مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

پایه‌ی‌مباحث اعتقادی بر این مبحث گذاشته می‌شود كه هدف از آفرینش چیست؟ اگر به این سؤال خوب جواب دهیم، تمام مباحث اعتقادی ما تحت تأثیر این سؤال هستند و همه‌ی آن‌ها معنی پیدا می‌كنند و فهمیده می‌شوند. اما اگر این سؤال را انسان در زندگی نتواند درست جواب بدهد، هیچ‌یك از مسایل اعتقادی درست برای انسان حل نمی‌شود و به تعبیر دیگر، جواب به این سؤال، درمان تمام دردهای بشر است.

این مطلب را بسیاری از بزرگان گفته‌اند؛ حتی قبل از اولیای ما، گذشتگان مثل افلاطون و سقراط اشاره كرده‌اند به این كه انسان اگر نفهمید برای چه آفریده شده، اصلا یك موجود سردرگم و متحیر است، كه خیلی از دردها به سراغش می‌آید، اما اگر بفهمد، تمام دردهایش درمان می‌شود؛ دردهای اخلاقی، اجتماعی،‌ سیاسی و حتی دردهای جسمی او. در كلمات بزرگان مثل علی(ع)، مطالبی مانند وقتی انسان در این مسیر قرار گرفت، این دردها درمان می‌شود، زیاد داریم.

ما هدف از آفرینش را نمی‌توانیم بیان كنیم، مگر این‌که آفریننده را بشناسیم؛ چون تا آفریننده را نشناسیم، نمی‌توانیم بگوییم برای چه ما را آفرید؛ و اگر بخواهیم آفریننده را بشناسیم، چاره‌ای نداریم جز این‌که آفریده‌های او را بشناسیم. پس آفریده‌ها را ببینیم و از مجموع آفریده‌های خدا، نتیجه بگیریم كه آن كس كه این‌ها را آفریده، چه كسی می‌تواند باشد. بعد ان‌شاءالله جواب را عرض می‌كنیم و سراغ مباحث بعدی می‌رویم.

اما بحث آفریده‌های خدا را از كجا شروع كنیم؟ از همین زمین كه روی آن هستیم. یك نگاه اجمالی خواهیم داشت به كل هستی، كه هستی شامل چه چیزهایی است؟ آیا فقط همین زمین است یا چیزهای دیگر هم هست؟ زمین نسبت به جثّه‌ی ما خیلی بزرگ است. آیا وقتی كه شما در مقابل یك رشته كوه یا بیابان وسیع می‌ایستید، عظمت كره‌ی زمین برای شما احساس می‌شود؟ حالا اگر بدانیم این كوه‌ها و… یك قطره‌ی كوچك از كشور ما می‌باشد و كشور ما نیز قطعه‌‌ی كوچكی از آسیا و آسیا قطعه‌ی كوچكی از خشكی‌های زمین است و تازه 4/3 زمین را آب فرا گرفته و 4/1 آن خشكی است، تقریباً تصویری واقعی از زمین در ذهن ما نقش می‌بندد.

حالا چه می‌خواهیم عرض كنیم. بزرگی زمین را در نظر بگیرید و از این‌جا پله پله بالا بروید. در كنار زمین ما، سیارات دیگر نیز هستند؛ عطارد و زهره و مریخ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون. این زمین به این بزرگی دور خورشید می‌چرخد. خورشید چقدر بزرگ‌تر از زمین است؟ خورشید یك میلیون و سیصد هزار برابر بزرگ‌تر از زمین است. اگر ما بخواهیم با این اعداد سروكار داشته باشیم، که تا اندازه‌ای معنای عظمت را بفهمیم، باید این اعداد را از همین الان باز كنیم.

یك میلیون یعنی چه؟ اگر ما بخواهیم یك میلیون نقطه را بفهمیم، باید این یك میلیون نقطه را روی كاغذ گذاشته، بعد دور خودمان روی دیوار بچسبانیم. شما اگر هزار برگه كاغذ داشته باشید و روی هر برگه هزار نقطه گذاشته، روی دیوار بچسبانید، تازه می‌شود یك میلیون! اشتباهی كه الان وجود دارد، این است كه مفهوم اعداد را می‌خواهند از روی توان اقتصادی آن بفهمند و این غلط است. آمیختگی مباحث اقتصادی با اعداد، امروز این شبهه را ایجاد كرده است. اگر می‌گویند یك میلیون، ذهن ما سراغ تومان می‌رود تا عدد، و چون یك میلیون تومان قدرت اقتصادی خود را از داده است، کم‌تر جلوه می‌كند.

تعداد یك میلیون نقطه خیلی زیاد است و كم‌ترین زمان برای گذاشتن یك میلیون نقطه 92 ساعت است؛ البته اگر خیلی زرنگ باشیم كه در هر ثانیه سه نقطه بگذاریم و هرگز دست خود را برنداریم. توصیه می‌شود 5 دقیقه نقطه بگذارید، تا متوجه شوید برای یك میلیون نقطه چقدر باید وقت گذاشت.

زمین که این همه بزرگ است، خورشید یك میلیون و سیصد هزار برابر بزرگ‌تر است. تیر، اولین سیاره پس از خورشید در منظومه‌ی‌ شمسی است؛ سپس زهره و بعد زمین و مریخ و مشتری است، که سیاره‌ی غول پیكر نام داشته و هزار برابر زمین حجم دارد. خود سیارات هم قمر دارند؛ مشتری نزدیك به 40 قمر دارد. بعد از این پنج سیاره، زحل و اورانوس و نپتون هستند. حالا برویم سراغ این‌که چقدر ستاره كنار خورشید است و یا این‌که اندازه‌ی خورشید است یا نه؟ میلیاردها ستاره در كنار خورشید در مجموعه‌ای از غبارهای فضایی در حال چرخش هستند، كه به این مجموعه كهكشان گفته می‌شود و با سرعت زیادی می‌چرخد؛ از 3000 كیلومتر در ثانیه تا 150 میلیون كیلومتر در ثانیه می‌چرخند. ارتباط انسان با  آسمان كم شده، در نتیجه ارتباط كم‌تری با خالق ستاره‌ها دارد. همه‌ی ستاره‌ها از خورشید حجیم‌تر و بزرگ‌تر هستند و این‌ها تازه مربوط به كهكشان ماست و در كهكشان‌های دیگر هرگز با چشم عادی ستاره‌ای دیده نمی‌شود. مجموع ستاره‌های كهكشان، 400 میلیارد ستاره است؛ در حالی كه ما یك میلیارد را هم نشناخته‌ایم و این یك میلیارد دور خورشید دور می‌زنند. قطر این كهكشان بیش از 100 هزار سال نوری است. فاصله‌ها را بین اجرام آسمانی نمی‌توان با كیلومتر گفت؛ فقط با حرکت نور و سال نوری می‌توان گفت. حرکت نور در یك ثانیه، 300 هزار كیلومتر است. باز یك ثانیه نمی‌گویند و می‌گویند سال نوری، چون فاصله‌ها بسیار زیاد است. مركب نور ما را تا كره ماه در یك و یك چهارم ثانیه، و تا خورشید در هشت دقیقه و 20 ثانیه، و تا آخر منظومه‌ی شمسی در پنج و نیم ساعت می‌برد! حال با همین سرعت، از یك طرف كهكشان به آن طرف آن 100 هزار سال طول می‌كشد!! در بین 400 میلیارد ستاره در كنار خورشید، نزدیك‌ترین ستاره به خورشید چقدر فاصله دارد؛ یعنی چند هزار برابر قطر منظومه‌ی‌ شمسی. خوشه‌ی پروین با چشم‌ عادی هفت ستاره است، اما مجموعه‌ای از صدها هزار ستاره است. هر ستاره‌ای كه می‌بینیم، صدها هزار ستاره در اطراف آن است.

اگر ما به فضا نگاه كنیم، می‌بینیم كه تعداد ستاره‌ها‌ زیاد است و از روی رنگ ستاره‌ها می‌توان فهمید حرارت آن بیش از خورشید است یا نه. ستاره‌های زرد رنگ كم‌تر و قرمز بیش‌تر حرارت دارند. آبی مایل به سفید و بعد سفید و بعد سبز رنگ است، كه سبز بالای یك میلیون درجه‌ی سانتیگراد حرارت دارد. خورشید 5/3 میلیون درجه سانتیگراد حرارت دارد. ستاره‌ی قطبی كه در ادامه‌ی دب اكبر است و 300 سال نوری با ما فاصله دارد و ما درخشندگی آن را می‌بینیم، چقدر باید درخشندگی و حرارت داشته باشد كه از 300 سال نوری باز هم آن را می‌بینیم!

حال با این عظمت کهکشان که ما در ذهنمان تصویر کردیم، این سؤال پیش می‌آید که: ما چند كهكشان داریم؟ در مؤسسه‌ی كیهان شناسی آمده، که تاكنون بیش از یك میلیون كهكشان شناسایی شده است و نزدیك‌ترین آن‌ها به كهكشان ما ـ كه امراه السلسله نام قدیمی آن است ـ800 هزار سال نوری با ما فاصله دارد. در كتاب نجوم مایردگانی كه ترجمه‌ی یك كتاب امریكایی است، آمده است که آخرین کهکشان چهارده میلیارد سال نوری فاصله دارد؛ در حالی كه بیش از 20 سال از تدوین این كتاب گذشته و الان از این فراتر رفته‌اند و این به دلیل تلسكوپ‌های جدیدی است که استفاده می‌شود و قطر عدسی آن‌ها زیادتر است.

این‌ها را به این دلیل می‌گوییم كه عظمت خلقت و مخلوقات، نشان‌دهنده‌ی عظمت خالق آن است. مثلا همین جُدَی كه شب می‌بینید، این نور برای 300 سال پیش است و نمی‌توان گفت خودش را می‌بینیم، بلكه نور آن را می‌بینیم. سال نوری همین است و اگر جدی الان از  آسمان محو شود و نور آن از بین برود، تا 300 سال دیگر جُدَی در زمین قابل رؤیت است و بعد می‌فهمیم كه نابود شده است!

البته از زمان اینشتین به بعد مساله خیلی ساده شد؛ چرا كه نور وقتی از جای خودش دور شود، گویای دوری از محل خود است، چون به طیف‌های مختلفی تبدیل می‌شود و اگر كیهان شناسان اشتباه كنند، نهایتاً تا 10 سال اشتباه می‌كنند و 10 سال در یك میلیون سال نوری چیزی نیست. كیهان شناسان می‌گویند كه موارد شناخته شده در واقع 10% فضا است و هنوز 90% فضا را نشناخته‌ایم!

هفت آسمان

همه‌ی این‌ها  آسمان اول است كه قرآن می‌فرماید: «وَ لَقَد زَیَّنّا السَّماءَ بِزینَه الكَواكِب» و این  آسمان دنیا است كه این ستاره‌ها را دارد. آسمان دوم كجاست؟ محیط بر  آسمان اول و گرداگرد آسمان اول است.

از امام صادق(ع) پرسیدند. امام فرمودند: مثل یك بیابان وسیعی كه حلقه‌ی انگشتری در آن باشد. بیابان، آسمان دوم و حلقه‌ی انگشتر، آسمان اول است! حالا آسمان سوم چه خبر است؟ امام صادق فرمودند: آسمان سوم نسبت به آن دو محیط است و نسبت آن به آسمان دوم، دوباره مثل بیابان و انگشتر است؛ و آسمان چهارم، پنجم، ششم و هفتم هم همین طور بزرگ‌تر می‌شود و این هفت آسمان است! که پیامبر رفتند و سیر كردند. هر آسمانی، مخلوقاتی هم دارد.

در قرآن داریم «سموات السّبع»، ولی «ارضین السّبع» را در ادعیه داریم و در قرآن نداریم. در هر  آسمان یك زمین است و محل سكونت است؛ البته نباید مثل زمین ما كه محل سكونت جن و انس است، باشد. كتاب السماء و العالم در كیفیت خلق شدن موجودات آسمان‌ها و زمین است. ما از خلقت آن‌ها خبر نداریم و آن‌ها نیز از خلقت ما خبر ندارند. اولین چیزی كه خدا خلق كرد، نور محمد و آل بود، بعد ملائكه، اجنه، عرش تا هفت  آسمان است و هنوز هستی تمام نشده است، و تازه ما عالم ملك و ماده را دیدیم و وسعت ملكوت را ندیده‌ایم. البته ملكوت هم دارای عدل الهی است كه محیط به عالم ماده است. اول لوح عالم است كه بر همه‌ی هفت آسمان محیط است و بزرگی آن خیلی بزرگ‌تر از هفت آسمان است، كه با ماده قیاس نمی‌شود. در عالم لوح، عالم برزخ و زر می‌باشد.

از امام صادق پرسیدند: عالم برزخ چقدر بزرگ است؟ فرمودند: دنیای شما نسبت به شكم مادر چقدر بزرگ است؛ برزخ نسبت به دنیای شما همین‌ قدر بزرگ‌تر است و این دنیای ما می‌شود شكم مادر و زیبایی‌ها هم به همین نسبت است. قدرت ما نسبت به دنیا و شكم مادر یا برزخ و دنیا همین طور است.

عالم لوح در واقع مثل هارد رایانه است. عالم ماده و ملك مانیتور است. لوح هارد است. مانیتور در پردازش رایانه چه اثری دارد؟ حتی اگر قطع هم باشد، فرق ندارد، چون مانتیور فقط برای دیدن است و عالم ماده هم در واقع همین طور است و در این صفحه‌ی مانیتور عالم ماده، تازه ما داریم تصویر مجازی می‌بینیم و حقیقت همه‌ی این‌ها در عالم لوح می‌باشد. در واقع ملكوت، كیس رایانه است و حقیقت همه چیز در ملكوت است و ماده مجاز است و آنچه كه ما از اشیاء و زیبایی و سرعت در عالم ماده می‌بینیم، در واقع یك تصویر در آینه است و حقیقت شی در ملكوت است. قرآن می‌فرماید: «انَّ الدّار الاخره لهی الحیوان لو كانوا یعلمون». مثل این‌که ما تصویر دو سكه در آینه داریم و به آن دلخوش كردیم و حقیقت در آن وجود ندارد. همه‌ی چیزهای عالم دنیا در عالم لوح است و همه‌ی اتفاقاتی كه می‌خواهد در دنیا بیفتد، در عالم لوح است؛ مثل این‌که وقتی خواب هسیتم، روح ما می‌رود در عالم لوح و ملكوت و می‌گویند نزدیك اذان كه روح ما بالاتر رفته، كدها را می‌بینیم و گاهی روح ما با این كدها آشناست و ما یك اتفاق را که در آینده رخ خواهد داد، می‌بینیم. در این حالت ما فراتر از زمان حركت كردیم! ان‌شاء‌الله امام زمان بعداً كیفیت و تصرف در عالم ماده را به ما نشان می‌دهند و ما اگر بخواهیم در این دنیا تغییر در حوادث ایجاد كنیم، باید از عالم ملكوت وارد شویم و از دنیا نمی‌شود این كار را انجام داد.

نقش عالم برزخ چیست؟ هر چیزی را كه ایجاد می‌كنیم، در عالم لوح ثبت و ایجاد می‌شود. مثلا هر عدد یا حرفی در مانیتور ایجاد كنیم، هارد، آن را می‌گیرد و ضبط می‌كند. فرضاً رایانه‌ی عالم این گونه است كه به محض ایجاد یك حركت و پلك زدن، ضبط می‌شود و هارد آن هم كم نمی‌آورد. پس از رحلت امام خمینی(ره)، یادگار امام فرمود كه خواب امام خمینی را دیدم و عرض كردم از آن‌جا چه خبر؟ امام فرمودند: فقط بدان كه حركت دست هم به این اندازه در آن‌جا ثبت است. همه‌ی كارهای ما ثبت شده و بعداً ما می‌رویم و حقیقت آن را می‌بینیم. مثلا اگر می‌گویند نگاه به نامحرم تیری از تیرهای شیطان است. اگر ما تصویر نامحرم را می‌بینیم، در حقیقت بازتاب این مورد را در برزخ می‌بینیم كه تیری است كه به چشم ما می‌خورد. عقرب، بازتاب نیشی است كه به طرف مقابل زدیم. این تازه مجموعه‌ی كوچكی است و عالم لوح یك مورد است. بعد عالم ملكوت است و عالم بعدی عالم قلم است كه محیط به عالم روح می‌باشد. مثال آن در رایانه، درایوهای آن است كه همان عالم لوح است و عالم قلم آن برنامه نویسی پایه است كه برای پشتیبانی از همه‌ی برنامه‌های دیگر نوشته می‌شود و این همان قلم است و برنامه‌ای است كه همه‌ی عوالم را با آن می‌گردانند.

می‌دانید كه قلم در دست كیست؟ همان امام زمان(عج) است و برنامه‌نویس، ایشان است كه در شب قدر می‌نویسند كه چه اتفاقی برای شخص بیفتد و بر اساس خواسته و عملكرد فرد، برنامه‌ی او نوشته می‌شود.

عالم بعدی، عالم كرسی است كه بالاتر از عالم قلم است: «وَسِعَ كُرسیه السَّمواتِ وَ الارض». عالم كرسی، جایگاه كسی است كه قلم در دست اوست. عجایبی دارد كه مجال بیان نیست و بزرگ‌ترین عالم كه محیط بر كرسی است، عالم عرش است.

الحمدلله رب العالمین؛ ستایش برای كسی است كه رب همه‌ی عالمین است. آخرین مرزهای عرش، جبروت و بعد از آن لاهوت است كه دیگر این‌جا چیزی غیر از خدا نیست. عرش محیط بر كرسی؛ و كرسی محیط بر قلم، و قلم محیط بر لوح است.

عرش را قدرت خدا احاطه كرده است: «الَرَّحمنُ عَلی العَرشَ استَوی».

خدای مهربان كه از عرش تا به دل فرش و تا هسته‌ی اتم هم احاطه دارد، برای بیان دایره‌ی حكومت خود می‌فرماید: خدای رحمن، كه با این كلمه‌ی رحمن می‌خواهد بگوید بفهم كه همه چیز برای رحمت خداوند خلق شده است. معمولا برای گفتن حكومت، می‌گویند كران تا كران در ید من است، اما خدا می‌فرماید: «الرحمن علی العرش استوی». او رحمن است كه متولی می‌باشد.

مثال احاطه‌ی خدا تا عرش

كیفیت احاطه‌ی خداوند و مخلوقات آن از عرش تا فرش مثل ارتباط آب است با موج از جهت شدت ارتباط كه قطعاً ارتباط با خداوند و مخلوقات بیش از این است، اما آب می‌تواند به موج بگوید: من در تمام اجزای تو حضور دارم؟ خداوند هم در تمام اجزای هستی حضور دارد. خلقت همه، موجی است از آن وجود بی‌نهایت خدا كه حاكم بر همه چیز است و یك وجود بی‌نهایت است، و حقیقت وجود است و همه چیز از اوست. هستی موج یعنی هستی آب و موج بدون آب تصور هم نمی‌شود؛ چه برسد که بگوید من می‌خواهم دنبال آب بگردم كه آب كجاست و به آب بگوید: حضور خود را در این عالم اثبات كن!

اگر كسی دنبال حضور خدا بگردد، مثل موجی است كه در دریا دنبال آب می‌گردد. آن كس كه نمی‌داند خدا چیست، فكر می‌كند به حضور موجودات. آن كسی كه می‌داند خدا وجود بی‌نهایت است، یعنی خدا به همه چیز احاطه دارد. انتهای این احاطه كجاست؟ اگر با سرعت ذهنی حركت كنیم، از عرش فراتر رفته و میلیاردها سال حركت كنیم، هرگز به انتها نمی‌رسیم، چون وجود ندارد و وجود بی‌نهایت یعنی همین و امكان ندارد جایی باشد كه خداوند در آن حصر شده باشد و بعد از آن عدم باشد. اصلا دیگر به عدم نمی‌رسیم، چون وجود ندارد و عدم را هم خدا خلق می‌كند. این وجود بی نهایت از كجا آمده است؟

وجود از ذات خودش است و كسی به آن وجود نداده است. اگر بگوییم خدا وجود نداشته و بعد به وجود آمده، باید تصور كنیم همه چیز معدوم بوده و یك دفعه چیزی وجود پیدا كرده است و این نمی‌شود؛ مگر این‌که علت دیگر داشته باشد و این باطل است، مگر این‌که برسیم به جایی كه وجود محض باشد كه بقیه را به وجود آورده، و این همان خداست. چون نمی‌توان گفت که هیچ چیز نبوده و بعد به وجود آمده، طرف دیگر قضیه درست است كه وجود ازلی و ابدی وجود داشته و دارد و بی‌نهایت است.

شناخت خداوند، حیران شدن در عظمت اوست. همه‌ی عقلای عالم قبول دارند كه این وجود بی‌نهایت با حكمت و قدرت و دقت، آن‌ها را به وجود آورده است. این‌ها را كه دیدیم، به شناختنش نزدیك می‌شویم. اما چطور حضور خدا را در عالم احساس كنیم؟ این در صورتی است كه ما بفهمیم حقیقت همه‌ی وجودها خداوند است. حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: من هیچ چیزی را نمی‌بینم، مگر این‌که قبل از آن، همراه آن و بعد از آن خدا را می‌بینم. پس خدا وجود بی‌نهایت است كه همه جا هست و امكان ندارد به عدم برسد. این مطالب را حضرت امیر(ع) برای این می‌فرمایند كه به هر چیز كه نگاه می‌كند، سه بار وجود خدا را دیده و یك بار حضور خود آن را، و باید این طور به شیء نگاه كنید.

كنار دریا می‌روید، حضور آب پر رنگ‌تر است یا حضور موج؟ قبل از موج، همراه موج و بعد از موج آب دریا را می‌بینیم و امام علی(ع) می‌فرمایند لب دریای وجود، آب باید ملموس‌تر از موج باشد و از این طریق شما در محضر خداوند هستید، و عالم محضر خداست، به این معنی است.

این كه با چشم خردش بنگرد

از همه چیزش به تو پی می‌برد

از این به بعد به یك مورچه هم كه نگاه می‌كنید، حضور خدا را می‌بینید یا نه؟

آن كس كه دلی دارد، یك مور نیازارد

كاندر دل هر موری، نقشی بود از دلبر

لذا حضرت امام اجازه نمی‌دادند كسی پشه‌ها را بكشد و امام در پشه هم حضور خدا را می‌دیدند و می‌فرمودند كه توری بزنید كه داخل نیایند. هیچ چیزی در این عالم بیهوده آفریده نشده؛ مثلا همین پشه ظاهراً موذی است، ولی انسان را واكسن می‌زند. مثلا اگر پزشکی واكسن بزند، نمی‌گویی پزشکی موذی است. این پشه یك میكروب ضعیف شده را وارد بدن می‌كند، كه بدن در برابر آن پادزهری می‌سازد، كه اگر این میكروب آمد، بدن در مقابل آن پادزهر داشته باشد. بدون دادن پول، واكسن برای شما می‌زند.

 امام حسین(ع) در دعای عرفه فرمودند: خدایا! من اگر در این دنیا بخواهم یك دلیل برای حضور تو بیاورم، باید دلیلی باشد كه حضور آن پررنگ‌تر از حضور تو و روشن‌تر باشد، چون دلیل باید واضح‌تر و قوی‌تر باشد و امام می‌فرمایند که چه وجودی را قوی‌تر از وجود تو پیدا كنم؟ پس برای این‌که بگویم این دلیل است بر وجود تو، باید بر عكس بگویم؛ اگر تو هستی، همه چیز هست و اگر آب هست، موج هم هست، و نمی‌شود موج را دید و آب را ندید.

آیا در كنار دریا، موج دلیل بر وجود آب نیست؟ در دعای عرفه آمده است: «كور باد چشمی كه تو را همیشه در كنار خودش نبیند.»

باید تمرین كنیم از این به بعد خدا را این گونه ببینیم كه بی‌نهایت است، چون آفریده‌ها كه با این پیچیدگی هستند، پس آفریننده یك موجود بی‌نهایت است. در ذات، صفات و افعال و كلمه‌ای كه معادل این وجود بی‌نهایت است، «الله الصّمد» است. صمد را بی‌نیاز معنی كرده‌اند، اما این معنا همه‌ی بار صمد را نمی‌رساند. سوره‌ی توحید را خداوند خلق نكرد برای آن قوم اول و عرب، بلكه آن‌ را خلق كرد برای اقوامی كه در آینده می‌آیند و ژرف‌نگر هستند، چون آن‌ها تحمل این سوره را دارند. اقوام گذشته معنی بی‌نهایت را نمی‌فهمیدند و 4 ـ 5 قرن است كه معنای آن فهمیده شده است و همه‌ی عقلای عالم می‌گویند بی‌نهایت، یك نفر نمی‌تواند باشد. «قل هو الله احد» عدد بی‌نهایت یكی است و دو تا نیست. «لَم یَلدِ و لَم یولَد» یعنی نه بی‌نهایت دیگری بوده كه او را به وجود آورد و نه او بی‌نهایت دیگری را به وجود آورده است.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته

 

 

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی