مرکز مطالعات راهبردی آینده‌سازان - تولید محتوای دانش‌آموزی

سرکار خانم ظهیری، استاد جامعه الزهرا:
در خدمت هستیم و بدون هیچ مقدمه‌ای مصاحبه‌ی خودمان را شروع می‌كنیم. خانم ظهیری! اگر بنا باشد ما از هویت دختران تعریفی ارایه دهیم، با توجه به خصوصیات دختران جامعه‌ی ما، شما این هویت را چطور تعریف می‌كنید؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم. هویت انسان‌ها به چند چیز بستگی دارد: هویت انسانی، هویت دینی و هویت ملی. هویت انسانی این است كه خداوند تبارك و تعالی دختر را مانند پسر و زن و مرد از یك جنس آفریده و انسان خطاب كرده است. بنابراین، اگر هر جنس توانست آن كرامت‌های والای انسانی را در خودش تحقق ببخشد و به سوی رشد و كمال حركت كند، هویت انسانی خودش را تأمین كرده، وگرنه نزول پیدا می‌كند، كه قرآن می‌فرماید: «اولئك كالانعام بل هم اضلّ»؛ یعنی یك نوع و درجه‌ای از سقوط است. در مقابل آن، درجه‌ی صعود است كه انسان را به مقام والای انسان می‌رساند.

هویت دینی ما، برگرفته از آموزه‌های دینی ما است، و هر چقدر بیش‌تر این آموزه‌های دینی در پی عمل تحقق پیدا كند، این هویت ارزشی انسان پر رنگ‌تر جلوه می‌نماید. بنابراین، اگر ما بخواهیم هویت یك دختر مسلمان را بر اساس آموزه‌های دینی ارزیابی كنیم، باید تقیدش را نسبت به انجام واجبات و ترك محرمات بسنجیم و ارزیابی كنیم.

بعد، هویت ایرانی ما است كه الان ممزوج با هویت دینی ما شده است؛ یعنی ما یك مسلمان ایرانی هستیم و به فرمایش حضرت امام، مسلمان بودن ما مقدم بر آن هویت ملی ما است، و مفتخریم كه هم مسلمانیم و هم ایرانی هستیم. ایرانی‌ها اصالت ایرانی بودن خودشان را با پذیرش اسلام حفظ كردند و تمدن كهن خودشان را از دست ندادند، و این ارزشمند است برای ما. ما یك زن و یك دختر مسلمان ایرانی هستیم كه هویت ارزشی ما، حفظ فرهنگ ایرانی و ارزش‌های سنتی زیبای ما است، كه در آن جلوه‌گر شده و برگرفته از همان آموزه‌ها است.

این یك تعریف است: زن مسلمانی كه در نگاه دینی ما انسان است، و می‌تواند به هر حال این هویت ارزشی خودش را هم حفظ و هم عرضه كند؛ یعنی ما معتقدیم كه حرف داریم برای دنیای اطراف خودمان در مورد همین هویت اصیلی كه داریم. هویت‌مان؛ یك هویت ارزشی، اصیل و پایه‌دار است كه ریشه در تمدن كهن ما دارد.

 

جایگاه دختران ما در مذهب، جامعه‌ و خانواده چگونه است و چه تفاوتی با جایگاه پسران دارد؟

همان طور كه در سؤال اول هم عرض كردم، در آموزه‌های دینی ما ابتدا خطاب، خطاب انسانی است: «خلقكم من نفس واحده»؛ یعنی خدا از یك گوهر ذات واحد انسان را آفرید، اما این انسان تعلق می‌گیرد به دو صنف؛ یعنی گاهی ذكر است و گاهی انثی است. بنابراین، دختر و پسر بودن در عالم واقعیت وجود دارد، اما در عرب جاهلیت و در بسیاری از اقوام و ملل گذشته، دختر بودن یك نقص بود. از كرامت‌های اسلام، احیای شخصیت زن و دختر است. آیه‌ی قرآن صراحتاً می‌گوید: وقتی متولد شدن دختر را به آن‌ها خبر می‌دادند، چهره‌هایشان سیاه و كبود و سرهایشان به زیر افكنده می‌شد؛ و در نقل‌های تاریخی هم هست كه در بسیاری از اقوام اصلا داشتن دختر ننگ بود. عرب‌ها دختران را زنده به گور می‌كردند. قرآن سؤال می‌كند: «و اذا الموعودة سئلت بایّ ذنب قتلت»؛ به چه گناهی این‌ها را می‌كشتید؟ به چه دلیل احساس فروتری و پایین‌تر بودن می‌كردید از داشتن دختران؟

