودي و غيرخودي به جدي‌ترين شكل وجود داشت. زندان‌ها، تبعيدها، آوارگي‌ها، اسارت‏ها و شهادت‏ها گوياي مرز خودي و غيرخودي بود. در كربلا خط اصيل خودي و غيرخودي مشخص شد و مظهر تمام عيار مرز خودي و غيرخودي شيعيان با مسلمانان ديگر بود.

در زمان ائمه عليهم السلام شيعيان از خودي و غيرخودي با كلمه «نحن» و «هؤلاء» نام مي‏بردند. در زيارت جامعه كبيره نيز مضامين فراواني از قبيل «فمعكم معكم لا مع غيركم» وجود دارد كه تقسيم خودي و غيرخودي از آنها استفاده مي‏شود.

امام سجاد علیه السلام فرمود: «مَن رَغِبَ عَنّا لَيسَ مِنّا وَ مَن لَم يَكُن مَعَنا فَلَيسَ مِنَ الاِسلامِ في شَيءٍ»[9]؛ كسي كه از ما روي گردان باشد، از ما نيست و كسي كه با ما نباشد، بهره­اي از اسلام ندارد.

تاكيد عقل بر مرزبندي

عقل همواره به جدايي سره از ناسره، دوست از دشمن، حق از باطل و صالح از ناصالح حكم مي‏كند. از ديدگاه عقل، دفع ضرر محتمل واجب است و مخلوط شدن دوست و دشمن، مي‏تواند خطرناك باشد و موجوديت دوستان را به شدت تهديد كند. از اين رو، عقل حكم مي‏كند كه دوستان خود را از دشمنان و وابستگان آنها جدا كنيم تا بتوانيم منافع و مصالح خود را حفظ كرده، خويشتن را از ضربه‏هاي دشمن در امان داريم.[10]

شاخصه­های جبهه خودی

اگر بخواهيم با توجه به تعريف مطرح شده مقام معظم رهبري مباني جبهه خودي را برشماريم، بايد گفت اين تفكر بر شش اصل بنا شده است  و هر كس اين اصول را قبول داشته و از آنها تبعيت كند، جزء اين جبهه خواهد بود؛ حال در هر جايگاه و مسئوليتي كه باشد.  با اين اوصاف، شاخصة تفكر خودي­ها عبارتند از:

1- التزام عملي به اسلام:  التزام عملي به اسلام و آموزه‌هاي آن از مهم­ترین و  اصلي‌ترين شاخصه­های جريان خودي می­باشد؛ بنابر تأكيد رهبر انقلاب «…همه كساني كه در صحنه سياسي كشور حضور دارند، به ارزش‌ها و پايه‌هاي اساسي اين انقلاب اعتماد كنند. بدانيد آن چيزي كه مي‌تواند اين كشور را نجات بدهد، همان چيزهايي است كه همه در اسلام مندرج است و اسلام است كه مي‌تواند…».[11]

به اعتقاد مقام معظم رهبري «نظام اسلامي به ايمان اين خيل عظيم مردم متكي است. ممكن است از لحاظ سياسي، يك عده از مردم به يك جناح، يك عده هم به يك جناح ديگر معتقد باشند، اما به اسلام معتقدند. خيال نكنند آن روزي كه آن جناح در انتخابات برنده مي‌شود، طور ديگري است! نه؛ اينها مذاق‌ها و مسلك‌هاي سياسي و تشخيص‌هاي سياسي است. اعتقاد به اسلام متعلق به اين مردم است. مردم آن كسي را انتخاب مي‌كنند… كه معتقدند براساس ارزش‌هاي اسلامي مي‌خواهد اين مملكت را از فقر و تبعيض و بي‌عدالتي و بقيه ضعف‌هايي كه دارد، نجات بدهد. مردم دنبال اسلامند.»[12]

2- پيروي از خط امام: پيروي از خط امام، یکی از محورهای مهم و خط فاصل دو جبهه و غير خودي است. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي «آنچه كه امروز متن جامعه ماست، همان خط و راه امام است. آنچه كه ما آن را به صلاح دين و دنياي خودمان مي‌دانيم، همان چيزي است كه با انگشت اشاره امام در مقابل ما باز شد و قدم در آن گذاشتيم… و در آن حركت كرديم و باز هم تا جان در بدن داريم، آن راه را ادامه خواهيم داد… خط جمهوري اسلامي اين است. غير از اين، ما راهي نداريم؛ غير از اين ما راه نجاتي نمي‌شناسيم؛ غير از اين، هيچ تكليف شرعي بر دوش خودمان احساس نمي‌كنيم. تكليف شرعي ما اين است.»[13]

3- عمل به قانون:  قانون‌گرايي و التزام به قانون اساسي كه بسيار مستحكم و مترّقي است، خط جدايي بين جريان خودي با غيرخودي است. به تعبير مقام مظم رهبری «قانون اساسي ما يك قانون مترّقي، بسيار مستحكم و بسيار هوشمندانه نوشته شده است. براساس اين قانون، همه چيز در جاي خود قرار دارد و قرار گرفته است. توصيه من به همه… رعايت قانون است. اگر ما قانون را رعايت بكنيم، دشمن نمي‌تواند به طمع‌ورزي خود ادامه دهد.»[14]

4- دشمن شناسي: یکی از مسائل بسیار مهم که بارها از سوی رهبر انقلاب مورد تأکيد قرار گرفته، بحث «دشمن‌شناسي» است. معظم له با تعريف شاخصه‌هاي دشمن خاطر نشان مي‌كنند «… دشمن كيست؟ هر كسي كه با حاكميت نظام مستقل مردمي ديني مخالف است، دشمن است. طمع ورزان، غارتگران، سودجويان، زراندوزان، زورگويان، وابستگان، مايلين به فساد و كساني كه از حاكميت فرهنگ ديني زيان شخصي ببينند، دشمن‌اند.»[15] و با توجه به خطر نفوذ دشمن در بدنه نظام و تلاش آنان جهت استحاله نظام و انقلاب، دشمن‌شناسي را يكي از ضروری­ترین  تلاش­های جريان خودي اعلام و می­فرمایند: «… آنچه كه امروز بر دوش همه مردم است … اين است كه تشخيص بدهند و بدانند كه اين نظام اسلامي، هم­چنان از آغاز ولايت خود با سرسخت‌ترين و وحشي‌ترين دشمنان مواجه بود. در ادامة كار هم با همان دشمنان روبه‌روست. مسئولان كشور… هيچ حرف و عملي از آن‌ها صادر نشود كه گرايش به اين دشمن قدّار را نشان بدهد. هشيار باشند… دشمن بيدار است، شما هم بايد بيدار باشيد!»[16]

ایشان هشياري در برابر دشمنان را از شاخصه‌هاي نيروهاي خودي و معتقد به نظام و انقلاب دانسته و مي‌فرمايند: «امروز اگرچه ما همه مردم را به دقت و هوشياري در مقابل توطئه‌هاي پيچيده‌ دشمن توصيه مي‌كنيم، اما آن كساني را كه با مسئوليت‌هاي گوناگون سر و كار دارند بيشتر توصيه مي‌كنيم؛ چون امروز دشمن با ملاحظه شوكت و اقتدار روزافزون جمهوري اسلامي، آهنگ حملات خود را نسبت به اين نظام، پرشتاب و تندتر كرده است… دشمن هنوز توطئه مي‌كند و تا مدت‌ها توطئه خواهد كرد. ما بايد بيدار باشيم و همچنان كه دشمن روش‌هاي دشمني خود را تغيير مي‌دهد، هوشياري‌هاي خودمان را زياد كنيم.»[17]

5– تهديد شناسي: يكي ديگر از شاخصه‌هاي جريان خودي در دیدگاه مقام معظم رهبری «تهديد شناسي» می باشد. جريان خودي بايد همان‌گونه كه دشمن را می­شناسد و به وجود آن باور پيدا كرده، تهديد‌ها را هم بشناسد و جهت خنثي‌سازي اين تهديدها تمام تلاش خود را به كار گيرد. رهبر انقلاب در اين مورد مي‌فرمايند: «تهديدهايي هم هست؛ اين تهديدها را بايد شناخت. اينكه من اصرار دارم در همه گفته‌ها و اظهارات، چه در خطاب به نسل جوان، چه در خطاب به عموم ملت، تهديدهاي متوجه به كشور و ملت و به خصوص نسل جوان را تذكر بدهم، به اين خاطر است كه اهميت اين تهديدها خيلي زياد است … به سهم خودتان در مقابله با اين تهديدها كوشا باشيد!»[18] ايشان با تبيين اين موضوع كه تهديدهاي آينده ما عبارت از تهديدهاي خارجي و داخلي مي‌باشند، در بيان مؤلفه‌ها و مفاهيم تهديد در نظام جمهوري اسلامي خاطرنشان مي‌کنند: «هر چيزي كه به سلامت و ايمان و عزم و نشاط لطمه بزند و كار و كوشش و تحصيل جوانان را معوّق بگذارد، تهديد است. سرگرم شدن به مناقشات اجتماعي بيهوده، تهديد است؛ درگيري‌هاي داخلي تهديد است؛ بي‌اعتمادي به نظام و مسئولان تهديد است؛ البته غفلت مسئولان هم تهديد است؛ برنامه‌ريزي دشمن بيروني هم تهديد است. يك ملت بيدار، يك ملت آگاه، يك ملت زنده، يك ملت جوان، يك ملت انقلابي مثل ملت ما، بايد همة اين تهديدها را از سر راه خودش بردارد. »[19]

6- تعيين مرزهاي دوستي و دشمني: یکی دیگر از شاخصه­های این جریان، تعيين مرزهاي دوستي و دشمني و حبّ و بغض الهي با دوستان و دشمنان است؛ چنان­که می­فرمایند: «گاهي اتفاق افتاده كه راديوهاي بيگانه به مناسبتي از مسئولان بلند پايه‌ كشور و مديران سطح بالا، از شخص‌شان، از مجموعه‌شان، از جناح‌شان، از حزب‌شان، تمجيد و تعريف و طرفداري كرده‌اند؛ من به آنها گفته‌ام كه شما كاري كنيد كه با آنها اشتباه نشويد؛ يعني فاصله خودتان را با آنها صريحاً روشن كنيد. اگر اين كار انجام بگيرد، آنها به هدف خود نمي‌رسند و توطئه‌هاي آن‌ها خنثي خواهد شد… وقتي در خصوص مسأله‌اي بين دو جناح و دو گروه فكري در جامعه‌ ما اختلاف وجود دارد … آنها يك طرف را مورد حمايت قرار مي‌دهند و يك طرف ديگر را مي‌كوبند؛ راه خنثي كردن توطئه آنها اين است كه آن طرفي كه مورد حمايت آنها قرار گرفته، صريحاً و علناً از آنها برائت بجويد. اگر اين كار را بكنند، دشمن به هدف خود … نمي‌رسد، اگر اين كار نشد، دشمن به هدف خود اميدوار مي‌شود.»[20]

معظم له در همين راستا جريان‌هاي خودي را مورد خطاب قرار داده و تأكيد مي‌كنند: «حرف من خطاب به جناح‌ها اين است: «برادران عزيز! خويشاوندان! بياييد مرزهاي جديد و نويي را تعريف كنيد… اين دو جناحي كه در داخل نظام قرار دارند، مرزهاي جديدي را تعريف كنند. اولاً مرز بين خودشان را كمرنگ كنند و قدري بيشتر با هم گرم بگيرند؛ ثانياً مرزشان را با آن بيگانه‌ها آشكارتر و واضح‌تر كنند!»[21]

با توجه به موارد فوق مشخص می­شود که بخش قابل توجهي از كشور ما را اين گروه، یعنی خودی­ها تشكيل مي‏دهند كه در صورت لزوم مي‏توانند اوضاع نامطلوب را عوض كنند. در ديدگاه مقام معظم رهبري عموم مردم و آحاد ملت همه خودي‌اند، اما جريانات سياسي مي­توانند به دو جبهه تقسيم شوند و به اين ترتيب هم جريان خودي داريم و هم جريان غيرخودي.[22] و كساني كه مخالف اين اصول هستند، جزء جبهه غير خودي هستند و مي­توان گفت اصول و مباني غير خودي‏ها عبارتند از: 1. بي­اعتنايي به اسلام  2. ضديت با انديشه‏هاي امام خميني (ره)  3. ولايت گريزي  4. مخالفت با انقلاب و نظام اصيل اسلامي  5. پيروي از فرهنگ غرب  6. حبّ و بغض غير الهي.

[1] . خطبه‏هاى نماز جمعه‏ تهران به امامت مقام معظم رهبرى ‏(8/5/1387)

[2] . واژه‏شناسى، ديدار آشنا، مرداد 1380، شماره 14

[3] . خطبه‏هاى نماز جمعه تهران به امامت مقام معظم رهبرى‏(8/5/1387).

[4]. خودي و غير خودي، محمد رضا اكبري، پيام عترت، 1378،ص 32.

[5] . ص/ 28.

[6] . واژه‏شناسى، ديدار آشنا، مرداد 1380، شماره 14.

[7] . آل عمران/ 118.

[8] . فتح/29.

[9] . بحار الأنوار، علامه مجلسى، مؤسسة الوفاء بيروت ، لبنان، 1404 ه ق، ج 23 ص 313.

[10] . خودي و غير خودي، 42.

[11] . خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 23/2/1379

[12] . همان

[13]. در جمع مسئولان وزارت خارجه و سفرا و كارداران جمهوري اسلامي، 1/5/1369

[14] . در اجتماع مردم قم، 14/7/1379

[15]. در ديدار با جمع كثيري از مردم قم، 19/10/1379

[16] . همان

[17] . خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 26/12/1379

[18] .  در اجتماع جوانان در مصلاي تهران، 1/2/1379

[19] .همان

[20] . خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 26/12/1379

[21] . خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 23/2/1379

[22] .  خطبه‏هاى نماز جمعه‏ تهران 8/5/1387

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی