
راهکارهای کاربردی و عملیاتی برای تقویت صبر و سعۀ صدر
كليد صبر كسى را كه باشد اندر دست
هر آينه در گنج مراد بگشايد
به شام تيرۀ محنت، بساز و صبر نما
كه عاقبت، سحر از پرده، روى بنمايد
صبر و سعۀ صدر از دو جهت در تعلیم و تربیت اسلامی حائز اهمیت هستند: یکی حیثیت طریقی و ابزاری: بدین معنا که تا صبر و سعۀ صدر نباشد، ارتباط تربیتی بین مربی و متربی برقرار نمیشود و اصلاً بستر تعلم و تربیت ایجاد نمیشود، و دیگری حیثیت موضوعی و اصالی: بدین معنا که یکی از اهداف تعلیم و تربیت، صبر و سعۀ صدر است که بایستی در مسیر تعلیم و تربیت به متربی آموزش داده شود و بهترین –و شاید تنهاترین- راه آموزش آن، متخلق بودن خود مربی به این اوصاف است.(1)
نفس صبر و سعۀ صدر از مهمترین خلقیات انسانی هستند و نقش مؤثری در موفقیتهای انسان دارند. امیرالمومنین(ع) میفرمایند: «لا يَعْدِمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ انْ طَال بِهِ الزَّمانُ»(2)؛ شخص صبور، پيروزى را از دست نخواهد داد، هر چند طول بكشد. با توجه به اينكه هم صبر مطلق ذكر شده و هم پيروزى، نشان مىدهد اين حكم در تمام ابعاد معنوى و مادى زندگى انسانها جاری است.(3) انسان بدون صبر و استقامت، هم در جهات مثبت به جايى نمىرسد و هم در برابر عوامل منفى قادر به ايستادگى نيست. به همين دليل، كليد اصلى پيروزىها، صبر و شكيبايى است؛ حتی در برخی روایات این دو قرین هم شمرده شدهاند: «مَنْ رَكِبَ مَراكِبَ الصَّبْرِ اهْتُدِىَ الَى مَيْدَانِ النَّصْرِ»(4)؛ كسى كه بر مركب صبر و شكيبايى سوار شود، به ميدان پيروزى پاى مىنهد. «مِفْتاحُ الظَّفَرِ لُزُومِ الصَّبْرِ»(5)؛ كليد پيروزى، داشتن صبر و شكيبايى است. و «الصَّبْرُ الظَّفَرُ»(6)؛ صبر مساوى با پيروزى است!
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیماند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید(7)
از آنجایی که تعلیم و تربیت، بهمثابه رشد و پرورشِ «پیچیدهترین موجود آفرینش» است، پیچیدگیهای موضوعش (انسان) را ارث میبرد و جزء سختترین و پر افت و خیزترین فعالیتهای انسانی محسوب میشود. از این رو اگر در هر فعالیت انسانی معمولی، صبر و سعۀ صدر کلید پیروزی است، در تعلیم و تربیت به طریق اولی لازم و ضروری است. اما چگونه میتوان این روحیه را در خود تقویت کرد؟
راههای تقویت صبر و سعۀ صدر
1 ذکر و یاد خدا: «الذِّكْرُ یشْرَحُ الصَّدْر»(8)؛ یاد خدا [در دل و زبان] شرح صدر میآورد. حضرت امام خمینی(ره) در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، در این باره میفرمایند: «سعۀ صدر، از معرفت حق تعالى پیدا شود؛ در موادّ مستعدّه لایقه انس با خدا، قلب را به مقام اطمینان و طمأنینه رساند. و یاد حق تعالى دل را از منازل و مناظر طبیعت منصرف كند، و تمام جهان و جهانیان را از نظر او بیاندازد، و دلبستگى به احدى غیر از حق پیدا نكند، و با هیچ چیز دل خوش نكند، و همّتش به مرتبه[اى] رسد كه تمام عوالم وجود در پیش نظرش نیاید. پس هر چه واردات قلبى پیدا كند، دامنگیر او نشود. و خود را به واسطۀ آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد. و هر چه غیر از حق و آثار جمال و جلال او است، در نظرش كوچك باشد.»(9)
2 هدف و الهی بودن آن: یکی از عوامل تقویت صبر و سعۀ صدر، توجه به هدف از صبر و سعۀ صدر است. مطابق آیات قرآن، مقصد و هدف از صبر را بایستی رضایت الهى قرار دهیم(10): «وَ اصْبرْ وَ مَا صَبرُكَ إِلَّا بِالله»(11)؛ صبر كن، و صبر تو فقط براى خدا و به توفیق خدا باشد، «وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ»(12)؛ و به خاطر پروردگارت شكیبایى كن. هرچه صابر از این هدف دورتر باشد، صبر برایش سختتر و تلختر است.(13) لازم است مربی بداند که صبر او بر رفتار متربی، از مصادیق «صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ»(14) است؛ بدین بیان که عرصههای صبر(15) گاهی در مسائل صرفاً شخصی است و گاهی در مسائل اجتماعی و عمومی یا به تعبیر دیگر، مسائلی که با سرنوشت یک مجموعه سر و کار دارد(16)؛ که صبر مربی، از این قسم است.
3 توجه به جایگاه خود در نظام هستی: اینکه انسان به جایگاه دنیا و زودگذر بودن آن بیاندیشد و ضعف و کوچکی خود در مخلوقات عظیم را یادآور شود، خود به خود در مییابد که اتفاقات و مصائب و سختیها آن قدر ارزش ندارند که زندگی و فکر و رفتار خود و دیگران را به خاطر آنها، تحتالشعاع قرار دهد. لذا به حدی از استواری و شرح صدر دست مییابد.
4 توجه به پاداش صبر و سعۀ صدر: روز قیامت وقتی مؤمنان وارد بهشت میشوند، ملائکه به آنها میگویند: «سَلامٌ عَلَیكُمْ بِما صَبَرْتُم»(17)؛ سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان؛ نه «بما صلّیتم»، نه «بما صُمتم» و… .(18)
5 توجه به سعۀ صدر دیگران و الگوپذیری از آنان: مطالعۀ سعۀ صدر صابران تاریخ، در تقویت روحیۀ صبر و سعۀ صدر انسان بسیار مؤثر است.(19) با الگوگیری از بزرگان، میتوان شیوۀ مقابله با مشکلات را آموخت. این موضوع را خداوند به پیامبر گوشزد میکند و میفرماید: «فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُواْ الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»(20)؛ پس صبر كن آن گونه كه پيامبران اولوالعزم صبر كردند. مطالعۀ تاریخ انبیاء –خصوصاً پیامبر اسلام(ص)- و بزرگان تاریخ معاصر -نظیر شهید بهشتی- در این زمینه میتواند مفید و راهگشا باشد.
6 توجه به ابعاد مختلف عرصۀ تعلیم و تربیت:
الف. مربی توجه کند که مخاطبان او یکسان نیستند(21) و روحیات و استعدادها و تواناییهای متفاوتی دارند و اتفاقاً این تفاوت در روحیات و استعدادها برای برطرف کردن نیازهای جامعه، لازم و ضروری است. مربیان موفق میدانند كه متربی از روى ناآگاهى اشتباهاتى انجام مىدهد؛ مثلاً نوجوان در اثر غرور، در رفتارهاى غلط خود پافشارى مىكند؛ در برخى، ناهنجارىهایى از قبیل شرارت، خشونت و عصبانیت هم دیده مىشود. اما بعد از مدت كوتاهى این حالت برطرف شده، آنان متوجه خطاى خود مىشوند و با زبان حال یا زبان قال عذرخواهى مىكنند.(22)
ب. مربی به نسبت بین مربی و متربی توجه کند؛ اگر متربی رشدیافته بود و به کمال رسیده بود که دیگر نیازی به تعلیم و تربیت و مربی نداشت! لذا متربی تقصیری ندارد که خطا میکند. او خطا میکند تا یاد بگیرد و اساساً به دلیل همین خطاهایش نیاز به تعلیم و تربیت دارد و عنوان «متربی» پیدا کرده است.
ج. تربیت در ظرف زمانی مشخصی به نتیجه میرسد و متناسب با روحیات و سن، زمان اثرگذاری فعالیتهای تربیتی متفاوت است. به علاوه اینکه اساساً فعالیتهای تربیتی، دیربازدهاند:
سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
قرنها باید که تا صاحبدلی پیدا شود
بوسعید اندر خراسان و اویس اندر قرن
سالها بایدکه تا یک کودکی از روی طبع
عالمی دانا شود یا شاعری شیرین سخن
ماهها بایدکه تا یک پنبه دانه ز آب و گل
شاهدی را حلّه گردد یا شهیدی را کفن(23)
7 لیست کردن مواقع صبر: مربی، مواردی که در مظانّ این است که صبر و تحمل نداشته باشد، لیست کند و در مورد آنها فکر و تأمل نماید و پیشاپیش خود را برای آن موقعیتها آماده کند. مثل: پرسش و پاسخها، ناهماهنگی در گروه و… .
8 همشکل سازی: يكى ديگر از انگيزههاى صبر و عوامل پرورش آن، همشكل ساختن صابران است. اين امر نه تنها در اينجا، بلكه در تمام فضايل اخلاقى صدق مىكند كه هر گاه انسان، در ظاهر خود را به صفتى بيارايد -هر چند در باطن چنين نباشد- به تدريج در باطنش نيز نفوذ كرده و به آن متخلّق مىگردد(24): «مَنْ يَتَصَبَّرْ يُصَبِّرُهُ اللّهُ وَ مَنْ يَسْتَعْفِف يَعُفَّه اللّهُ، وَ مَن يَسْتَغْنِ يُغْنِهُ اللّهُ وَ مَا اعْطِى عَبْدٌ عَطاءً هُوَ خَيرٌ وَ اوسَعُ مِنَ الصَّبْرِ»(25)؛ كسى كه خود را به چهرۀ صابران در آورد (و جزع و فزع را ترك گويد)، خداوند روح صبر را به او مىبخشد و كسى كه به چهرۀ عفيفان درآيد، خداوند او را به زينت عفّت مىآرايد و كسى كه در چهرۀ بىنيازان درآيد، خداوند او را بى نياز مىسازد و به هيچ بندهاى موهبتى بهتر و گستردهتر از صبر عطا نشده است.
پینوشتها:
([1]) در یادداشت شمارۀ قبل، با عنوان «جایگاهشناسی صبر و سعۀ صدر در تعلیم و تربیت اسلامی» این مباحث به تفصیل بررسی شد.
(2) نهج البلاغه: حکمت153.
(3) آیت الله مکارم شیرازی، ناصر: «اخلاق در قرآن»، ج2، ص461.
(4) بحارالأنوار، ج68، ص96.
(5) تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص283.
(6) همان.
(7) حافظ.
(8) تصنیف غررالحكم و دررالكلم، ص189.
(9) امام خمینی، سید روح الله: «شرح حدیث جنود عقل و جهل»، طبع جدید، ص337.
(10) تفسیر نور، ج4، ص349.
(11) نحل(16):127.
(12) مدثر(74):7.
(13) آیت الله مظاهری، حسین: «خانواده در اسلام».
(14) الكافی، ج3، ص236.
(15) علی(ع) قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ، وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ، وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیة.» (الکافی، ج2، ص91.)
(16) بیانات مقام معظم رهبری، 19/06/1387
(17) رعد(13):24.
(18) مقاله «سعۀ صدر از منظر آیات و روایات»، پایگاه مبلغان مجتمع عالی فقه (جامعة المصطفی).
(19) آیت الله مکارم شیرازی، ناصر، پیشین، ص477.
(20) احقاف(46):35.
(21) قرائتی، محسن: «قرآن و تبلیغ»، ص98.
(22) پاکنیا، عبدالکریم: «تربیت در سیره و سخن امام حسن مجتبی(ع)».
(23) سنائی
(24) آیت الله مکارم شیرازی، ناصر، پیشین، ص461.
(25) ميزان الحكمة، ج2، ح10128.