در این احیاگری، اسلام دو سیره را در پیش گرفته؛ یكی بحث تغییر و تحولات فكری و اندیشه‌ای و فرهنگی جامعه كه در آموزه‌های دینی ما در روایات وجود دارد؛ و یكی سیره‌ی عملی بزرگان ما، از وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام گرفته تا ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام).  برای مثال، آن جایی كه پیامبر بوسه بر دست دخترشان می‌زنند به نام یك دختر ممتاز و برتر، هم معرفی یك الگوی ارزشی به جامعه هست و هم سیره‌ی عملی خودشان را نشان می‌دهند و در گفتار آن حضرت هم وجود دارد.

بخشی در رابطه با توالد دختران و ارزشی است كه دختر در جامعه می‌تواند داشته باشد، و یكی هم بحث آثاری است كه تولد دختر می‌تواند از باب بركت و انتقال عطوفت، مهر و عاطفه در محیط خانواده نسبت به والدین داشته باشد. روایت داریم كه امام صادق (ع) فرمودند كه خبر رسید كه دختری برای تو متولد شده و نسبت به او خشمگین شدی، (نسبت به یك راوی این را می‌گویند)؛ می‌دانی‌ چه رحمتی بر تو است كه دختر، گلی است كه او را می‌بویی. عبارت امام صادق(ع) است که روزی‌اش همانا تأمین شده است و پیامبر (ص) پدر دختران بود. دخترهای پیامبر زیاد بودند.

 همین طور پیامبر (ص) روایت دارند كه وجود دختر، پاسخ و نظر و لطف خدا نسبت به والدین است و برای والدین دختردار دعا می‌شود و رحمت خدا جلب می‌شود. اصلا این كلمه‌ی مظهر رحمت بودن در مورد دختر در روایات تكرار شده است. ببینید این نگاهی است كه اسلام در رابطه با مسأله‌ی دختر دارد.

این‌هایی كه دارم می‌گویم، مستند هستند و در وسائل الشیعه جلد 14 و 15 این روایت را می‌توانید جستجو كنید. امام صادق (ع) فرمودند: دختران حسنه هستند و پسران نعمت؛ در حسنات خیرات هست و از نعمت سؤال می‌شود. باز روایتی داریم كه پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند كه خداوند بر پدر دختران رحم می‌كند. دختران با بركت و پرمحبت هستند و پسران بشارت دهنده، و دختران باقیات الصالحات هستند.

من نكته‌ای را تذكر بدهم و آن نكته این است كه خداوند تفاوت ارزشی بین دختر و پسر قایل نشده، چون اصلا نظام خلقت به این تعلق گرفته كه هر دو انسان هستند و جایگاه ویژه دارند؛ اما نگاه لطف، عطوفت و مهربانی نسبت به دختر بیش‌تر است و اگر هم در همین نگاه مقدم داشته شده ـ مثلا در روایات داریم كه اگر سوغات خریدید، اول به دخترانتان بدهید ـ علتش كاركردی است كه بعداً نسبت به دختران روا داشته می‌شود. چون اصلا این آرامش بخشی، رحمت و عطوفت و مهربانی، جزو كاركردهایی است كه دختران با این اهداف تربیتی پرورش می‌یابند؛ به دلیل تأمین آن اهدافی كه بعداً از كاركرد دختران طلب می‌كنیم. روال تربیتی، جایگاه و نگاه هم یك نگاه رحمت و عطوفت و مهربانی است، و گرنه اصلا ما این طور نمی‌توانیم بگوییم كه اگر زمانی دختران مورد مهجوریت و مظلومیت قرار گرفتند و نگاه جنس دومی به آن‌ها شده، حالا بیاییم یك نگاه برتریجویی نسبت به این‌ها داشته باشیم. هر دو غلط است. اگر آن موقع تفریط بوده، الان هم این نگاه می‌شود نگاه افراطی. ما جایگاه واقعی را باید از اسلام بشناسیم و این جایگاه با كاركردها و اهداف، تطابق و هماهنگی دارد. شاید به زبان ادبیات دینی این جوری بگویم که تناسب میان تكوین و تشریع است؛ یعنی خلقت و آفرینش بر اساس اهدافی صورت گرفته، كه این قانون رفتاری ما هم بر همان اساس تأمین شده است.

 

خانم ظهیری! مسؤولیت‌های دختران و پسران یا تفاوت‌هایی كه دارند، در این زمینه چگونه است؟

همان طور كه در سؤال قبلی اشاره كردم، باید عنایت داشته باشیم که معمولاً تكلیف‌ها و حقوق‌، مسؤولیت‌آور برای انسان هستند. اگر ما تفاوت‌های زن و مرد را درست بشناسیم و علت و حكمت این تفاوت‌ها را بدانیم، كاملاً فهم مأموریت‌ها و تفاوت‌ها هم برای ما آسان خواهد شد. اگر ما به این باور برسیم كه خداوند زن و مرد

را مكمل یكدیگر آفریده است و هر كدام مأموریت‌های خاص وجودی خودشان را بشناسند و در جایگاه خودشان قرار بگیرند، این مكمل بودن و در كنار هم بودن تأمین می‌شود. كاملاً متوجه می‌شویم كه خداوند مادری و همسری را به عنوان مأموریت ویژه و اختصاصی زن، و پدری و همسری را به عنوان مأموریت اختصاصی مرد قرار داده است؛ گرچه امور مشتركی هم دارند. مثل چی؟ مثل اشتغال، تحصیل و عبادت. یك سری امور مشترك است

بنابراین، ما یك تربیت مشترك برای هر دو جنس داریم كه هم دختر و هم پسر را باید این گونه تربیت كنیم؛ باید بنده‌ی خوب خدا تربیت نماییم، «انّ اكرمكم عند الله اتقیكم» در مسیر تقوا تربیت كنیم. دختر و پسر را باید برای تحصیل، برای علم آموزی، به خصوص علم خداشناسی و در مسیر معاد قرار گرفتن تربیت كنیم. اما یك جاهایی مسیرها اختصاصی می‌شود، كه اگر این نباشد، آن مسؤولیت و تكلیف ویژه‌ی دو جنس انجام نگرفته است، چون آن اختصاصات وجودی مرد و زن هست. پسر را باید آماده كنیم برای این كه مدیریت یك خانه و خانواده‌ را بپذیرد و عهده‌دار شود؛ و دختر را هم برای این مأموریت بزرگی كه خدا به او داده و جزء اختصاصات وجودی اوست – یعنی مادری و همسری –  باید آماده‌اش كنیم. اگر این جور كردیم، هم آن تفاوت‌ها را فهمیدیم و هم در مسیر او اعمال كردیم.

اگر بخواهیم در همان مسیری كه امروز غرب دارد می‌رود، یعنی نظام تشابه و از دست دادن هویت اختصاصی دو جنس، پیش برویم، هر دو جنس را دچار بحران هویت می‌کنیم و هیچ كدام از دو جنس در جایگاه اصلی و ارزشمند خودش قرار نمی‌گیرد. این مشكلی است كه متأسفانه جامعه‌‌ی امروز ما را تهدید می‌كند، كه هیچ كدام از دو جنس برای مأموریت‌های ویژه‌ی خودشان آمادگی‌های لازم را ندارند. تهدیدهایش هم این شده كه سن ازدواج بالا رفته و میل به ازدواج پایین آمده است؛ البته میل به غیر هم جنس وجود دارد، ولی میل به مسؤولیت‌پذیری در خانه و خانواده وجود ندارد و كم رنگ شده و این از آفت‌هایی هست كه جامعه ی امروز ما را تهدید می‌كند.

 

خب، با توجه به این كه محیط جامعه الان دارد چنین چیزی را به دختران و پسران ما آموزش می‌دهد كه جایگاه‌ها و مسؤولیت‌ها یكی بشود، شما چه پیشنهادی برای رفع این مسأله دارید؟

ما معتقدیم كه هر دو جنس، اول باید جایگاه اصلی خودشان را بشناسند؛ یعنی در سه مرحله‌ی تربیت، آموزش و رفتارهای اجتماعی، هم جایگاه اجتماعی هر دو جنس و هم جایگاه‌های مشترك انسانی خودشان را خوب بشناسند. ولی ما در آن جایگاهی كه داریم به سوی تشابه سازی حركت می‌كنیم، و در تربیت‌هایمان، این مسأله مورد لحاظ قرار نمی‌گیرد و فكر می‌كنیم كار خوبی است كه هر دو

جنس را یك جور تربیت‌ كنیم و آموزش‌ دهیم؛ و در نظام آموزشی‌مان هم این گرایش نسبت به اختصاصات به هر حال جنسیتی لحاظ نشده است.

ما معتقدیم به این كه نگاه فراجنسیتی فقط در مقابل خدا و در حقوق انسانی مساوی است؛ بقیه‌ی آن اتفاقاً باید یك نگاه جنسیتی باشد. ما اصلاً معتقدیم که نگاه جنسیتی، نگاه متعادل، صحیح و معقولی است. در یك نگاه معقول، منطقی این است كه جنس هر كسی را ببینیم و مطابق با آن؛ آموزش، تعلیم، تربیت و فرهنگ مورد نیاز او را داشته باشیم. بالطبع، متولیان امور و كسانی كه دست‌ اندركار آموزش و فرهنگ جامعه هستند، باید این مسأله را مورد توجه قرار بدهند و در هر سه قسمت ـ یعنی بحث تربیت، آموزش، الگوسازی و فرهنگ سازی ـ برنامه‌ریزی شود. بخشی از آن ممكن است جلوه‌اش در رسانه‌های ما باشد؛ بخشی از آن مطمئناً در متون آموزشی و كتاب‌های ما تدارك دیده می‌شود؛ و بخشی از آن به هر حال فرهنگ سازی در خانواده‌ها است. پدرها و مادرها باید فرزندان خودشان را آماده كنند برای مسؤولیت پسر بودنی كه بعد مرد و پدر می‌شود و دختر بودنی كه بعدها زن و مادر می‌شود. این بستر و زمینه‌اش باید از محیط خانواده فراهم بشود. به هر حال ما باید از این یكسانی نگاه بپرهیزیم و عرض كردم كه اگر در گذشته ما دچار تفریط در عمل بودیم، الان مراقب باشیم که دچار افراط در عمل نشویم.

 

نقطه‌ی نهایی رشد دختران كجاست؟ یعنی دختر خانم‌ها به كجا می‌خواهند و می‌توانند برسند؟ و این كه آیا این نقطه‌ی نهایی‌شان، به طور کلی تبدیل شدن مثلاً به یك خصوصیات پسرانه است؟

ما یك هدف غایی از خلقت داریم كه مشترك بین پسرها و دخترهاست: «و ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدون.» (ذاریات، 56). می‌فرماید كه: خداوند همه‌ی شما را آفرید برای این كه بنده‌ی خدا بشوید. همچنین می‌فرماید: «ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت». پس دو كار را باید انجام بدهیم؛ بنده‌ی خوب خدا بشویم و از زیر بار یوغ و بردگی اغیار در بیاییم. این هدف غایی از خلقت انسان است. اما اختصاصات وجودی هر زن، مأموریت‌های ویژه‌ی او است. ببینید اگر شما در جامعه‌ مأموریت‌ عمومی‌ات را انجام بدهی، اما مأموریت‌های اختصاصی خودت را به انجام نرسانی، كامل نیستی و رشد نكردی. چرا؟ چون یك هدف و مأموریت ویژه داشتی که انجام ندادی. مثل این است كه یك نفر می‌خواست برود قله را فتح كند، اما رفت و برای شما گیاهان دارویی آورد؛ بعد هم از آب و

هوای کوهپایه خیلی برای شما تعریف كرد. شما به او می‌گویید كه رفتی قله را فتح كنی یا نه؟ می‌گوید: در عوض این كارها را كردم. می‌گویید که خیلی كار خوبی كردی، اما هدف‌ تو این بود كه قله را فتح كنی.

خداوند مرد را آفریده برای این كه در زمینه‌ی اختصاصات وجودی خودش كه كارهای اجتماعی، قوام خانواده، پدر خوب بودن و تربیت نسل است، مسؤولیت عهده‌دار شود و در همین جهت هم باید تربیت گردد؛  و زن هم کار اختصاصی‌اش مادری و همسری است. خیلی قشنگ است؛  روایتی داریم كه می‌گوید: وقتی زن باردار است، مانند آن است که دارد روی بال فرشته‌ها راه می‌رود و وقتی زایمان می‌كند، خدا گناهان او را می‌آمرزد؛ به نحوی كه به او می‌گوید: كارهای خیرت را از سر بگیر؛ همه‌ی گناهانت پاك شد. ببینید چقدر اجرش زیاد است. تعارف كه ندارد. وقتی كه شیر می‌دهد و بچه‌اش را از شیر می‌گیرد، گویا فرزندی از فرزندان اسماعیل را آزاد كرده است و دایم دعای ملائك شامل حالش می‌شود.

می‌بینید مأموریت سنگین برای زن قرار داده شده و آن آمادگی را می‌خواهد برای این مأموریت سنگین. هر چه مأموریت سنگین‌تر، آمادگی‌اش هم بیش‌تر؛ مادری و همسری كار سنگینی است. آن جا هم همین طور است. می‌گوید اگر زنی در خانه‌ی شوهرش آب به دست شوهرش بدهد قربه الی الله، خداوند ثواب آسیه همسر فرعون را به او می‌دهد. امام موسی بن جعفر (ع) می‌فرمایند: جهاد مرد این است كه برود در راه خدا بجنگد، خونش را در راه خدا بدهد و دفاع از كیان اسلام بكند و جهاد زن «ان تصبر علی ما اذی و غیرته» این است كه صبر بكند بر غیرت و اذیت. البته مرد که نباید در خانه اذیت کند،‌ اما سلیقه‌های مرد را تحمل كردن و قوام خانواده را حفظ نمودن، كار سختی است. جهاد زن، «حسن التبعل» است. خوب شوهرداری كن، یعنی تدبیر منزل؛ آن چیزی كه سال‌های سال در موردش كتاب نوشته شده است. تدبیر منزل، اداره‌ی امور خانواده، مدیریت، حسن خلق و… كار‌های سختی است. برنامه‌ریزی می‌خواهد، و بی‌برنامه نمی‌توان وارد شد. پس معلوم است برای این مأموریت سنگین، دختران ما باید پرورش یافته، تربیت شده و آموزش داده شوند. این، آن هدف مهم است.

 

ولی فراموش شده.

و یا خیلی نازل دیده شده. اصلاً ببینید همین كه آمدند این مأموریت را به آن هجمه وارد كردند، معلوم است كار مهمی بوده، چون هر جایی كه حساسیت بوده و مورد تهاجم واقع شده، معلوم است كه خیر و بركتی در آن بوده هست. عده‌ای می‌خواهند با این خیر و بركت مبارزه كنند. این را بدانید كه حتماً در مادری و همسری، خیر كثیری نهفته است كه می‌خواهند آن را از ما بگیرند. چون بدون آن نمی‌توانستند جوامع را تصرف كنند

 و سلامت جامعه را مورد هجمه قرار دهند.

 معمولاً دختر خانم‌ها به این چیزها اصلاً فكر نمی‌كنند.

خب، این مسأله‌ی آموزشی است. یادمان باشد در تربیت و آموزش و فرهنگ سازی نهفته شده و اكتسابی است. «و الله اخرجكم من بطون امّهاتكم لاتعلمون شیئا». این‌ها جزء مواردی است كه باید تعلیم داده شود، به همین دلیل است كه می‌گوید از وظایف پدران و مادران است كه تعلیم بدهند، حتی ازدواج را؛ و می‌گوید: «و انكحوا الایامی»؛ به ازدواج دربیاورید. یعنی بستر و زمینه را فراهم کرده و رغبت ایجاد كنید. نمی‌گوید خودشان بروند ازدواج كنند، بلکه می‌گوید به نكاح دربیاورید. معلوم است كه یكی از وظایف سنگین پدران و مادران، تربیت دختران با هویت دخترانه و پسران با هویت پسرانه است. بنابراین، هیچ كدام اگر هویت دیگری را پیدا كند، تعالی ندارد، رشد ندارد، بلکه نزول و سقوط است. هر كس توانست هویت اصیل خودش را پیدا كند، به آن رشد و كمال واقعی رسیده است.

 

اگر مبحثی ناگفته مانده و مایل هستید به آن اشاره كنید، بفرمایید.

وقتی ما الگوها را در آموزه‌های دینی‌مان نگاه می‌كنیم، می‌بینیم كه همه ی  این ویژگی‌‌های خاص را داشتند. زهرای مرضیه (س) یك مادر ستودنی بوده كه ائمه افتخار می‌كنند به این كه مادرشان حضرت زهرا (س) است؛ و یك همسر نمونه‌ بوده كه توسط همسر نمونه‌ی خودش ستوده شده است. امیرالمؤمنین (ع) كه به عنوان الگو برای مردان جامعه معرفی شده، ایشان حضرت زهرا (س) را به عنوان یك همسر نمونه و همسری كه موجبات خشنودی و رضایت ایشان را فراهم می‌كرد، مورد مدح قرار دادند. همچنین حضرت زینب (س) زن نمونه‌ای هستند كه همسر در كنار او احساس رضایت و خشودی می‌كند، و مادر نمونه‌ای هستند كه در دامن خود شهید می‌پرورانند و تحویل جامعه‌ی اسلامی می‌دهند.

شما به آن جایگاه اجتماعی مورد تمجید قرار گرفته‌ی حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) توجه کنید؛ می‌بینید آن اصالت‌ها حفظ شده است.

بنابراین، آن اختصاصات وجودی را كه یك دختر و زن باید داشته باشد، ابتدا این بزرگواران داشته‌اند و بعد این جایگاه اجتماعی در كنار آن جایگاه اصیل‌شان بوده است.

مقام والای حضرت مریم (س) كه به عنوان مصطفی «ان الله اصطفاك و طهَرك و اصطفاك علی نساء العالمین» و برگزیده‌ی زنان زمان خودش معرفی می‌شود، آن جایی است كه این قابلیت كمالی زمانی به او داده

می‌شود كه عیسی از او متولد می‌گردد؛ یعنی مادر می‌شود. این خیلی قشنگ است كه آن مقام عبادتش، زمانی به كمال می‌رسد كه می‌شود مادر عیسی.  به هر حال، ما باید روی این مسأله، كار و تبلیغ كنیم.

امیدواریم كه دختران ما با الگو قرار دادن این بزرگواران، بتوانند آن جایگاه اصیل انسانی خودشان را نگه دارند و به آن جایگاه اختصاصی دختر بودن بها بدهند، كه این زیبا و ارزشمند است و به هر حال خداوند تبارك و تعالی در روی زمین مظهر جلالش را مرد و مظهر جمالش را زن قرار داده است. این ریحانه‌ی آفرینش باید كرامت او مد نظر قرار گیرد كه پیامبر فرمودند: «ما اكرم النّساء الا كریم و لا اهانهنّ الا لعیم

 

🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی