در باب اندیشه

1380/07

 

در آغاز سخن، سلام و مهر رهبر عزيز و فرزانه و محبوبمان را به همه‌ی شما برادران و خواهران گرامي ابلاغ مي‌كنم. از همه‌ی شما عزيزان تشكر مي‌كنم كه بنده را به ديدارتان مفتخر كرديد؛ مسئولان عزيز و گران‌قدر، به‌ويژه عزيزاني كه از آموزش و پرورش در خدمتشان هستيم، امام‌جمعه‌ی فاضل و محبوب شهرستان بابل و فردفرد شما دانش آموزان عزيز، برادران و خواهران و فرزندان گرامي كه در اين جمع باصفا و نوراني حضور به‌هم رسانديد. خداوند تبارك و تعالي را بر نعمت زيارت شما خوبان سپاس‌گزارم و اميدوارم جمع ما مورد توجه ويژه‌ی حضرت بقيت‌الله الاعظم (ارواحنا فداه) قرار گيرد.

 

یارگیری امام زمان از جوانان نسل انقلاب

انسان احساس مي‌كند امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دارند از بين جوان‌هاي اين نسل يارگيري مي‌فرمايند؛ چون حقيقتاً اوضاع زمانه حكايت از حوادث بزرگي دارد. روزگار ما، هم حوادث بسيار بزرگي را پشت سر گذاشته و هم حوادث بزرگي را در پيش دارد. انسان احساس مي‌كند صداي گام‌هاي اميدبخش يادگار فاطمه (سلام الله علیها) به گوش مي‌رسد و اگر اين نسل به خود بيايد و بكوشد و سريع خود را براي آن ظهور مبارك آماده سازد، ان‌شاءالله همين نسل، به فضل الهي و با همين رهبر گران‌قدر و نوراني به محضر مبارك حضرت ولي عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نائل خواهد شد.

 

نسل جوان، امید رهبری و نظام

وقتي در شهرهاي مختلف با چهره‌ی نوراني و مصمّم دانش‌آموزان و نوجوانان عزيز و هوشمند و بصير مواجه مي‌شويم، خيلي دلگرم مي‌شويم كه بشود با همين جماعت عزيز به آن هدف‌هاي بزرگ دست یابیم. رهبر به اين نسل خيلي اميد بسته‌اند. آنچه از ديگران بيشتر شنيده مي‌شود، غالباً نگراني‌ها و گرفتاري‌ها و مصيبت‌هايي است كه گريبان‌گير اين نسل عزيز است. اينها را آقا بهتر از هركسي مي‌داند و پيشتر از همه اين خطرها را گوشزد كرده‌ و ديگران را دعوت كرده‌اند تا تدبيري بينديشند.

دغدغه و نگراني از عمق درك و بصيرت نائب امام عصر ناشي مي‌شود. اوضاع و احوال آينده و حوادثي كه در پيش است و توطئه‌هاي دشمن را خوب مي‌توانند ببينند. سال‌ها است آقا خطرهای گوناگوني را كه متوجه فرهنگ اسلامي، به‌ويژه متوجه جوانان ما است، متذكر شده‌اند. اما به هر حال، ايشان به اين نسل بسيار خوش‌بين و اميدوار هستند. من گاهي به دوستان عزيز در جلسات مختلف مي‌گويم جا دارد اين نسل كه واقعاً مورد اميد و توجه نائب امام عصر است، بتواند خودش را سريع براي اين دلدادگي قابل كند.

در جلسات عمومي آقا، مخصوصاً وقتي ايشان با بچه‌هاي مؤمن و نوراني و پاكيزه مثل شما عزيزان انجمن‌هاي اسلامي مواجه مي‌شوند، اين اميد را بيشتر در كلمات و نگاه دلرباي آقا ملاحظه مي‌فرمایيد. در جلسات خصوصي نيز همين‌طور است. دائماً به فكر و در عین حال اميدوار هستند. ما هم گاهي محضر شريفشان شرفياب مي‌شويم، همين نگاه و همين احساس و همين اميد به ما منتقل مي‌شود.

من به همه‌ی شما تبريك عرض مي‌كنم و اميدوارم همان‌طور که اين كارهاي بزرگ به ‌دست شهداي عزيز دانش‌آموز و سرداران رشيد اسلام در زمان ما اتفاق افتاد، همين پرچم‌ها به‌ دست باكفايت شما همچنان در اهتزاز باشد.

 

جای خالی اندیشه در نظام تعلیم و تربیت

بحثي كه به‌ نظرم خيلي جا دارد در جمع شما عزيزان مطرح شود سخني در مورد انديشه‌ورزي است. احساس مي‌شود جاي اين مسئله خالي است و آن‌گونه كه شايسته است، به اين مسئله توجه نمي‌شود. چرا اين بحث را، آن‌هم در جمع شما انتخاب كردم؟ نظام تعليم‌ و‌ تربيت ما هنوز با مُدل مطلوب اسلامي فاصله‌ی زيادي دارد. اميدواريم با همت مسئولان و دست‌اندركاران امر آموزش و پرورش، آنچه در خود اين نظام نوراني و سازمان‌هاي بزرگ نظام ما است، متحول شود. چون اين نظام در ابعاد مختلف با آنچه كه بايد باشد، بسیار فاصله دارد.

يكي از نواقص جدي در پيكره‌ی اين نظام، اين است كه بچه‌هاي عزيز ما را با تفكر و انديشيدن بار نمي‌آورد. عموماً آنچه در نظام آموزشي ما پشت ‌سر گذاشته مي‌شود، گسترش سطح معلومات بچه‌ها است، نه عمق معلومات آنها. مانند دريايي با عمق يك سانتی‌متر است كه بسيار سطحي است. از ابتدا مطالب مختلف را به ذهن بچه‌ها مي‌دهيم و اين نظام آنها را وامي‌دارد كه آن مطالب را حفظ كرده و امتحان بدهند. اما آن مطلب چقدر براي آنها مفيد است؟ به چه كاري در زندگي آنها می‌آيد؟ آيا گِرِهي از دنيا و آخرت آنها مي‌گشاید؟

بنده با دقت و مطالعه عرض مي‌كنم كه متأسفانه ما به فصل تفكر و انديشيدن كه هنر عالي انساني است، خيلي كم مي‌پردازيم؛ لذا بچه‌هاي عزيز عادت نمي‌كنند درباره‌ی مطالب، خوب فكر كنند و تفکر برايشان ملكه نمي‌شود.

ما مجموعه‌ی انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان، به ‌عنوان يك نهاد انقلابي، بايد در اصلاح اين نظام تعليم و تربيت كوشا باشيم. يكي از رويكردهاي اصلاحي، دامن ‌زدن به بُعد انديشه و پرورش فكري دانش‌آموزان است.

شايسته است قدم اول را خودِ ما برداريم. در اين جمع‌هاي برگزيده‌ی انجمن‌هاي اسلامي باب انديشيدن را باز کنیم و به آن جهت دهيم. ميدانش را فراهم آوريم و شيوه‌ی انديشيدن صحيح را آموزش دهيم. این نکته را عرض کردم تا با همت خود بچه‌ها بتوانيم اين مسئله را جبران كنيم.

در اين زمينه با توجه به آنچه در قرآن كريم و روايات اهل بيت عصمت و طهارت داريم، مطلب را ادامه می‌دهم.

 

خاطره‌ای درباره‌ی تفکر

در روزگار نوجوانيِ ما كه توفيق نصيبمان شد و عازم طلبگي شديم، اولين موضوعي كه بنده را به خود جذب كرد، مسئله‌ی تفكر بود. جلسه‌اي با جمعي از جوان‌ها و نوجوان‌ها تشكيل داديم. چون قبل از آنكه براي طلبگي اقدام كنم، جزء اعضای فعال انجمن‌هاي اسلامي مدرسه و شهرستانمان بودم. از همان زمان، این كارهاي فكري بود، اینکه گردهم آییم و به مسئله‌ی مورد نظر فکر کنیم و آن را خوب بپزيم، جهات مختلف و ابعادش را مي‌سنجيديم. قبل از اينكه به جلسه بيایيم، فكر كنيم.

وقتي براي مطالعات و تحصيلات طلبگي رفتم، آنجا هم اولين مسئله‌اي كه نظر مرا به خود جلب كرد، بحث تفكر بود. با گروهي از دوستان شروع به بررسي اين مسئله كرديم. چند ماه پيش، اتفاقی نوارهايي را از زير شيرواني منزل پدرم به ‌دست آورديم که مربوط به آن جلسات بود. گرداننده‌ی آن جلسه خودم بودم. حدود سیزده بحث درباره‌ی تفكر در سال 62  مطرح کرده بودیم. خيلي جالب بود از اين جهت كه ما در آن سن چطور وارد چنين بحث جدي‌ای شديم. خيلي خاطره‌انگيز بود. اميدوارم شما بچه‌هاي عزيز هم به ‌طور جدي وارد اين بحث شده و كارهاي خوبي در اين زمينه انجام دهيد. علاوه بر اينكه اکنون منابع در اين زمينه نسبت به آن سال‌ها خيلي بيشتر است.

 

اهمیت تفکر در قرآن

مسئله تفكر مورد اهتمام بسيار زياد خداوند تبارك و تعالي است. گاهي با لفظ فكر و تفكر و گاهي با الفاظ ديگر، این مطلب را بیان فرموده و البته نكاتي هم در ضمنش هست؛ مثل تعقل، تفقه و تدبر. خداي متعال از عنوان‌هاي گوناگوني استفاده كرده تا اين مسئله‌ی مهم را به بندگانش گوشزد كند و جايگاه آن را به آنها نشان دهد. حتي در يكي از آيات قرآني، از زبان اهل آتش، مي‌گويد: «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ؛[1] اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقل كرده بوديم، در [ميان] دوزخيان نبوديم». كساني كه دارند در آتش خشم الهي مي‌سوزند زبان حالشان اين است كه اگر خوب مي‌شنيديم و خوب مي‌انديشيدم، جزء اهل دوزخ نبوديم. پس انديشيدن، كليد نجات انسان به‌ شمار مي‌آيد.

خداي تبارك و تعالي، حجت باطني به همه‌ی ما داده که نام آن عقل است؛ يك ظرفيت عظيم براي درك‌ كردن و سير‌ كردن و به خداي متعال نزديك ‌شدن و جايگاه خود را شناختن. عقل، گنج بزرگی است كه با بعثت انبيا قرار است استخراج شود و به‌ وسيله‌ی ما مورد استفاده و بهره‌وري قرار بگيرد.

حضرت علي (سلام الله علیه) در خطبه‌ی اول نهج البلاغه مي‌فرمايند: پيامبران آمدند تا گنجينه‌هاي عقلي ما انسان‌ها را كه حجت خداي متعال است، استخراج كنند. يعني قبل از اينكه خداوند پيامبري از بيرون برای ما بفرستد، يك پيامبر از درون براي ما قرار داده که نامش عقل است. شرعِ داخلي و پيامبر دروني ما است. پيامبر خدا و حجت الهي مي‌آيد تا حجت ظاهري (پيامبر آسماني و اوليای خدا) و حجت دروني (عقل) دست ‌به ‌دست هم بدهند تا انسان به سعادت و خوشبختي برسد.

جايگاه انديشه خیلی رفيع است؛ از آن جهت كه ما را به آفاق گسترده‌اي از معرفت نزديك مي‌سازد و امكان سير و سفر به حقايقي ماورای اين دنياي مادّي را براي ما فراهم مي‌آورد. دست ما را مي‌گيرد و به عوالم ديگري مي‌برد. امكان خروج از محدوده‌هاي عالم طبيعت را براي ما فراهم مي‌كند. بستر بال‌ و پر زدن در هواي عالم معنا را براي ما ایجاد مي‌كند. اينكه مي‌گويد: «ای خوش آن روز كه پرواز كنم تا برِ دوست»، يك بخش اين پرواز، با بال انديشه است. بخش ديگري از آن، با بال عشق است که آنجا ديگر مسافر «دل» هستیم. منتها دلي كه انديشه، او را تا مدارج بالا راهنمايي مي‌كند. از آنجا به او مي‌گويد: «رو، رو من حريف تو نِيَم». تا آنجا سيرش مي‌دهد و سپس مي‌گويد از حالا به بعد خودت بايد بروي، آنجا جاي سير قلبي انسان‌ها است.

انديشيدن، يعني باور كردن اين ذخيره‌ی الهي در وجودمان، يعني عقل، توجه به اين گنجينه و بازگشايي راز اين صندوق.

ما در ساحت انديشه و تفكر سعي مي‌كنيم با چينش صحيح و منطقي آنچه می‌دانیم، به حوزه‌هاي جديدي دست یابيم و نادانسته‌هايي را در بخش دانايي خود قرار دهيم. اين امكان ارزشمندي است كه براي ما فراهم است. انديشيدن بسيار مورد توجه است و از نعمت‌هاي بزرگ خداي متعال است. پروردگار متعال در آياتي از قرآن مي‌فرمايد ما نشانه‌هاي خود را براي شما آشكار ساختيم تا در آنها بينديشيد: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛[2] در اين [امر] براى مردمى كه مى‌انديشند، نشانه‏هايى است».

 

چند نکته در باب تفکر

۱. انديشيدن و بارور ساختن عقل

در اینجا ذکر چند نكته ضروری است. اول اینکه تفكر و انديشيدن عقل ما را بارور مي‌كند. در برخي از روايات از حضرت اميرمؤمنان (سلام الله علیه) نقل شده كه فرمودند: «مَن أكثَرَ الفِكرَ فيما تَعَلَّمَ أتقَنَ عِلمَهُ و فَهِمَ ما لَم يَكُن يَفهَمُ؛[3] هر كه در آموخته‌هايش زياد بينديشد، دانش خود را استوار گرداند و آنچه را نمى‌فهميده است، بفهمد». در روایت تعبير «اتقان» آمده؛ پس تعبير حضرت چنين است: انسان علم خود را با انديشيدن، متقن و محكم و استوار مي‌كند.

چيزهايي در حوزه‌ی فكري و معرفت ما وارد ذهن ما می‌شود. کار انديشه این است که سره را از ناسره تشخيص مي‌دهد. چيزهاي هوس‌آلود و غيرحكيمانه را از معارف حقيقي و سودمند تشخيص مي‌دهد و آنچه را سودمند است، بارور كرده و برايش ميدان فراهم مي‌كند. تفكر، بابِ معرفت صحيح را به روي انسان مي‌گشاید. اگر انديشه، شكل صحيح خود را داشته باشد، انديشيدن همواره، هم بر گستره‌ی معارف ما، يعني بر كميتش مي‌افزايد و هم آنها را عميق مي‌سازد؛ يعني بر كيفيتش می‌افزاید. پس اندیشه در توسعه كمي و كيفي معارف ما نقش دارد و در هر صورت معرفت ما را افزايش مي‌دهد. این مطلب بسیار مغتنمی است؛ چون معرفت و دستيابي به معرفت بسیار مهم است.

انديشه مي‌تواند ما را اولاً به خودمان معرفي كند، ثانياً باب خداشناسي را به روي ما بگشاید. خودشناسي و خداشناسي دو باب از معارف قيمتي است كه ما به‌وسيله‌ی انديشيدن مي‌توانيم به آنها دست يابیم. خداي تبارك و تعالي در قرآن كريم، ميدان را براي ما گشوده و ما بايد براي اين نعمت بزرگ بسیار شكرگزار باشیم. خداوند در قرآن كريم خود را به نام‌هاي مختلف معرفي مي‌كند: كريم، رحيم، رحمان، غفور، شكور، حليم، سميع، بصير، عليم، قريب، مجيد، عظيم، قوي، غني و… همچنین فرموده است: «و لِلّهِ الاَسْماءُ الْحُسْني و أَدعوهُ بِها؛ ». به ‌قول مرحوم علامه طباطبایي (رحمه الله علیه) اينها كليدهاي «معرفت ‌الله» هستند.

بخشی از انديشه‌هاي ما بايد در باب اسمای الهي باشد؛ زیرا يكي از ميادين فكري كه به روي انسان گشوده شده، همين حوزه است.

 

۲. تفکر، راه دیدن نشانه‌های الهی

ما غرق در آيات و نشانه‌هاي خداوند تبارك و تعالي هستيم. عالم، عالم نشانه است. هرچه هست، نشان از علم و قدرت و غني و قوي‌ بودن حق دارد و هر موجودي از اين جهت يك نشانه است. اما چگونه ما مي‌توانيم به اين نكته برسيم؟ يعني چگونه از هر موجودي اين استفاده‌ی الهي و ملكوتي را داشته باشيم كه ما را به خداي متعال وصل كند؟ از چه راهي؟ از راه تفكر.

در روایت است: «مَنْ تَفَكَّرَ أبصَرَ؛[4] كسي كه فكر خود را به‌كار بيندازد، بصير مي‌شود». شما مي‌توانيد در آينه‌ی فكرتان اين علائم و نشانه‌ها را ببینید و چه مشاهده‌ی باشكوهي است! متأسفانه به حجاب عادت مبتلا هستيم كه حجاب خطرناكي است. مثلاً خودمان براي خودمان عادي شده‌ايم. اصلاً پیرامون خویش فكر نمي‌كنيم. ما كه هستيم؟ از كجا آمده‌ایم؟ چه كاري در اين مرحله بايد انجام دهیم؟ به كجا مي‌رویم؟ اين‌همه نقش بديع و حيرت‌انگيز كه خداوند در وجود و جسم و جان شما زده، نشانه‌هاي او هستند. ما چقدر از آنها غافل هستيم! چون نمي‌انديشیم.

اين‌همه زيبایي و عظمت، در زمين و آسمان و اطراف ما است. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛[5] مسلّماً در آفرينش آسمان‌ها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏‌هايى است؛ همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى‌كنند و در آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‏انديشند [و می‌گویند:] پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريده‏اى، منزهى تو، پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار».

نغمه‌ی «سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» سروش متفكران ذاكر است. آنان كه با توجه به خداوند در اين‌همه عظمت و زيبایی خدا مي‌انديشند و سير فكري مي‌كنند. اين انديشه‌ها، آنها را به آستان لطف الهي مي‌رساند و آنجا به جوش‌ و خروش مي‌آيند و مي‌گويند: «رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا».

خدا كند من و شما به جایی برسيم كه بدانیم همه‌ چيز در اين عالم، محصول حكمت الهي است و هيچ باطلي در آفرينش الهي راه ندارد. اين مقام محصول تفكر است. شما اگر فكر نكنيد، به این مطلب نمي‌رسيد؛ انديشه مي‌خواهد. انسان با انديشه مي‌تواند به اين آيات الهي برسد كه بگويد: «رَبَّنا» و با تمام وجود خدا را بخواند، خودش را قطره‌اي در اين دريا و امواج پرخروش هستي ببيند و احساس كند همه دارند مي‌گويند: «رَبَّنا». نمي‌گويد: «رب»، بلکه می‌گوید: پروردگار من و همه. «مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا» اينها را باطل نيافريدي و هدفمند هستند. اين امواج پرخروش رو به ساحلي دارند.

تاکنون اتفاق افتاده در دل شب بنشينید و در آفاق اين آسمان باشكوه كه سرتاسر آن نشانه‌ی علم و عظمت و زيبایي خداوند متعال است، بينديشيد و از جرعه‌هاي معرفتي مست شويد كه در مسير اين تفكر به شما مي‌نوشانند؟ آيا چنين حالي برايتان به وجود آمده؟ بينديشيد درباره‌ی اين ستاره‌ها كه دانش بشري هر روز آفاق تازه‌اي از آن را براي ما باز مي‌كند. اکنون مسئله‌ی ميلياردها سال نوري مطرح است. حدود ده سال پيش در مورد يك مسئله‌ی نجومي همراهِ جمعي از دوستان آماتور كار و مطالعه مي‌كرديم. آن زمان مي‌گفتند ديواره‌ی كهكشاني كه مورد مطالعه قرار گرفته و از آنجا پيام‌هاي راديويي را كه راديوتلسكوپ‌هاي ما توانسته‌اند دريافت كنند، هشتصد ميليون سال نوري است!

گفتنش آسان است. خورشيد فقط هشت دقيقه و چند ثانيه نوري با ما فاصله دارد که يك واحد نجومي است. بعد از خورشيد نزديك‌ترين ستاره به ما، ستاره‌ی آلفاقنطورس، حدود چهار سال و اَندی با ما فاصله دارد. يعني شما از هشت دقيقه به چهار سال نوري منتقل مي‌شويد؛ آن‌هم با سرعتي كه نور طي مي‌كند؛ يعني سیصد هزار كيلومتر در ثانيه! خداي متعال چه جلوه‌گري كرده است؟! امروزه بحث شهرهاي كهشكاني و كشورهاي كشهكشاني مطرح است. زماني وقتي مي‌گفتيم كهكشان، كهشكان راه شيري مدنظر بود. برخي از كهكشان‌هاي ديگر مثل إمراه ‌المسلسله بود كه مي‌گفتند در آن، ميليون‌ها خورشيد و منظومه‌ وجود دارد. آیا تاکنون با دوربين دوچشمي قوي اين كهشكان را دیده‌اید؟ غير از كهكشان راه شيري که يك توده‌ی روشن و زیبا و خيـلي تماشايي است، با تلسـكوپ توده‌اي مي‌بینيم که مثل يك قطعه ابر است. خدا مي‌داند آ‌نجا چه خبر است!

آیا تاکنون به اين‌همه زيبایي و عظمت اندیشیده‌ایم؟ اگر اينها براي ما نيست، براي كيست؟ خداي متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: ای انسان! همه‌ی اينها را براي تو آفريدم تا فكر كني. در آن حديث قدسي نوراني فرمود: «اي فرزند آدم، من همه چيز را براي تو آفريدم و تو را براي خودم».[6] اين همه براي تو است كه در آنها سير و تفكر كني. آنجا است كه انسان با علم و فكر اين راه را مي‌رود و آن صحنه‌هاي عجيب را تماشا مي‌كند و فطرتش به زبان مي‌آيد و مي‌گويد: «سبحان الله لااله الا الله الله اكبر». تكبيری كه محصول فهم ذره‌اي از عظمت بي‌كران خدا است، انسان را به آستان حق مي‌برد.

 

  1. رابطه‌ی تفکر و تسبیح پروردگار

پس از «يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ…؛ در آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‏انديشند…»، مي‌فرمايد: «سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ منزهى تو، پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار». نکته‌ دارد، يعني خدايا من هرچه مي‌بينم، همه بر طبق حكمت، حساب، نظم، قانون، زيبایي، شكوه و عظمت است. باطل به اين مجموعه راه ندارد. به اينجا كه رسيد، مي‌گويد: « فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار». يعني خدايا باطل در كارهاي من است. تو به من اختيار و قدرت انتخاب دادي، من چقدر انتخاب‌هاي باطل كردم! كسي كه حرف باطل زده و نگاه ناروا كرده و نعمت‌هاي تو را ناشكري كرده و غفلت داشته؛ منم. خدايا ما را از عذاب خود حفظ كن. هرچه در عالم هست، همه رو به سوي تو دارند. «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ؛[7] هر كدام در سپهرى شناور هستند». همه در مدار حق شناور و همه در مسير خدا در سفر هستند. آنگاه به خود مي‌آيد و مي‌گويد: همه‌ی اينها آفريده شده كه من به مقصود برسم، ولی چقدر كمي و كاستي و كوتاهي داشتم! آنگاه مي‌گويد: «سُبْحَانَكَ» مرا از عذاب خود حفظ كن.

 

  1. تأثیر تفکر بر عمل، ‌اخلاق و معرفت

تفكر با محیط فكري و عقلي ما چه مي‌كند؟ چه مياديني را باز مي‌كند؟ قرآن مي‌فرمايد شما در خودتان نگاه نمي‌كنيد: «وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ؛[8] و در خود شما، پس مگر نمى‌بينيد؟». اين‌همه عظمتي كه در وجود شما آفريده شده، به‌مراتب عجيب‌تر و حيرت‌انگيزتر از آسمان‌ها است؛ چون قبل از آن مي‌فرمايد: «وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ؛[9] و روى زمين براى اهل يقين نشانه‏‌هايى است». در زمين آيات فراواني است براي كساني كه به باور و يقين رسيده‌اند. سپس مي‌فرمايد: «وَفِي أَنْفُسِكُمْ؛ و در خود شما». در جان و روح و روان شما اين‌همه نشانه است. «أَفَلَا تُبْصِرُونَ؛ پس مگر نمى‌بينيد؟».

تفكر نقش‌هاي بديعي در ميدان اخلاقِ ما مي‌زند. انديشه‌هاي پاك، بذر اخلاق كريمه را در محيط جان انسان مي‌پاشد. چيزي كه دانه‌هاي مكارم اخلاق را در محيط شخصـيت ما مي‌افـشاند، انديشه‌هاي كريـمانه و پاك است. همان‌طور که آنچه اعمال ما را سامان مي‌بخشد و طراحي و حفظ و آسيب‌شناسي كرده و به مقصد رهنمون مي‌سازد، تفكر است. انديشيدن در حوزه‌ی عمل نقش دارد، در حوزه‌ی اخلاق سهمي دارد و در ميدان معرفت نیز ميدان‌دار است.

 

  1. تفکر، شمشیر دولبه است

همان‌طور که انديشه مايه‌ی خوشبختي ما است، بدبختي انسان هم از همين جا سرچشمه مي‌گيرد. چون سِمت امامت را دارد، وقتي آسيب ببيند، همه‌جا آسيب مي‌بيند. شيطان نیز از فكر شروع مي‌كند. وسوسه‌هاي شيطاني از تفكر ما شروع مي‌شود. يك تصور ناباب و ناپاك را در محيط ذهني ما مي‌اندازد و فكر ما را به آن مشغول مي‌كند. وقتي انسان به گناه فكر مي‌كند، هم محيط ذهني خود را تاريك مي‌كند و ديگر نمي‌تواند به آن آفاق وسيع كه پيش روي انسان گشوده است برسد، هم وقتي اين وسوسه‌هاي شيطاني در انسان اثر كند و اين افكار ناپاك به محيط فكري ما راه یابد، بذر اعمال ناشايست از همان‌جا ريخته و كاشته مي‌شود. اين جمله را از حضرت علي (عليه السلام) به خاطر بسپارید: «مَن كَثُرَ فِكرُهُ فِي المَعاصِي دَعَتهُ إلَيها؛[10] آن‏كه در گناهان، بسيار انديشه كند، [اين كار،] او را به گناه مى‏كشانَد». کسی كه به گناه مي‌انديشد، سرانجام به گناه خواهد افتاد.

 

  1. اهمیت بهداشت فكري

بچه‌ها گاهي از من مي‌پرسند: وسوسه‌ها، افكار ناصواب و شيطاني گاهي به ما حمله مي‌كنند، چه كنيم؟ بايد بهداشت رواني و اخلاقي خود را از فكر آغاز كنيم. اگر به فكر شيطاني ميدان ندهید مي‌توانید در عمل نیز پاك باشید. اما اگر ذهن شما را فكر شيطاني اشغال كرد و به آن ميدان داديد و آن را پرورش داديد، همان فكر شيطاني شما را تا عمل شيطاني خواهد برد و شيطان دست از سر شما برنخواهد داشت.

تعبير قرآن كريم در اينجا بسیار دلنشین است: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ؛[11] در حقيقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‏اى از جانب شيطان بديشان رسد، [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند». ضريب حساسيت اهل تقوا نسبت به ميكروسكوپ گناه بسیار بالا است. كساني كه متوجه خداوند و دلداده‌ی او هستند، حتي اگر گروهي از شياطین بیایند و آنها را وسوسه كنند، «تَذَكَّرُوا» به خود مي‌آيند. نمی‌گذارند ميدان پاك فطرتشان با انديشه‌ گناه آلوده شود. اين بهداشت فكري است. همان‌جا که اندیشه پلید می‌آید، «فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ» چشمشان باز مي‌شود.

روايتي داريم، به‌ویژه در مورد جوان‌ كه وقتي در معرض حملات شيطاني قرار مي‌گيرد، همان‌جا خود را مهار مي‌كند و مي‌گويد: خدا مي‌بيند و نمي‌پسندد و در شأن من نيست كه چنين نگاه شيطاني و انديشه‌ی هوس‌آلودي داشته باشم. وقتي چشم فرو مي‌بندد، خداوند چشم دل او را به روي جمال خویش مي‌گشاید و از حلاوت و شيريني ايمان به اين جوان عزيز مي‌چشاند. آن هوس‌هاي زودگذر كه همراهش ملالت و ملامت تا آخر عمر و بلكه تا ابد است، به شيريني جاودانی ايمان تبديل مي‌شود و چشمي كه مي‌خواست به روي يك صحنه‌ی حرام باز شود، اکنون به جمال بي‌زوال حق باز می‌شود و آنجا است كه از او دلبري مي‌كند و به او درك يوسفي مي‌دهند. ان‌شاءالله اين يافته‌ها و اشراقات، ارزانيِ همه‌ی شما شود.

 

چند پرسش و پاسخ

  1. وظيفه‌ی اصلي اعضای فعال انجمن اسلامی

پرسش: وظيفه‌ی اصلي اعضای فعال انجمن چيست؟

پاسخ: در شرح وظايف، مشخص‌ شده که اعضای هيئت مركزي چه وظايفي دارند و اين به همت شما برمي‌گردد كه اين سازماندهي را در داخـل خود داشته باشـيد. اگر ابهام داريد، با مسئولان اتحاديه صحبت كنيد؛ مخصوصاً درباره‌ی شكل‌گيري هسته‌هاي مطالعاتي و گروه‌هاي معنوي كه همان جمع‌هاي انصارالمهدي (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است.

بر اين دو مطلب خيلي اصرار داريم: به جلسه‌ی فكري «ضميمه معرفت» و جلسه‌ی معنوي «هيئت انصارالمهدي» اهتمام بورزید و آن را با حضور، علاقه، حوصله و سليقه‌ی خودتان پرشور سازید. طرح‌هاي كلي را مي‌توانيم در ستاد مركزي اتحاديه مطالعه كنيم و براي شما بفرستيم؛ ولي كار فقط با همت خود شما به انجام مي‌رسد. بچه‌هاي جدي و مصمم دور هم جمع شوند و فكر كنند.

 

  1. عدم وابستگی انجمن اسلامي به گروه‌های مختلف

پرسش: آيا انجمن اسلامي وابسته به گروه يا حزب خاصي است؟ اگر نيست چرا عده‌اي همراه خانواده‌شان به اين گروه وارد شده و سوءاستفاده مي‌كنند؟

پاسخ: انجمن اسلامي دانش‌آموزان يك نهاد مستقل دانش‌آموزي و متصل به كانون ولايت و امامت است و از شائبه‌ی گرايش به جناح‌ها پاكيزه است. اگر در برخي شهرستان‌ها در گذشته اين‌طور بوده، اکنون اين‌گونه نيست و انجمن اسلامي يك‌پارچه در خدمت تربيت ديني و انقلابي دانش‌آموزان است و در رسیدن به اين هدف، سليقه‌هاي مختلف قابل تحمل‌ هستند.

یکی از امتيازات انجمن‌هاي اسلامي همين است كه در باندبازي‌ها نيفتاده است. اين‌همه انتخابات در كشور انجام مي‌شود و در اطرافش باندبازي و دعوا هم راه مي‌افتد. اين اتحاديه با حدود پانصدهزار عضو در سراسر كشور، اگر وارد اين باندبازي‌ها شود، مي‌دانيد چه اتفاقاتي خواهد افتاد؟ لذا سلامت عمومي داريم. البته ادعا نمي‌كنم در هيچ كجاي كشور آسيب نديديم، اما مي‌توانم بگويم در كل كشور يكي از سالم‌ترين تشكل‌ها هستيم.

 

  1. انجمن اسلامی، فرصتی برای شکوفایی

پرسش: واقعاً هدف انجمن اسلامي چيست؟ برخي از بچه‌ها اعلام كرده‌اند، ما عضو هستيم، ولي فعال نيستند.

پاسخ: انجمن فرصتي براي باليدن است که با هم‌فكري و هدايت‌هاي كلي كه نسبت به آنها صورت مي‌گيرد و با جديت و انگيزه و علاقه‌اي كه خودشان نشان مي‌دهند و با سرمايه‌گذاري عاشقانه‌ی خود بچه‌ها فراهم می‌شود. در واقع فرصتي است كه خود را از لحاظ اخلاقي، درسي، اجتماعي و بصيرت سياسي برجسته سازند و بعد با سرمايه‌اي كه فراهم كرده‌اند، بتوانند محيط پيرامون خود را روشنايي دهند. بنابراين بار اصلي به دوش بچه‌هاي عزيز است. اگر شما گردهم آیید و وارد ميدان شده و سازماندهي و هسته‌هاي تشكيلاتي خود را جدي بگيريد و باب مطالعه و درس‌خواندن را باز كنيد، ما به آن هدف‌ها نزديك مي‌شويم؛ وگرنه به جایی نمی‌رسیم. مجموعه‌ی ما با كاغذبازي و بوروكراسي و ديوان‌سالاري مشهور نيست، نه پولش را داريم و نه به اين شيوه اعتقاد داريم. مجموعه ما يك مجموعه دانش‌آموزي به معناي واقعي كلمه است. لذا خود دانش‌آموزان عزيز ما مهره‌هاي اصلي هستند.

 

  1. همه به کاهش گناه کمک کنیم

پرسش: چرا برخی در دوران امام عصر (ارواحنا فداه) وقتي مي‌دانند آقايي وجود دارد، دست به كاري مي‌زنند كه قلب امام را مي‌رنجاند؟

پاسخ: منظور ايشان اين است كه نسبت به برخي صحنه‌هاي ناهنجار كه ما در جامعه داريم، چرا بايد چنين چيزهايي وجود داشته باشد؛ در جامعه‌اي با اين هدف‌هاي بزرگ و اين‌همه شهيد كه برايش سرمايه‌گذاري شده، چرا صحنه‌هاي ناهنجار ديده مي‌شود؟

تا بوده چنين بوده و تا هست چنين است تا ان‌شاءالله آقايمان بيايد. اما اصل اين است كه در جامعه اسلامي ما اصل بر پاكي‌ و درستي باشد و تا مي‌شود از اين صحنه‌ها كمتر ديده شود. انجمن‌هاي اسلامي ما يكي از سنگرهايي است كه بايد از عفت، حيا، پاكي، نجابت، هويت انقلابي و طهارت دانش‌آموزانِ ما دفاع كند. اين دفاع چون به قول آقا يك دفاع فرهنگي است، با قلم، انديشيدن، بيان، اخلاق و معنويت امكان‌پذير است. اينجا جبهه نيست كه دشمن آن طرف خاكريز باشد و من اين طرف خاكريز باشم و اسلحه را بگيريم و به‌هم شليك كنيم. دشمن‌شناسي و هوشمندي لازم است.

با وجود این صحنه‌های گناه خيلي ناگوار و ناپسند است و بايد همه كوشش كنيم اين صحنه‌ها در جامعه ما به حداقل ممكن برسد.

 

  1. اتحادیه بودجه مستقلی ندارد

پرسش: آيا رهبر عزيز ما بودجه‌اي به اتحاديه اختصاص داده‌اند يا نه؟

پاسخ: هنوز خير! ما تبركي از آقا مي‌گيريم كه ماهي دوميليون تومان براي كل اتحاديه است و بسيار ارزشمند و مغتنم است. ولي بودجه‌اي كه بخواهيم با آن كارهاي بزرگي انجام دهيم، خير. اميدوارم در آينده بتوانيم، هم از بودجه‌اي كه آقا مي‌دهند استفاده كنيم، هم از بودجه‌هاي دولت تا ان‌شاءالله اين نهاد انقلابي كارهاي بزرگي انجام دهد.

 

  1. نقش مهم جوانان در بهسازی جامعه

پرسش: چرا جوان‌هاي ما به مُدهاي غربي آن‌قدر اهميت مي‌دهند؟ مقصر كيست؟

پاسخ: مقصر اول نظام تعليم و تربيت ما است كه نتوانسته بچه‌ها را متفكر بار بياورد.

دوم به خانواده‌ها برمي‌گردد كه قابل توجه است. چون بنيان‌هاي شخصيتي در خانواده‌ها شكل مي‌گيرد.

مقصر ديگر خود جوان‌ها هستند. من از كساني نيستم كه بگويم همه‌ی تقصير بابت كمبودها و مشكلات نظام است. بعضي در جامعه‌ی ما اين را مي‌گويند و اين فكر، غلط است. نوجوان‌ها و جوانان ما هم بي‌تقصير نيستند؛ اگرچه كم‌تقصير هستند. ما بزرگ‌ترها بيشتر مقصر هستیم، اما جوانان نیز بي‌تقصير نيستند. جوانان ما چشمانشان را باز كنند و اين‌همه الگو را ببینند؛ يك كهكشان شهيد بالاي سر ما است. به اين چهره‌هاي تابناك و به آن آرمان‌هاي بزرگ نگاه كنيد، به اين كار بزرگي كه انقلاب ما انجام داد، بنگرید. دبيرستان‌هاي ما به اين كار بزرگ شور دادند. ما آن زمان دبيرستاني بوديم. اصلاً انقلاب را بچه‌دبيرستاني‌ها پيش بردند و اين را بايد در بعضی جاها گفت. ما به خيابان مي‌رفتيم و مي‌گفتيم: مردم به ما ملحق شويد، شهيد راه حق شويد. پدران و مادران دیدند فرزندانشان در میدان هستند، آنها نیز آمدند. اول مادرها آمدند و جريان انقلاب شكل گرفت. اکنون هم نوجوانان عزيز ما مي‌توانند نقش اصلي را در اين مقطع، در بهسازي وضعيت جامعه ايفا كنند.

پرسش: آيا در تابستان گذشته اعضای انجمن‌ها را به اردو دعوت كردند؟

پاسخ: اين سؤالات را بايد از مسئولان استان بپرسيد.

 

 

[1]. ملک: 10.

[2]. رعد: 3؛ نحل: 11؛ روم: 21؛ جاثیه: 13.

[3]. آمدی، غرر الحكم، حدیث8917.

[4]. نهج البلاغه، نامه31.

[5]. آل عمران: 190ـ191.

[6]. مولی صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج‌۴، ص‌۲۲۸.

[7]. یس: 40.

[8]. ذاریات: 21.

[9]. همان: 20.

[10]. آمدی، غرر الحكم، حدیث ۸۵۶۱.

[11]. اعراف: 201.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *