
مصاحبه با حجت الاسلام کاظمی
در پايان جلسۀ دوم مصاحبه، فرموديد كه در اين جلسه به توصيههاي مشاورهاي كه يكي از مهمترين بحث اصول و فنون است، ميپردازيم. اگر ميشود با مقدمه و اشارهاي وارد بحث شويم.
با تشكر كه با سؤالهاي ابتدايي خوب، بحثها را به هم ربط ميدهيد و از خوب جايي شروع ميكنيد.
بله؛ به دنبال بيان اصول، راهكارها و فنون ايجاد ارتباطات مشاورهاي و تنظيم ترتيب مصاحبه با مُراجع، نوبت به تشريح اصول توصيههاي مشاورهاي ميرسد.
مشاور پس از مصاحبه، به ناچار بايد انتظار مراجع خود را با ارایۀ توصيههاي راهبردي و راهكاري سودمند، برآورده سازد. اين امر مستلزم شناخت نسبتاً كامل مشاور نسبت به اصول توصيهها ميباشد.
به هر ميزان كه آگاهي و تجربۀ مشاور نسبت به اين مهم زيادتر باشد، توصيههاي سودمندتر و تحول برانگيزتري ارایه ميشود.
منظور شما از توصيۀ مشاورهای چيست؟
منظور از توصيه، آن دسته از راهكارهاي اصلاحي و يا درماني است كه توسط مشاور، متناسب با ساختار و ماهيت مسأله، مشكل و يا نابهنجاري، به منظور كمك به مراجع در جهت حل مشكل، رفع نابهنجاري و يا درمان اختلال، ارایه ميگردد.
به اصول توصيۀ مشاورهاي اشاره کردید؛ منظور از این اصول چیست؟
منظور از اصول در مقام توصيههاي مشاورهاي، آن گروه از ضوابطي است كه مشاوره قبل از ارایۀ توصيه و يا در مقام آن، لازم است نسبت به آنها اطلاع كافي و وافي داشته، در بهكارگيري آنها از مهارت لازم برخوردار باشد.
برخي از اين اصول عبارتند از:
- آمادگي مشاور؛ 2. آمادگي مراجع؛ 3. مساعدت شرايط؛ 4. اصول علمي-تجربي؛ 5. ارزشها و باورها؛ 6. اصول تربيتي و روانشناختي.
مراد از آمادگي مشاور چيست؟
اصل بر اين است كه مشاور از جهت علمي و تجربي، آمادگي لازم را براي ارایۀ توصيهها دارد. با اين وجود، گاهي ممكن است شرايط جسماني همچون بيماري و خواب آلودگي و يا شرایط رواني مثل از دست دادن عزيزي، مانع از بهرهبرداري وي از علوم و تجارب كاربردي خود در راستاي ارایۀ توصيههاي مشاورهاي شود؛ در این صورت، مشاوره را به تأخير بيندازد و قبل از فراهم آمدن زمان و شرايط مساعد، به مشاوره اقدام نورزد.
اصول مربوط به آمادگي مشاور چیست؟
اين اصول آمادگي عبارتند از:
- آراستگي ظاهري: تا در منظر مراجع ناخوشايند نيايد؛
- آرامش رواني: که نقش بسيار بارزي در اعتماد مراجع نبست به مشاور دارد؛
- رعايت تشريفات: (نظير ورود و خروج مناسب، گزينش كلمات و عبارات موزون و متناسب، همچنين حركات و رفتارهاي متوازن) از جمله اصولي است كه مشاور بايد هنگام ارایۀ توصيه به آنها توجه داشته باشد؛
- سرزندگي: شادابي و سرزندگي از جمله ويژگيهاي خلقي و رفتاري است كه مشاور بايد از خود به نمايش بگذارد.
- حلمورزي: چون اگر صبر، طاقت و حوصلۀ کافی در مشاوره نباشد، مراجع گفتنيها را نمیگويد و يا مشاوره را ترك میكند و ميگويد خود مشاور به مشاوره نياز دارد.
مراد از آمادگي مراجع چيست؟
همانگونه كه آمادگي مشاور براي ارایۀ توصيهها لازم است، از آمادگي مراجع براي دريافت توصيهها نیز بايد مطمئن بود؛ بدين ترتيب، چنانچه مراجع دچار مشكل جسماني و يا هر مشكل جانبي ديگري باشد، آمادگي شنيدن و دريافت توصيهها را ندارد و ارایۀ توصيه به او تأثير چنداني نميبخشد.
لطفاً برخي از اصول آمادگي مراجع را برای خوانندگان تشریح کنید.
- اعتماد به نفس: مراجع به هنگام مراجعه به مشاور، بايد از اعتماد به نفس كافي برخوردار باشد؛ در غير اين صورت، مشاور بايد خلأ ناشي از پايين بودن اعتماد به نفس مراجع را با صبر و حوصلة تمام و تدبير كامل جبران كند.
- مصمم بودن: مراجع بايد به مشاوره گرفتن مصمم باشد و با اراده و آگاهي خود، مشاور و مشاوره را برگزيند. در شرايط ويژه و استثنايي، اين وظيفه و مسؤوليت بر دوش همراهان و يا شخص مشاور قرار ميگيرد، كه بايد به ساماندهي روان و رفتار مراجع به نحو شايسته بپردازد.
- حوصله: اگر مراجع داراي حوصله نباشد، تفهيم و تفاهم بهطور شايسته انجام نميپذيرد و راهكار مناسب ارایه نميشود. پس لازم است مشاور، مراجع را به صبر و حوصله دعوت كند تا نتايج مطلوب حاصل گردد.
- بيتكلفي: تكلف مراجع هر چند نسب به امور جزئي باشد، ميتواند مشكلاتي را براي او و دستاندركاران مشاوره پديد آورد. پس لازم است مشاور را قبل از مشاوره در جريان بگذارد، تا از بروز هرگونه زحمتي براي خود يا مشاور و يا مركز مشاوره جلوگيري به عمل آورد.
- پذيرندگي: گاهي مراجع فكر ميكند كه مشاور از عهدة رفع و حل مشكل او بر نخواهد آمد. در چنين حالتي، ساماندهي اين وضعيت بر عهدۀ مشاور است، كه تا امكان دارد نظر مراجع را به خود جلب نمايد. در غير اين صورت، لازم است مراجع به مشاور ديگري ارجاع داده شود.
برگرديم به اول بحث، كه گفتيد: اصول توصيههاي مشاورهاي عبارتند از: آمادگي مشاور، آمادگي مراجع و مساعدت شرايط. بايد چه شرايط و عواملي را برای توصيه مشاورهاي در نظر گرفت؟
- ايمني محيط؛ 2. جذابيت جلسه؛ 3. مصونيت از پيامدهاي نامطلوب؛ 4. صميميت و صفا.
گفتید که يكي ديگر از اصول توصيه مشاورهاي، ملاحظۀ اصول علمي- تجربي است، اگر ميشود به اين مطلب هم بپردازيد.
- رابطه با حل مشكل: مشاور بداند چه رابطۀ علمي و منطقيای بين توصيههاي او و رفع حل مشكل مراجع وجود دارد.
- رابطه با عامل مشكل: مشاور حتي بايد ميزان و چگونگي اين رابطه را قبلا كشف كرده باشد، وگرنه نميتواند و نبايد سهلانگارانه توصيهاي ارایه دهد.
- اقدام آزمايشي: ممكن است مشاور از تسلط علمی كافي برخوردار باشد، اما از كاربرد آن در مورد مشكل مراجع به دليل بروز شرايط ويژۀ غير قابل پيشبيني مطلع نباشد. مشاور در اين صورت سعي ميكند با كنترل شرايط و اوضاع، توصيهاي را بهطور آزمايشي به مراجع ارایه دهد و منتظر پاسخ آن بماند، تا به مجرد دريافت پاسخ، اقدامات مناسب و لازم را به جاي آورد.
- توصيه كجا؟
- توصيه چگونه؟
- توصيه چقدر؟
- خاصيت توصيه؟
- به توجيهپذيري توجه داشته باشد.
همچنانكه يك پزشك لازم است نسبت به خاصيت درماني داروها به میزان متفاوت، در شرايط و اوضاع مختلف واقف باشد و سپس به توصيهها دارويي بپردازد، يك مشاور نيز بايد از خاصيت توصيههاي مشاورهاي و ميزان اثرگذاري آن آگاه باشد. بنابراین، چنانچه مراجع نسبت به رابطۀ مزبور آگاهي يابد، با اطمينان بيشتري به توصيهها عمل خواهد كرد.
در اصول توصيههاي مشاورهاي، گفتيد که ملاحظۀ ارزشها و باورها؛ لطفاً در باره اين مطلب توضيح دهيد.
ارزشها و باورهاي هر شخص، در ذهن و روان او رسوخ كرده و جزء سازمان شناختي او شده است.
از اين رو، مشاور لازم است ملاحظۀ جدي را در برخورد مناسب با ارزشها، عادتها، آداب و رسوم، و باورهاي مراجع به كار بندد. در اين صورت، چنانچه مشكل مراجع با ارزشهاي مورد پذيرش او ارتباطي پيدا نميكند، مشاور نبايد آنها را در فرايند درمان و يا رفع مشكل دخالت دهد.
اما اگر مشاور تشخيص دهد كه برخي از اين باورها باعث چالش و مشكل شده است، بايد با ظرافت كامل و مراعات جوانب، مراجع را با اين پديدۀ چالش برانگيز و مشكلزا آشنا كند و راه اصلاح را پيشنهاد دهد و به كمك مراجع، به اصلاح و تغيير و سازماندهي ارزشها و باورهاي او بپردازد.
در آخرين مورد اصول توصيۀ مشاورهاي، فرموديد كه اصول تربيتي و روان شناختي است، اين اصل را تشریح میکنید؟
از جمله اصولي كه ضروري است و باید به آن توجه داشت، همين اصل تربيتي و روانشناختي است، که به دلیل اهميت موضوع، آن را مفصلتر شرح میدهم؛
- بيان تأثيرگذار (بايد به نكاتي كه عرض ميكنم، توجه داشت):
الف. دلپذير و جذاب باشد، نه ملالآور و خسته كننده؛
ب. رسا و گويا باشد، نه مبهم و نارسا؛
ج. برانگيزاننده و مشفقانه باشد، نه گزنده و طلبكارانه؛
د. برخاسته از احساس دروني مشاور باشد، نه تقليدي و جانبدارانه؛
- روان تأثيرپذير (مراجع در دريافت توصيهها، بايد به لوازم زير پايبند و متعهد باشد):
الف. شنواي خوبي براي توصيههاي مشاور باشد؛
ب. با احساس، اراده، ميل و رغبت به توصيهها گوش فرا دهد؛
ج. توجه خود را بر جلسۀ مشاوره متمركز سازد؛
د. در انجام توصيهها مصمم باشد.
- سازگاري در انديشه و رفتار:
يعني اينكه خود مشاور مبتلاي به آن نباشد، مثل زماني كه فردی خدمت پيامبر9 آمد و عرض كرد که به فرزندم بفرمایيد خرما كمتر بخورد. حضرت فرمودند: فردا بياييد. فردا که آمدند، حضرت فرمودند: خرما کمتر بخور. علت تأخير پيامبر9 اين بود كه آن روز حضرت خرما خورده بودند. فرمودند: رطب خورده كي میتواند ترك رطب دهد. مشاوري كه دچار وسواس است، نميتواند درمان وسواس داشته باشد.
اگر مراجع هر گونه مغايرتي را در انديشه و رفتار مشاور نسبت به توصيهها و يا مفاد توصيههاي مشاور شاهد باشد و يا حتي احساس كند، دچار ترديد و تزلزل در عمل به توصيهها ميگردد.
- تدريج:
مشاور و مراجع هر دو بايد توجه داشته باشند كه اصل تدريج، ارزشمندترين اصول اصلاح و تربيت به شمار ميرود. البته رعايت اين اصل مفهومش اين نسیت كه حتما چند جلسه بايد برگزار گردد، بلكه ممكن است حتي در يك جلسه توصيه و يا توصيههاي مشاورهاي را به تدريج القا كند.
- سازگاري با شأن مراجع:
توصيهها نبايد موجب خدشهدار شدن شأني كه مراجع برای خود و یا ديگران براي او قایل هستند، بشود؛ مثلاً براي مراجع دبيرستاني، با ادبيات كودكانه صحبت كردن و يا با مراجع جدي، با شوخي و خنده مشاوره دادن و… .
- تناسب با توان مراجع:
مراد از توان مراجع، جنبههاي رواني، جسماني، اقتصادي، زماني و… است. اگر متناسب نباشد، مراجع نميتواند انجام دهد؛ يا از مشاوره ميگريزد و يا دچار نااميدي و ضعف اعتماد به نفس ميشود.
- اصل همراهي:
مشاور، با صِرف توصيه دادن در برخي از مشاورهها، نبايد وظيفۀ خود را تمام شده حساب كند، چرا كه همراهي مشاور در برخي از موارد نابهنجاري و مشكل، موجب اميدواري مراجع و اعتماد به نفس وي ميگردد.
- اصل نظارت:
در روانشناسي تربيتي، اصل نظارت بر روند تربيت، خواه نسبت به كار مربي و خواه نسبت به نقشپذيري متربي، به اندازۀ خود تربيت، برجسته و مهم ارزيابي شده است.
نظارت و برنامهريزي، به مشاور فرصت ميدهد تا نسبت به بهبودي وضعيت مراجع بیشتر دقت و اهتمام ورزد و احياناً كمبودها و نواقص مشاورهاي را بهتر و سريعتر جبران كند. و يا اين كه امر درمان را تسريع بخشد.
با تشكر از توضيح كامل شما، چه الگوهايي را براي توصيه ميتوان در نظر داشت؟
الگوهايي از توصيه را ميتوان در نظر گرفت كه هر يك به حسب مورد و بسته به موقعيتها و شرايط جاري، قابل ارایه باشد.
توصيهها بايد: اولاً، پاسخگوي نياز مراجع باشد؛ ثانياً، متناسب با وضعيت، روحيه و خلق و خوي مراجع تنظيم و ارایه گردد؛ و ثالثاً، مصلحت مراجع را در نظر داشته باشد.
در اين اصول بايد توجه شود كه انتخاب الگوي توصيهاي كه عرض ميكنم، از نقش تعيين كنندهاي برخوردار ميباشند.
يكي از الگوهاي توصيه، ارشادي است:
مشاور در چارچوب اصل ارشاد، توصيۀ مشاورهاي را ارایه ميدهد.
اين الگو در چه مواردي صورت ميپذيرد؟
توصيه از نوع ارشادي، معمولاً در مواردي صورت ميپذيرد كه مراجع از جهت توانمندي و استعداد براي انجام يك كار، مشكلي ندارد و نسبت به ارزش و اهميت آن غافل نیست، بلكه تنها نسبت به راهكار مناسب رفع و حل مشكل خود ناآگاه است.
دیگر چه الگوهایي را ميتوان در توصيههاي مشاورهاي به كار برد؟
الگوي ديگر، توصيۀ توجيهي است؛ اين هم براي مراجعي در نظر گرفته ميشود كه نسبت به ارزشها و اهميت كار يا برنامهاي غافل باشد.
حالت اين مراجع بهگونهاي است كه چنانچه كسي او را از غفلت به درآورد و نسبت به نتايج سودمند آن كار يا برنامه آگاه سازد، در انجام و پيگيري آن درنگ نخواهد كرد.
و توصيۀ آخر، توصيۀ هدايتي است.
گاهي مراجع نسبت به آنچه بايد بداند، مطلع است و در به كارگيري دانستههاي خود هم توجيه ميباشد، اما هنوز عزم خود را بر انجام و سامان دادن كار جزم نکرده است. در اين صورت، اصل هدايت ايجاب ميكند تا مشاور در بسياري از موارد، در شروع و يا ادامه و يا حتي پايان فعاليتهاي ساماندهنده، همراه مراجع حركت كرده و او را در مسير سامانيابي رواني – رفتاري كمك كند. به اين ترتیب، توصيۀ هدايتي تنظيم ميگردد تا در پرتو آن، مشاور هدايت كامل مراجع را بر عهده گيرد.
در توصيههاي مشاورهاي، بايد به چه مطالبی دیگری توجه داشت؟
علاوه بر نكات اصولي كه به عنوان اصول توصيههاي مشاورهاي ارایه گرديد، نكات ظريف ديگري قابل طرح و بررسي است كه از آداب توصيهها و توصيهپذيري به شمار ميرود. البته هر چند اهميت آنها کمتر از اصول توصيهها نیست، اما به عنوان اصول به آنها نظر نميشود.
آدابي که بايد در توصيهها در نظر داشت، عبارتند از:
- وظايف مشاوره (آدابي كه مشاور بايد رعايت كند):
الف. توجه و توكل به خداوند؛
ب. استفاده از لحن جذاب و دلنشين،
ج. تأكيد داشتن بر لحن علمي – تجربي؛
د. پرهيز از تضييع حقوق درگير؛
ه. اجتناب از تعرض به ارزشهاي مراجع؛
و. نظر به مصلحت، نه خوشايند و يا بد آيند؛
ز. برخورداري از روحيۀ مشورتخواهي؛
ح. توجه به معنويت و دعا درماني.
- وظايف مراجع (آدابي كه مشاور بايد اين روحيات را در وي ايجاد كند):
الف. ارتباط معنوي ويژه با خداوند، قبل از جلسه و در اثناي آن؛
ب. شنواي خوب براي توصيههاي مشاور باشد؛
ج. انتظار معجزه نداشته باشد؛
د. انتظار بيجا از مشاوره نداشته باشد؛
ه. به هنگام عمل بر اساس توصيهها؛ اوضاع و احوال شخصي، شخصيتي، رواني و رفتاري خود را از نظر دور ندارد؛
و. مددجويي از خداوند و اوليای الهی در مقام اقدام به توصيهها داشته باشد.
با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.